همه چیز درباره ایران


 در سالروز شهادت امام جعفر صادق‌(ع) 26 کبوتر خونین‌بال دفاع مقدس که 19 کبوتر از دیار گمنامان هستند، بر فراز 13 استان کشور بالی دوباره به آسمان می‌گشایند.

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 0:55  توسط mahdi  | 


نیرو گاه بوشهر در گذز زمان

برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1390ساعت 17:40  توسط mahdi  | 

كوچك و بزرگ برگه كاغذ را دست به دست به هم می دادند و به چهره كدر و بهت زده روی كاغذ خیره می شدند.
باورشان نمی شد و اصلاً باورش سخت بود كه می شود روبه روی آن جعبه نصب شده روی 3 پایه ایستاد و مرد پشت جعبه پارچه به سر بكشد و بعد یك آ«تقآ» و كمی دود و در انتها طرحی از چهره های مات شده شان به دست بگیرند.

تهرانی ها مغرور از كاغذی كه طرح صورت شان رویش بود، قاب های چوبی می خریدند و عكس ها را داخلش می گذاشتند و دیوارهای خانه هاشان را پر می كردند از صورت های متعجب، كه باید چند دقیقه بی حركت جلوی همان جعبه روی 3 پایه می ایستادند تا مرد پشت جعبه فرمان آزادی می داد و بعد نفس های حبس شده شان را رها می كردند.
ابتدای ورود صنعت عكاسی به ایران، عكاسخانه مباركه دولتی بود و تنها رجال حق پا گذاشتن به آن داشتند و مردم عادی اگر می خواستند صورت شان را تماشا كنند یا باید خیره می شدند به آینه و یا چند ساعتی می ایستادند جلوی نقاش. كه دومی از آن كارها بود كه خرج زیاد روی دست طالبش می گذاشت.
حدود سال 1243، نخستین عكاسخانه عمومی در خیابان جباخانه به دست آ«عباسعلی بیگآ» ساخته شد.
چند روز قبل از افتتاح عكاس خانه، در روزنامه دولتی اعلانی چاپ شده بود كه با سوادها برای بی سوادهای شهر این طور قرائتش می كردند: آ«چون تهرانی ها دوست دارند عكسی از صورت خود داشته باشند و همه نمی توانند به عكاس خانه مباركه دولتی بروند، آ«عباس علی بیگآ» عكاس باشی، زیردست خود را كه مدت ها برای تربیت او زحمت كشیده، به عكاس خانه عمومی شهر می فرستد.آ»
همین، روز افتتاح تعداد زیادی از آدم های شهر كه دوست داشتند تصویر صورت های شان را سال ها بعد تماشا كنند و یا نشان دیگران دهند و یا حتی دلشان می خواست این اتفاق جدید را تجربه كنند، روبه روی عكاس خانه به صف شدند و 4 هزار دینار آماده كردند برای عكس بزرگ تا 12 عدد، و اگر كسی بیشتر می خواست دانه ای 3 هزار دینار.
فقیرترها 2 هزار دینارشان را شمردند برای 12عكس كوچك و فقیرترها حسرت خوردند برای تصویری كه حتماً نمی دانستند چند سال دیگر به چه راحتی از صورت ها برداشته می شود و اصلاً آدم های 100 سال بعد دنیا هر چیزی می خرند یك دوربین عكاسی هم به آن وصل است!
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 20:23  توسط mahdi  | 

سردار محمدباقر نيكخواه كه در دوران دفاع مقدس مسئوليت پدافند سلاح‌هاي شيميايي قرارگاه خاتم‌الانبياء (ص) را بر عهده داشته و در زمينه سلاح‌هاي شيميايي و جنگ نوين نيز تحقيقاتي كرده است، در گفت‌وگو با خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا»، در خصوص روند استفاده از سلاح‌هاي شيميايي در جهان اظهار داشت: سلاح‌هاي شيميايي براي نخستين بار در جنگ جهاني اول در سال 1914 ميلادي توسط متفقين عليه آلمان‌ها استفاده شد و معروفترين اين حملات شيميايي، حمله‌اي بود كه آلمان‌ها در 22 آوريل 1915 در جبهه ايپر بلژيك انجام دادند. 

وي ادامه داد: در اين حمله آلمان‌ها، 5 هزار سيلندر حاوي گاز كلر را در جبهه‌اي به طول 8 كيلومتر پرتاب كردند كه 1700 تن گاز كلر به صورت ابر سبز تيره رنگ بالاي جبهه متفقين منتشر شد و باعث كشته شدن 5 هزار نفر و مصدوميت 60 هزار انگليسي‌، كانادايي و برده‌هايي كه براي انگليس از كشورهاي مختلف مي‌جنگيدند، شد كه اين امر عقب‌نشيني اين نيروها را در پي داشت. 

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 16:35  توسط mahdi  | 



ايرانيان چگونه شيعه شدند؟ توضیح کامل


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 13:39  توسط mahdi  | 


خلیج فارس

روز دهم اردیبهشت، روز اخراج پرتغالى ها از آب هاى جنوبى ایران و روز ملى خلیج فارس نام دارد. در 21 آوریل 1622، با رشادت «امام قلى خان امیرالامراى فارس»، به 117 سال تسلط جابرانه پرتغالى ها بر جزایر خلیج فارس خاتمه داده شد. خلیج فارس از نظر ژئوپولیتیک، تجارت، نفت، گاز، کشتیرانى، ماهى گیرى و... در طول تاریخ گلوگاه مهمى در دنیا محسوب مى شده و هم اکنون نیز شاهرگ اقتصاد دنیا در این منطقه قرار دارد. خلیج فارس امروزه به پیوستگاه و ته آب اروندرود در خرمشهر و بصره تا رأس مسندام در شمال عمان اطلاق مى شود. این خلیج در اواسط دوره سوم زمین شناسى حدود 30 میلیون سال قبل بر اثر گسترش دهانه شکاف دریاى عمان به وجود آمده و از پدیده هاى دوران سوم زمین شناسى است که در حال حاضر 226 هزار کیلومتر مربع پهنا دارد در ازاى کرانه اش از دهانه فاو تا بندرعباس یک هزار و 375 کیلومتر و میانگین ژرفاى آن 30 متر است و 62% آب هاى سطح کره زمین را در برمى گیرد. در ابتدا وسعت آن بیشتر از دو برابر مساحت فعلى بوده است. این پهنه آبى قدیمى ترین دریایى است که بشر آن را مى شناخته است. این پهنه آبى گاهواره تمدن جهان و از اولین زیستگاه هاى بشر محسوب مى شود. ساکنان این دریا کشتى را اختراع و خاور و باختر را به هم پیوند داده اند. در جغرافیاى قدیم دریاى پارس یکى از بزرگ ترین دریاها از 4 دریایى بود که شناخته شده بود اما اکنون پهنه آبى را که خلیج فارس مى نامند خلیجى با 1000 کیلومتر مربع طول و بیشتر از 240 کیلومتر مربع عرض.


+ نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 12:30  توسط mahdi  | 


حكايت ابابيل طبس

بدون شك ماجرايى كه در طبس اتفاق افتاد و با شكست نيروهاى امريكايى مواجه شد يكى از بزرگترين معجزات قرن است؛ چرا كه آنها با برخوردارى از دقيق ترين و پيچيده ترين امكانات نظامى و با تدارك همه جانبه و هماهنگى كليه عوامل داخلى و خارجى به بهانه آزادسازى جاسوسان خود اما در حقيقت به قصد نابود ساختن نظام اسلامى تهاجم خود را آغاز كردند.
سران كاخ سفيد و مقامات پنتاگون از موفقيت اين عمليات اطمينان كامل داشتند اما از آنجايى كه خداوند همواره حافظ اين ملت و انقلاب بوده است، در طبس نيز امدادهاى غيبى خداوند عينيت يافت تا بار ديگر بر طاغوتيان زمان ثابت شود كه اراده الهى بر هر چيز كه تعلق بگيرد شدنى است.
ما به ارزيابى حركت هاى امريكا در قبال انقلاب اسلامى پرداخته و جريان حمله ۵ ارديبهشت را با استفاده از اسناد به دست آمده از لانه جاسوسى و نيز با بهره گيرى از صحبت هاى كارتر كه به صورت خاطره جداگانه اى به چاپ رسيده، بررسى مى كنيم.


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 15:32  توسط mahdi  | 



اولين روزنامه چاپي ايران، در دورهً سلطنت " محمد شاه قاجار " به وسيله " ميرزا صالح شيرازي " در تهران تاً سيس گرديد. نخستين شماره اين نشريهً ماهانه که داراي نام مخصوصي نبود و به تقليد از واژهً روزنامه در زبان انگليسي، " کاغذ اخبار " ناميده مي شد، در 25 ماه محرم 1253 قمري ( اول ماه مه 1837 م ) انتشار يافت. موً سس نخستين روزنامهً ايران، جزء دومين گروه جواناني بود که در زمان فتحعلي شاه به همت " عباس ميرزاي نايب السلطنه " براي تحصيل علوم جديد به انگلستان اعزام شده بودند. وي ضمن تحصيل در اين کشور در فاصلهً سالهاي 1230 تا 1235 قمري ( 1815 تا 1819 م ) زبانهاي انگليسي و فرانسه و لا تين و علوم طبيعي و تاريخ را آموخت و با فن چاپ نيز آشنائي پيداکرد. او در بازگشت به ايران، سمت مترجم رسمي دولت را احراز نمود و نخستين چاپخانه و اولين روزنامه را در دستگاه دولتي پادشاهان قاجار داير کرد. بعدها به مقام سفارت رسيد و براي ماً موريتهاي مهم سياسي به انگلستان و روسيه رفت. ميرزا صالح مشاهدات و تجربيات خود را در انگلستان، در سفرنامه اش که معرف نخستين برخوردها و آشناييها و شيفتگيهاي ايرانيان با زندگي متجدد اروپائي است، شرح داده و به برداشتها و استنباطهاي کلي خويش در مورد نظام آزاديگراي انگليسي و وضع اقتصاد و صنعت و فرهنگ اين کشور نيز اشاره کرده است. مدير اولين روزنامه ايران، که در آغاز عصر تجدد خواهي پادشاهان قاجار براي تحصيلات جديد به اروپا رفته و پس از بازگشت به کشور، سالها در مشاغل و مسئوليتهاي گوناگون دولتي نقشهاي حساسي ايفا کرده بود . . .


بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 13:59  توسط mahdi  | 


این مقاله به چگونگی قرار گرفتن شیر و خورشید بر روی پرچم ایران و طراحی پرچم جمهوری اسلامی می‌پردازد.


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 19:46  توسط mahdi  | 


نوروز :

نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان [۱]، مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس را به‌عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.[۲]

پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، به ثبت جهانی رسیده‌ بود.[۳] در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد.


بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 11:33  توسط mahdi  | 


جزيره بحرين واقع در جنوب خليج فارس، تا اوايل دوران قاجار تحت نظر ايران اداره مي‏شد ولي پس از چند سال، انگليسي‏ها به بهانه اينکه ايران فاقد نيروي دريايي است، طي قراردادي با قاجار، حفظ امنيت خليج فارس و بحرين برعهده نيروي دريايي بريتانيا گذاشته شد. اين حاکميت که بيش از يکصد و پنجاه سال به طول انجاميد، بعدها به طور مکرر مورد مخالفت دولت‏هاي وقت ايران واقع مي‏گرديد ولي هر بار به نحوي با شکست مواجه مي‏شد. در نهايت وقتي که ايران در سال 1336 ش در لايحه تقسيمات کشوري، بحرين را استان چهاردهم ايران اعلام کرد، موجي از مخالفت در کشورهاي عربي را برانگيخت. در اين ميان شاه که نمي‏خواست حمايت کشورهاي عربي را از دست بدهد و ضمناً براي اينکه بتواند حاکميت ايران نسبت جزاير ديگر خليج فارس از قبيل تنب کوچک و تنب بزرگ و ابوموسي را تثبيت کند، يکباره و به طور ناگهاني، تصميم خود را مبني بر چشم‏پوشي از ادعاهاي ديرينه ايران به بحرين اعلام نمود و پس از آن، دولت، ميانجي‏گري دبير کل سازمان ملل را در اين مسأله تقاضا کرد. بنابراين در 21 ارديبهشت 1349 ش برابر 11 مي1970 م شوراي امنيت براساس گزارش هيئت اعزامي به بحرين مبني بر تمايل اکثريت قاطع اهالي بحرين به استقلال، قطعنامه‏اي صادر کرد که مفاد آن قطعنامه مبني بر لزوم استقلال بحرين، در 24 ارديبهشت آن سال به تصويب مجلس شوراي ملي ايران رسيد. هنوز استقلال بحرين رسماً اعلام نشده بود که هيئت حسن نيت ايراني راهي بحرين شد و هيئتي نيز از آنجا به ايران آمد. سرانجام اين جزيره مهم و استراتژيک و سرشار از منابع انرژي در 23 مرداد 1350 ش اعلام استقلال کرد و ايران نخستين کشوري بود که يک ساعت پس از اعلام استقلال، آن کشور را به رسميت شناخت.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 18:40  توسط mahdi  | 

کورش در طول زندگی خود فقط یک زن اختیار کرد و او کاساندان نام داشت دختر فرناسپه از شاهدختان خاندان هخامنشی . کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از - او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید ( به نقل از هرودوت تاریخ نویس یونانی  )  . در زمان کورش خشکیهای شناخته شده روی زمین 50 میلیون کیلومتر مربع بوده است .

از 148.822 میلیون کیلیومتر مربع کنونی . که از این 50 میلیون کیلومتر مربع تنها 11 میلیون آن جهان متمدن بوده است و بقیه آن وجود مادی نداشته است که کورش شاهنشاه بزرگ ایران زمین موفق شده بوده از این 11 میلیون کیلیومتر مربع جهان متمدن آن زمان 8 میلیون کیلیومتر مربع را از آن ایران کند و خود پادشاهی شود که بر 8 میلیون کیلیومتر مربع حکمرانی میکرد . او پس از 28 سال سلطنت پر افتخار در راه سر افرازی وطتش ایران زمین کشته شد  . 

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 18:7  توسط mahdi  | 



از دیگر ساخته های شگفت انگیز مهندسی ایرانی کانال سوئز می باشد که بدست دانشمند توانای ایرانی "آرته" در اواخر قرن ششم پیش از میلاد و به فرمان داریوش بزرگ حفر گردید و افتخاری همیشگی را برای ایرانیان ثبت نمود .
داریوش با توجه به اهمیت راه های دریایی به ویژه راه دریایی میان ایران و مصر که در آن زمان جزو کشورهای تابعه شاهنشاهی هخامنشی بود دستور داد کانالی میان دریای مدیترانه و دریای سرخ از راه رود نیل حفر شود تا کشتی های تجاری و نیز ناوگان دریایی ایران به آسانی از آن عبور کرده و راه کوتاهتری میان ایران و مصر پیموده شود .
کانال حفر شده بدست ایرانیان با کانال امروزی که در سال 1869 بدست مون فردینالد اوسپس حفر شد از نظر مسیر کمی متفاوت می باشد . پس از پایان کندن کانال به یادبود این افتخار بزرگ لوح یادبودی به زبان های پارسی . عیلامی . بابلی و مصری در آنجا نصب گردید که متن پارسی آن به شرح زیر می باشد :

منم داریوش شاه شاهان . شاه کشورهایی که همه نژادها را در خود دارد . شاه این سرزمین بزرگ با مرزهای فراخ .من پارسی هستم و به همراه پارسیان مصر را گرفتم . دستور دادم تا این کانال را از دنبال نیل که در سرزمین مصر جاریست تا دریایی که پارسیان بدانجا روند بکنند . این کانال کنده شد همانگونه که فرمان دادم .
و کشتی ها از مصر به سوی ایران روانه شدند چنانکه اراده من بود .
این کتیبه در سال 1866 هنگام حفر کانال جدید در 33 کیلومتری کانال کنونی یافته شد . روی این لوحه سنگی نقش دو تن حجاری شده و در میان آن نام داریوش شاه نوشته شده است .در سوی دیگر لوحه کتیبه مفصلتری به زبان مصری حک شده است و نقش داریوش شاه مانند فرعون های مصری تزیین گشته است . صورت او زیر قرص آفتاب بالدار حک شده و خدایان دو نیمه پایین و بالای نیل در زیر پای او به هم متصل گشته اند و نام کشورهای تابع ایران نوشته شده است . به این شکل خواسته اند بنمایانند که داریوش از سلسله هژدهم فراعنه مصر که مقتدرترین آنها بود نیز برتر است .
نمایندگان کشورهای تابعه در این لوحه زانو زده و به حالت کرنش و خضوع در پیشگاه داریوش هستند . تر جمه متن مصری لوحه :
آن تریوش (داریوش ) زاده اله نیت (مادر خدایان مصر ) انجام داد تمام آن چه را خدایان آغاز کرده بودند . سرور همه چیز که قرص آفتاب صورت او را احاطه کرده است . وقتی هنوز به دنیا نیامده بود و در شکم مادر جای داشت نیت او را پسر خود خواند . دست خود را با کمال به طرف او برد تا دشمنان او را بر افکنند چنانکه از برای پسر خود کرد ....
او دشمنان خود را در تمام ممالک نابود می کند . شاه مصر بالا و پایین آن تریوش که تا ابد پاینده باد .شاهنشاه بزرگ پسر ویشتاسب هخامنشی است او پسر اوست قوی و جهانگیر است. تمام بیگانگان به او روی می آورند و برای او کار می کنند.
گفتنی است که در کتیبه های مصری نام 5 تن از شاهان هخامنشی ( کوروش بزرگ - کمبوجیه - داریوش بزرگ - خشایار شاه - اردشیر اول و اردشیر سوم ) تاکنون دیده شده است
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اسفند 1389ساعت 21:52  توسط mahdi  | 


تلویزیون در ایران 

نخستین فرستنده تلویزیونی تاریخ ایران ساعت پنج بعد از ظهر جمعه یازدهم مهرماه سال 1337 آغاز به کار کرد.
در دهه 30 هجری شمسی، وقتی دولت وقت سرگرم تدارک زمینه و طرح‌ریزی برای ایجاد تلویزیون بود «حبیب‌الله ثابت پاسال» از بخش خصوصی پیشدستی کرد و پیشنهاد تاسیس یک ایستگاه فرستنده تلویزیونی را ارائه داد.
از آنجا که پاسال از اعتماد دربار برخوردار بود، با پیشنهاد او موافقت شد و مجلس شورای ملی در تیرماه سال 1337 ماده‌ای با چهار تبصره مصوب کرد که به موجب آن اجازه داده می‌شد یک فرستنده تلویزیونی زیر پوشش وزارت پست و تلگراف و تلفن در تهران ایجاد شود. این فرستنده تا پنج سال از پرداخت مالیات معاف بود و تمامی برنامه‌های آن از مقررات اداره کل انتشارات پیروی می‌کرد.
نخستین فرستنده تلویزیونی ایران ساعت پنج بعد از ظهر جمعه یازدهم مهرماه 1337 اولین برنامه خود را پخش کرد. این فرستنده که "تلویزیون ایران" نامیده می‌شد، ابتدا هر روز از شش بعد از ظهر تا 10 شب برنامه داشت.
تلویزیون ایران به صورت خصوصی اداره می‌شد و متکی به درآمد خود از آگهی‌های تجارتی و تبلیغاتی بود. این سازمان پس از یک سال فعالیت برنامه‌های روزانه خود را در تهران به پنج ساعت افزایش داد و در سال 1340 فرستنده دیگری در آبادان و یک فرستنده تقویتی در اهواز تاسیس کرد.hamshahrionline
رونق کار تلویزیون ایران تصمیم حکومت را در تاسیس یک شبکه تلویزیونی سراسری قطعی‌تر کرد. بنابراین در سال 1343 یک گروه فرانسوی از سوی سازمان برنامه و بودجه مامور بررسی و طراحی یک مرکز تلویزیونی شد.
سرانجام پس از تصویب طرح ایجاد "تلویزیون ملی ایران"، یک ایستگاه کوچک به وجود آمد و با امکاناتی ساده پخش برنامه‌های آزمایشی را از سال 1345 آغاز کرد.
امکانات فنی تلویزیون در آن زمان به یک استودیو، سه دوربین و دو دستگاه ضبط مغناطیسی محدود می‌شد و از آنجا که فرستنده تلویزیون ایران با سیستم 525 خطی آمریکایی کار می‌کرد و سیستم تلویزیون ملی 625 خطی اروپایی بود، تلویزیون ملی با نصب یک فرستنده دو کیلو واتی با سیستم 525 خطی بر بالای ساختمان هتل هیلتون، امکان استفاده از این شبکه را برای همه دارندگان تلویزیون با سیستم‌های مختلف، امکان‌پذیر ‌کرد.
مدتی کمتر از دو سال از تاسیس تلویزیون ملی نمی‌گذشت که در 17 مرداد 1347 نخستین مرکز شهرستانی تلویزیون ملی در ارومیه گشایش یافت و چندی بعد مرکز تلویزیونی بندرعباس به کار افتاد. مراکز تلویزیونی به تدریج یکی بعد از دیگری در شهرهای مختلف شروع به فعالیت کردند و پیام‌های سیاسی، فرهنگی و تفریحی را طبق ماموریت‌هایی که برنامه‌ریزان حکومت تعیین کرده بودند، به قشرهای وسیع‌تری از مردم رساندند.
از آغاز شکل‌گیری تلویزیون عده زیادی از فیلمسازان به علت امکانات مالی بیشتری که تلویزیون در اختیار سازندگان و تهیه‌کنندگان قرار می‌داد جذب آن شدند. در نتیجه تلویزیون به صورت یکی از مراکز مهم فیلم‌سازی در بخش دولتی درآمد و تعداد زیادی فیلم داستانی و مستند از جمله مستند خبری (که درصد بیشتری را نسبت به دیگر انواع فیلم‌ها داشت) و سریال‌های گوناگون در آن ساخته شد، به گونه‌ای که حاصل کار فیلمسازان تلویزیونی تا قبل از انقلاب نزدیک به هزار فیلم کوتاه و بلند بود.
در ایران از همان سال‌های اولیه کار تلویزیون سریال‌سازی نیز پا گرفت. "امیرارسلان نامدار" از نخستین سریال‌های ایرانی است که از تلویزیون ملی پخش شد.
تلویزیون ملی ایران در سال‌های پس از انقلاب اسلامی با تغییر نام به سیمای جمهوری اسلامی ایران در قالب دو شبکه برنامه‌های خود را پی گرفت. در سال‌های آغازین پس از انقلاب بیشترین زمان برنامه‌های سیما به مستندهای سیاسی تبلیغاتی و اخبار سراسری اختصاص داشت.hamshahrionline
مستندهایی از پرونده‌های سیاسی عوامل رژیم سابق، عوامل گروهک‌های منافقین، مجاهدین و اعترافات آنها از آن جمله بود. به تناسب وضع بحرانی جامعه پس از انقلاب و به تبع آن آغاز جنگ ایران و عراق این روند به سوی فیلم‌های مستند از جنگ و جبهه تغییر مسیر داد و تا سال‌ها بعد این روند همچنان ادامه داشت.
برنامه‌هایی مانند "روایت فتح" محصول این دوران هستند. در این سال‌ها مجموعه‌های نمایشی و داستانی چون "سلطان و شبان" به کارگردانی داریوش فرهنگ، "سربداران" به کارگردانی محمدعلی نجفی، "هزاردستان" به کارگردانی علی حاتمی، "کوچک جنگلی" به کارگردانی داریوش بحرانی و بهروز افخمی و ... ساخته شدند.
در کنار این مجموعه های تاریخی، از مجموعه‌های داستانی-اجتماعی آن روزگار باید به مجموعه "آینه" اشاره کرد. مجموعه‌ای که در قالبی نمایشی که به دو روی سکه زندگی خانواده‌های مختلف می‌پرداخت.
در دهه هفتاد بود که از انحصار شبکه یک و دو بیرون آمد و با تأسیس شبکه سه سیما با رویکردی به جوانان و ورزش عرصه های جدیدی را در جذب مخاطب آزمود.
در واقع از همین مقطع زمانی بود که با آزاد شدن ویدئو، رونق سینما، فیلم‌های ویدئویی و بعدها سی.دی و دی.وی.دی، فرصت انتخاب برای مخاطبان بیشتر شد.
با تأسیس شبکه پنجم با عنوان شبکه تهران و اختصاص یک شبکه استانی به استان‌های کشور، توجه به مناسبات درون گروهی شهرستان‌ها و استان‌ها در دستور برنامه‌سازان قرار گرفت.
تأسیس شبکه چهار با شعار پرداختن به برنامه‌های علمی، فرهنگی و هنری فاخر ایران و جهان و نهایتاً شبکه خبر همگی در راستای سیاست‌های جدید برای تأمین گونه‌های مختلف سلایق مخاطب مفهوم پیدا کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 23:34  توسط mahdi  | 


نقش حياتى موزه ها در جوامع بشرى نقشى بديع، ماندگار و مروج ناب ترين پديده هاى فرهنگى است. موزه ها از معدود مراکز حافظ يادگاران نسل گذشته و در حقيقت فرزندان هنر و تاريخ هستند. هر يک از اين اشيا در عين بى زبانى به هزار زبان سخن مى گويند زيرا اسناد معتبرى از هنر، فرهنگ و تاريخ را ارايه مى دهند.

موزه کلمه اى يونانى است که از " موزه يون " به معناى مجلس فرشتگان الهام گرفته است. به طور کلى موزه به مجموعه اى از آثار و اشيايى اتلاق مى شود که در محل يا عمارتى نگه دارى و در معرض نمايش گذاشته شوند.

تاريخ تشکيل اولين موزه در ايران را بايد در گنجينه هاى گرانبهايى که باستان شناسان به دست آورده اند، جستجو کرد. ايرانيان براى رهايى از آسيب بيگانگان گاهى گنجينه هاى گرانبهايى مانند کلوزر، کلماکره و مجموعه سفال ئ آبگينه گرگان را درون چاه ها و حفره ها پنهان مى کردند.

بيشترين جلوه تاريخ موزه دارى ايران را در ايجاد موزه ايران باستان بايد جستجو کرد. اين موزه با 2744 متر زير بنا به دليل قدمت اشيا، در زمره يکى از موزه هاى مادر دنيا محسوب مى شود که به سال 1316 خورشيدى افتتاح گرديد.


بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 21:19  توسط mahdi  | 

انسان‌های اوليه که دسته جمعی می‌زيستند، نيازی به تعويض کالا نداشتند. بعد از به وجود آمدن طوايف و قبايل مبادله‌ی کالا به کالا رواج يافت. مبادله‌ی کالا به دلايلی با مشکلاتی همراه بود. برای رفع مشکلات ابتدا از فلز برای مبادله استفاده کردند و پس از مدتی به فلزات گران‌بها و سبک وزن، از جمله طلا، نقره و مس رو آورند.

در بيشتر کشورهای شرقی و آسيايی، فلزی که در مبادله‌ی کالا از آن استفاده می‌شد، حلقه‌ای شکل بود. و در سه هزار سال پيش از ميلاد از آن استفادهمی‌کردند که می‌توان آن را قديم‌ترين وسيله‌ی مبادله، پيش از اختراع سکه، دانست. در کاوش‌های شوش حلقه‌هايی از ويرانه‌های معابد، از دوهزار سال قبل از ميلاد، به دست آمده است. استفاده از فلزات سبک وزن و کم حجم و گران‌بها، که معاملات را سهل و ممکن می‌ساخت، مورد قبول عامه قرار گرفتبدين ترتيب مرحله‌ی پيدايش پول آغاز شد.

واژه‌ی پول

پول از کلمه‌ی يونانی Obolos گرفته شده و آن سکه‌ای بود برابر يک ششم درهم يا دراخم. کريستين سن معتقد است کلمه "پول" در زمان اشکانيان به ايران راهيافته است.

"سکه" نام دستگاه آهنينی بود که برای مهر زدن بر پول‌هايی که در ميان مردم رايج و با آن معامله می‌کردند، به کار می‌رفت. بعدها آن را اثر مهری می‌ناميدند که روی سکه‌های حک می‌شد.

بنابراين سکه عبارت است از يک قطعه فلز به وزن معين که روی آن علامت رسمی دولت، يا حکومتی که عيار و وزن آن و ارزش آن را تعهد می‌کند، قيد شده است


بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 19:37  توسط mahdi  | 

برای بررسی مسير پر پيچ و خمی که هنر “ نمايش“ در ايران طی کرده است ، ضروری است که ابتدا دو واژه ی “نمايش“ و “تئاتر“ را تعريف کنيم تا علت انتخاب عنوان اين بررسی روشن شود. “ نمايش“ در يک تعريف ساده تمامی آن حرکات و اعمالی است که برای نشان دادن موضوعی انجام شود. پس نمايش در بطن خود و در شکل اوليه اش يک بازی است و می دانيم که بازی پديده ای است غريزی. بازی يکی از غرايز طبيعی بشر است و در اين راستا اغلب چيزی نمايش داده می شود که قبلا اتفاق افتاده باشد .

بعبارت ديگر نمايش يعنی نشان دادن ، باز نمودن و مترادف اصطلاحهای تماشا ، تقليد و بازی است . پس هر يک از شکلها و شاخه های گوناگون اين هنر جزيی از مفهوم نمايش است.

“تئاتر“ اما همانا هنر دراماتيک است و پنج قرن قبل از ميلاد مسيح در آتن و روم پديد آمد و سپس در آثار قرون وسطا‌، رنسانس و بعد در عصر جديد اروپا ادامه يافت. منظور از تئاتر ، يک مجموعه ی هنری يا يک نظام سازمان يافته ی هنری است که پيش از هر چيز به متن يا نمايشنامه و سپس به کارگردان نياز دارد وشامل بازيگری، صحنه آرايی ، مجسمه آرايی، موسيقی، سخنوری، نورپردازی، نقاشی ، معماری ... می شود.

پس ما در اين بررسی آگاهانه از واژه ی نمايش و کاوش درچگونگی پيدايش آن استفاده می کنيم تا به عهدی برسيم که در آن تئاتر در ايران پديد آمد.

نمايش در آغاز از تحول رسمها و نيايشهای مذهبی پديد آمد . اصولا در سرزمينهايی که دينهای چند خدايی داشتند ، مانند هند و يونان ، روحيه ی نمايش پذيری قويتر بود ، چرا که خدايان در آنها حالتی انسانی تر داشتند . پرستشگاههای خدايان هندی و اصولا نيايش مذهبی در کشوری مانند هند ، همانا رقص و موسيقی و نمايش است . اما در ايران تک خدايی (چه زرتشتی و چه اسلامی) ، از آنجا که قادر مطلق تک است ، صورت ناپذير نيز هست و برای همين خدای ايرانی ، حتی به هنگام موبدان که مذهب را با تجمل و روشنی آميخته بودند ، موسيقی و رقص را کار پيروان ديوان و جادوگران می دانست و نفی می کرد.

موضوع اساطير مذهبی يونان چند خدايی در آغاز همانا روابط و جنگهای خدايان با يکديگر بود و در مسير تحول و پس از گذشت چند قرن به جنگ انسان با خدا يعنی با تقدير بدل شد يا از مضامين الهی به مضامين دنيوی رسيد، يعنی از نظارت عامل مراجع مذهبی بر آن کاسته شد و عامل تعيین کننده ی مردم در آن وسعت يافت و بجايی رسيد که امروز می بينيم.

اينک ببينيم در ايران چه شد که نمايش آنگونه که بايد رشد نکرد .

پايه ی نمايش در ايران عوام بوده اند و از آنجا که تاريخ ما تاريخی منقطع است که در طول آن قربانيان اصلی بگونه ای همان عوام بوده اند ، اطلاعاتی که پژوهشگران نمايشی ما از وجود نمايش در ايران و در دوران پيش از اسلام بدست می دهند بخشا با حدس و گمان و با شک و ترديد همراه است . چرا که نمايشگران عامی خواندن و نوشتن نمی دانسته اند و نمايشهايشان توام با بداهه گويی و آفرينش حضور ی بوده است. نمايش هنری نقاد است و از آنجا که تاريخ ما تاريخ سلطه ی استبداد است ، روحيه ی منقد نمايش برای خودکامگان تحمل پذير نبوده است و تنها خواهان جنبه های مسخرگی و دلقکی آن بودند.

می دانيم که دسته ای از قوم بزرگ هند و ايرانی در فاصله ی هزاره ی اول يا دوم پيش از ميلاد به فلات ايران آمدند و ماندگار شدند. آنها ابتدا با اقوام بومی جنگيدند ، اما بعد با آنها ماندند و در آميختند . در نتيجه ی اين ماندن و در آميختن اين مهاجران که بيابانگرد و چادر نشين بودند ، تمدن اينها وارد مرحله ی روستا نشينی شد . مهاجران با خود اساطير و اعتقاداتی نيز آوردند که با اعتقادات مردم بومی در آميخت و مراسم و جشنهايشان شکل ديگری پيدا کرد. آنها بتدريج برای مبارزه با دشمنانی که از اقوام وحشی بودند و به آنها حمله می کردند ، گرد هم آمدند و اين دوره ای است که طی آن افسانه های قهرمانی و اساطير ايران گسترش يافت . گمان بر اين است که نخستين غريزه ی غير آگاه نمايشگری در اين اجتماعات قبيله ای بروز کرده است. ، مثل رقصهای ستايش گرد آتش ويا رقصهايی با آرايشهای عجيب و غريب و برای تحريک روحيه ی جنگاوران . يکی از تصويرهای بجای ماده بر سفالها در اين دوران تصوير دو اجرا کننده ی يک رقص با صورتکهای بز است که گمان می رود ماجرای ستايش درخت زندگی باشد.

سپس نقالی که پس از پيدايش و توسعه ی عنصر کلام پيدا شد و شکل گرفت ، بدين ترتيب که در اجتماع های چند نفری ، رئيس قبيله شرح اعمال قهرمانی و قهرمانان را به شنوندگان منتقل می کرد. برخی از شنوندگان اين داستانها ، با افزودن آب و تاب و افزودن بر حرکات نمايشی ، آنها را برای ديگران گفتند و بدين قرار بود که هم يک تماشای زنده و ماندنی پيدا شد و هم اساطير توسعه يافت و سينه به سينه نقل شد تا کاتبان آنها را ثبت کردند. می توان چنين نتيجه گرفت که چندين مشخصه ی نمايش چون شبيه سازی، استفاده از صورتک و افزودن بازی بر داستان در اين دوره بوجود آمد و از آنجا که جای بازی اين نمايشها در ميان مردم بوده است ، اولين مقدمات بوجود آمدن صحنه ی گرد که در آن نمايشگران در وسط قرار دارند و مردم بدور آنها حلقه می زنند ، فراهم شد.

شايد يکی از روشنترين مدارک قابل استناد در مورد وجود نمايش “تاريخ بخارا“ باشد که در ٥٢٢ بوسيله ی ابونصر قبادی به فارسی ترجمه شده که در آن از تعزيه ی مردم بخارا بر مرگ سياوش سخن می رود : “مردمان بخارا را در کشتن سياوش نوحهاست چنانکه در همه ی ولايتها معروفست و مطربان آنرا سرود ساخته اند و قوالان آنرا گريستن مغان خوانند و اين سخن زيادت از سه هزار سال است...“ (بتاليف ابوبکر محمد بن جعفر النرشخی به سال ٣٣٢ به عربی)

همچنين شواهدی وجود داردمبنی بر اينکه اسکندر همراه سپاه خود تعدادی نمايشگر نيز با خود به همراه آورده است (حدود ٣٢٣ قبل از ميلاد) و روايات ديگر حاکی از آن است که در اين دوره تماشاخانه هايی در همدان و کرمان وجود داشته است که احتمالا بعدها بدست ساسانيان ويران شده است.

آنچه مسلم است اينکه در اين دوران شرق و غرب بر يکديگر تاثيرات متقابلی گذاشته اند و در ايران در مدت کوتاهی سلوکی های يونانی الاصل و بعد زمان درازی اشکانيان که به فرهنگ يونانی علاقمند بودند با آنها يک داد و ستد فرهنگی داشته اند.

همچنين در روايتهايی از نويسندگان عهد اسلامی ايران سخن از جشنهايی می رود که مايه ی نمايشی داشته اند . يکی از آنها در روايت ابوريحان بيرونی آمده و جشن “برنشستن کوسه“ نام دارد و پس از اسلام بصورت بازی “مير نوروزی“ ادامه يافته است و هنوز هم در برخی دهات ايران انجام می شود: “ آذر ماه به روزگار خسروان (شايد ساسانيان) اول بهار بوده است و به نخستين روزی از وی مردی بيامد کوسه، بر نشسته بر خری، و بدست کلاغی گرفت و به باد بيزن خويشتن باد همی زدی و زمستان را وداع همی کردی، و ز مردمان بدان چيزی يافتی...“

نکته ی ديگر مربوط به رسمی است که در روز ١٥ دی انجام می شده و در آن پيکره ای می ساخته اند و چون سلطان گرامی می داشته اند و عاقبت آن را قربانی می کرده اند . شايد اين بازی نوعی انتقامجويی از پادشاهان بوده است . اين بازی بگفته ی ابوريحان بيرونی در عهد او يعنی پس از اسلام نيز باقی ماند و گمان می رود که به بازی “عمرسوزان“ تبديل شده باشد.

از آنجا که در ايران امکان پيدايش نمايش بطور وسيع وجود نداشته ، مردم ذوق نمايشی خود را به رقص و مراسم و جشنها منتقل کرده اند . يکی از مدارک موجود در اين زمينه چهار تصوير زنی هنرپيشه است بر تنگی نقره ای . در تصوير اول اين زن در دست راست خود شاخه گلی و در دست چپ ظرفی بدست گرفته است و در دو طرف او روباه و قرقاولی ديده می شوند . در تصوير دوم حلقه ای بدست راست و گلی بدست چپ داردو در حالت رقص است در تصوير سوم شاخه ی بلند درختی که گل و برگ دارد در دست دارد و در دوطرف وی کبک و تذرو ديده می شوند و در تصوير چهارم پرنده ای به دست راست به سمت بالا نگه داشته و در دست چپ روباهی را گرفته و از دم تکان می دهد و باز هم تصوير کبک و تذرو در دوطرف او ديده می شود. در حاشيه های هر چهار تصوير برگ مو تصوير شده است که تفسير آن اين می تواند باشد که وی حيوانات آفت انگور را تنبيه می کند و به حيوانات بی آزار نگاه پرمهری دارد.

نمونه ی ديگر يک بازی سه نفری قديمی توام با رقص است که پايکوبی زنی است و رقصهای رقابت آميز دو مرد که يکی همسر زن است و ديگر عاشق او که از آنجا که در انتهايش شوهر بدست عاشق کشته می شود ، يقين می رود که به پيش از دوران آئين زرتشت و اسلام باز گردد. چون از نظر هر دوی اين اديان اين عمل بسيار غير اخلاقی است . از آنجا که اين رقص در دهات مازندران اجرا می شده ، احتمالا مذهب نتوانسته است به آن دست اندازی کند.

در پايان باز می گرديم به نقالی و نقالان که داستانهای قهرمانان ملی را همچنان در کوی و برزن باز می گفتند و حتی پس از ثبت اين داستانها ، نقالی بدليل عدم آشنايی عوام با خواندن و نوشتن ادامه يافت.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 14:57  توسط mahdi  | 

تاريخ مخـتـصر سيـنـماى ايران ورود اوليـن دستـگاه سيـنـماتـوگراف به ايران در سال 1279 هـجرى خـورشيـدى توسط مظـفرالدين شاه سر آغـازى براى سيـنـماى ايران به حساب مى آيد، هـر چـند ساخـت اولين سالن سـيـنماى عـمومى تا سال 1291 اتـفاق نـيـفـتاد. تا سال 1308 هـيچ فـيلم ايرانى ساخته نـشد و اندک سيـنـماهاى تاسيـس شده به نمايش فـيلم هاى غـربى که در مواردى زيـر نويـس فارسى داشتـند مى پرداخـتـند. اولـين فـيلم بلـند سيـنـمايى ايران به نام " آبى و رابى " در سال 1308 توسط آوانس اوگانـيانس، با فـيلمبردارى خان بابا معـتـضدى ساخته شد. 

در سال 1311 شمسى اولين فـيلم ناطـق ايرانى به نام " دخـتر لر " توسط " عـبدالحـسين سـپـنـتا " در بمبئى ساخـته شد. استـقـبالى که از اين فـيلم شد، مقـدمات ساخت چـند فـيلم ايرانى ديگر را فراهـم کرد. تغـيـير جو سياسى کشور طى سالهاى 1315 تا 1327 و اعـمال سانسور شديد و مواجهـه با جـنگ جهـانى دوم فعـاليـت سيـنماى نوپاى ايران را با رکود مواجـه ساخت. هـر چـند نـبايد از نظـر دور داشت که تا اين دوره هـنوز سـيـنما در ايران جـنبه عـمومى نـيافـته بود و استـفاده از معـدود سيـنماهاى موجود در تهـران و شهـرهاى بزرگ، تـقريـبا مخـتص اشراف و اقشار خاصى از جامعـه بود. از طرف ديگر در بـين سازندگان فـيلم نـيز خط فکرى خاصى وجود نـداشت و به جز سپـنـتا که به دليل ويـژگى هاى فرهنگى وى عـناصر ادبـيات کهـن ايران در ساخـته هاى وى به چـشم مى خورد، در بـقـيه موارد فـيلم هاى ساخـته شده عـمد تاً اقـتـباسى ناشيانه از فيلمهاى خارجى بود.

در سالهاى بعـد از 1322 فعـاليت هاى فـيلمسازى به دلـيل تاًسيس چـند شرکت سـينمايى توسط تعـدادى سرمايه گذار و هـمچـنـين عـمومى تر شدن سيـنما در بـين مردم، گسترش يافت. اما متاًسفـانه از آنجايى که در اين گسترش توجه به درآمد و سود حاصل از سرمايه گذارى از يک طرف و وضعـيت سياسى جامعـه از بعـد از کودتاى 28 مرداد و تحديد آزاديهـا، يعـنى مهـمترين عـنصر توسعـه فرهنگى، سيـنماى ايران عـمدتاً با محصولاتى عـوام پسنـد و بى محتوا مواجه شد و اين عـناصر جزو سنت رايج فـيلم سازى در اين دوره گرديد. خوشبخـتانه در سالهاى بعـد با فعـاليت فيـلمسازانى چـون ساموئل خاچـيکـيان، هـوشنگ کاووسى، فرخ غـفارى، ابراهـيم گـلستان، مسعـود کـيميايى، داريوش مهـرجويى، فريـدون رهـنما و عـلى حاتمى جريان فرهنگى تازه اى در فـيلمسازى ايران آغـاز گشت، که تا حدودى جدا از سنت رايج عـوام پسندانه در ايران اقدام مى نمود.

هـمچنـين تاًسيس کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوانان در سال 1348 هـجرى خورشيدى فرصت مناسبـى براى شکل گيرى سيـنماى فرهـنگى در ايران شد. همکارى يونسکو با اين کانون به عـنوان توزيع کننده فـيلم هاى کودکان در ايران با اعـزام نورالدين زرين کلک به بلژيک عـملى گرديد، تاثير مهـمى بر ارتـقاء سطح فرهـنگى کانون گذاشت. جريان فرهـنگى شکل گرفته از سوى سيـنما گران نامـبرده همراه با ايجاد کانون پرورش فکرى و هـمچـنـين کاهـش استـقبال عـمومى از عـناصر سرگرم کننده اى چون خشونت، سکس، جاهل مسلکى در بـين اقشار جوان و بخصوص قشر تحـصيـلکرده کشور عـواملى بودند دست در دست هم جريان نو و سازنده اى را در سيـنماى ايران طى سالهاى 50 تا 57 به وجود آوردند. بهـرام بـيضايى، عـباس کيارستمى، خسرو سيـنايى، کامران شيردل، داريوش مهـرجويى، ناصر تـقـوايى، عـلى حاتمى، امير نادرى و ... از افرادى بودند که با بهـانه هاى غـير مادى نـقـش اساسى در اين جريان داشتـند و مقـدماتى را فراهـم نمودند تا سيـنماى ايران گام هاى افـتخار آفرينى را در سالهـاى بعـد بر دارد.

بعـد از انـقلاب طى سالهاى 1357 تا 1362 بدليـل نـبودن ضوابط تدوين شده فـيلمسازى، سيـنماى ايران تـقريـبا در وضعـيـتى نابسامانى بسر مى برد. پس از سال 1362 با تدوين ضوابط فـيلمسازى که با توجه به شرايط پس از انـقـلاب تـنـظيم شده بود، عـناصرى چون خشونت و سکس را اجباراً از سيـنماى ايران خارج ساخت و از طرف ديگر به دليل مصادره بسيارى از سيـنماها و شرکت هاى توليد فـيلم و اعـمال نظارت دولتى بر آنها به طور غـير مستـقـيم نـقـش عـامل سودآورى در سيـنما کمرنگ تر شد. اين عـوامل همراه با تکامل کيفى فـيلمسازان دهـه پنجاه چون کيارستمى، بـيضايى، مهـرجويى و ... تاثـير مثـبتى بر روند فـيلمسازى در ايران گذاشت که با توجه به محـدوديت ها، محـصولات بديعى را آفريـدند و تحـسيـن منـتـقـدان جهـانى را به هـمراه داشت. در اين دوره فـيلمسازان جوانى چون محسن مخـملباف، ابراهـيم حاتمى کيا، جعـفر پـناهى، مجـيد مجـيدى و ابوالفضل جـليـلى که با تمايلات مخـتـلف پا به عـرصه فـيـلمسازى گذاشتـند و به مرور با مطالعـه و پـشتکار توانـستـند به صورتى هـنرمندانه عـناصر اين هـنر را بکار بگيرند، نـقـش موًثرى در اين تحـول ايـفا نمودند.

هـمچـنـين برقرارى منـظم سالانه دست کم يک جشنواره بـين المللى فـيلم که در بهـمن ماه هر سال به نام جشنـوارهً فيـلم فـجر در کشور برگزار ميگردد نـيز در ايـجاد عـلاقه به سيـنما در قـشر جوان کشور از يکسو و توسعـه اين هـنر نـقـش مهـمى ايـفا نموده است.

نـقطهً اوج موفـقـيتهاى بـين المللى سيـنماى ايران در اين دوره را بايد اهداى جايزه نخل طلايى جـشنواره بـين المللى کن فرانسه در سال 1997 به عـباس کيارستمى براى فـيلم طعـم گيلاس (اين جايزه بصورت مشترک به عـباس کيارستمى و يک فـيلمساز ژاپـنى تعـلق گرفت) دانست. از ديگر موفـقـيتهاى بـين المللى سيـنماى ايران طى اين دوره مى توان به موارد زير اشاره کرد :

- جايزه پلنگ طلايى جشـنواره کوکارنو، سويس، 1997، به فـيلم " آيـيـنه " ساخته جعـفر پـناهي.

- جايزه بزرگ بهـترين فـيلم در جـشنواره فيـلم سه قاره نانت، فرانسه، 1996 به فيـلم " يک داستان واقـعـى " کار ابوالفضل جـليـلي.

- جايزه دوربـين طلايى جشنواره کن، فرانسه، 1995، به فيـلم " بادکنک سفـيد " اثر جـعـفر پـناهي.

- جايزه روبرتو روسيـليـنى در جـشنواره کن، فرانسه، 1992، به عـباس کيارستمى به خاطر مجـموعـه آثارش. جايزه فرانسوا تروفو در جشنواره فـيلم جـيفونى، ايتاليا، 1992، به عـباس کيارستمى به خاطر مجـموعـه آثارش.

- جايزه بزرگ بهـترين فـيلم جشنواره سه قاره نانت، فرانسه، 1989، به فـيلم " آب، باد، خاک " ساخته امير نادري.

- جايزه بزرگ بهـترين فـيلم جشنواره سه قاره نانت، فرانسه، 1985، به فـيلم " دونده " اثر امير نادري.

از ديگر تحـولات کمتر سابقـه دار در سيـنماى ايران طى سالهاى بعـد از انـقلاب حضور جدى تر فـيـلمسازان زن مانند رخشان بنى اعـتماد، تهـمينه ميلا نى و ... است.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 14:54  توسط mahdi  | 

دوم آذر سالگرد شکست قادسیه است. بزرگان پس از این شکست به یزگرد گفتند پایتخت را به شیراز ببرد ولی او نپذیرفت و با این تصمیم اشتباه کار ایرانی ها تمام شد! برخلاف بعضی ها که دنبال تبرئه اعراب هستند آنها چندان هم مهربان وارد ایران نشدند! ورود آنها با آتش، چپاول اموال و تجاوز به زنان و اسیر گرفتن آنها بوده است!

 


در قرن اخیر یک پوست پاره درنواحی سلیمانیه به خط پهلوی که متن به زبان هورامی بسیارنزدیک است بدست آمده که درآن چند بیت شعر به صورت مرثیه نوشته شده است.

این اشعار براین دلالت دارد که کردها وبالاخص هورامیها درآغاز اسلام آئین زردشتی داشته اند واهورامزدا را پرستش نموده اند.

دراین اشعار حمله اعراب را به خاک کردستان به تصویر می کشد که شهرها وروستاها را تانواحی شهرزور خراب وویران می کنند.
متن اشعار:

هورمزگان رمان آتران کژان ……. هوشان شاردوه گوره گورگان
زور کار ارب کردند خاپور ……. گنانی پاله هتا شاره زور
ژن و کینکان بدیل فشینا میرد …… آزاتلی ره روی هونیا
روشت زردشتره ماند بیکس  …… بزیکانیکا هورمزد هیوجکس


معنی اشعار چنین است:

1.(هرمزگان) معابد ویران شدند، آتش ها خاموش گشتند. بزرگ بزرگان خود را پنهان نمودند. (هرمزگان به معنی معابد یا مساجد است ودرزبان هورامی به مسجد مزگی گفته می شود. ومسجد معرب مزگد یا مزگت است که ازمزدگه آمده یعنی هرمزدگه یا گد به معنی گدا که مقصود آن گداگاه هرمزد ومحتاجین به هرمزد است) .
2.عرب ستمکار دهات وشهرها را تاشهرزور خاپور وویران نمودند.
3.زنان ودختران را به اسیری گرفتند ودلیران به خون خود غلطیدند.
4.روش وآئین زردشت بیکس ماند وهرمزد به هیچ کس رحم نکرد.
این شعر که بر روی پوست آهو نوشته شده است در موزه ی سلیمانیه کردستان عراق نگهداری می شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 13:55  توسط mahdi  | 


با توجه به تهدید های مرزی موجود علیه تمامیت ارضی ایران بد نیست به این نکته اشاره کنیم که سرزمین های کنونی ایران , تنها 30 درصد از ناحیه ای وسیع است که در تاریخ با نام "ایران زمین " "ایران بزرگ " یا "ایرانشهر"و در جغرافیا با نام فلات ایران شناخته می شود ...

ترفندها و دسیسه های بیگانگان و سستی پادشاهان بی کفایت گذشته بخش های زیادی از این سرزمین کهن را در طول فاصله کوتاه 196 ساله از ایران بزرگ جدا نمود که مروری بر چگونگی هر یک از این جدایی ها به رغم تلخی بسیار برای میهن گرایان ایرانیجهت الزام جدیت و حساسیت ما دست کم برای حفظ سرزمین های باقیمانده موجود بسیار آموزنده خواهد بود .

گستره سرزمین های جدا شده از ایران در قراردادهای ترکمنچای , گلستان , آخال,پاریس و ...

سرزمین های جدا شده قفقاز بر اساس قراردادهای گلستان و ترکمنچای با روسیه (1813 و 1828 م .)

آران و شروان : 86600 کیلومتر مربع

ارمنستان : 29800 کیلومتر

گرجستان : 69700 کیلومتر

داغستان : 50300 کیلومتر

اوستیای شمالی : 8000 کیلومتر

چچن : 15700 کیلومتر

اینگوش : 3600 کیلومتر

جمع کل : 263700

سرزمین های جدا شده ایران شرقی بر اساس پیمان پاریس و پیمان منطقه ای مستشاران انگلیسی :

هرات و افغانستان : 625225 کیلومتر

بخش هایی از بلوچستان و مکران : 350000 کیلومتر

جمع کل : 975225 کیلومتر

سرزمین های جدا شده ورا رود بر اساس پیمان آخال با روسیه (1881 م ) :

ترکمنستان : 488100 کیلومتر

ازبکستان : 447100 کیلومتر

تاجیکستان : 141300 کیلومتر

بخش های ضمیمه شده به قزاقستان : 100000 کیلومتر

بخش های ضمیمه شده به قرقیزستان : 50000 کیلومتر

جمع کل : 1226500 کیلومتر مربع

سرزمین های جدا شده جنوب خلیج فارس بر اساس پیمان منطقه ای مستشاران انگلیس :

امارات : 83600 کیلومتر

بحرین : 694 کیلومتر

قطر : 11493 کیلومتر

عمان : 309500 کیلومتر

جمع کل : 405287

مساحت سرزمین های جدا شده از ایران درونی به همراه دو سوم کردستانات (که در دوره صفوی به اشغال عثمانی در آمد و بعد ها در بین سه کشور ترکیه ,عراق و سوریه تقسیم شد ) به مساحت تقریبی 200000 کیلومتر مربع و نیز عراق به مساحت 438317 کیلومتر مربع .

در جمع حدود 3/5 میلیون کیلومتر مربع بالغ می شود که این مقدار تجزیه یک کشور در کل تاریخ ایران و دنیا بی سابقه است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 13:53  توسط mahdi  | 


در زمان پادشاهي انوشيروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «ديورسام بزرگ» براي سنجش خرد و دانايي ايرانيان و اثبات برتري خود شطرنجي را که مهره هاي آن از زمرد و ياقوت سرخ بود، به همراه هدايايي نفيس به دربار ايران فرستاد و «تخت ريتوس» دانا را نيز گماردهء انجام اين کار ساخت. او در نامه اي به پادشاه ايران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستيد، دانايان شما نيز بايد از دانايان ما برتر باشند. پس يا روش و شيوهء آنچه را که به نزد شما فرستاده ايم (شطرنج) بازگوييد و يا پس از اين ساو و باج براي ما بفرستيد». شاه ايران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هيچ يک از دانايان در اين چند روز چاره و روش آن را نيافت، تا اينکه روز چهلم بزرگمهر كه جوانترين وزير انوشيروان بود به پا خاست و گفت: «اين شطرنج را چون ميدان جنگ ساخته اند كه دو طرف با مهره هاي خود با هم مي جنگند و هر كدام خرد و دورانديشي بيشتري داشته باشد، پيروز مي شود.» و رازهاي کامل بازي شطرنج و روش چيدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ريتوس» با بزرگمهر به بازي پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ريتوس پيروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ريتوس را به نزد خود خواند و وسيلهء بازي ديگري را نشان داد و گفت: اگر شما اين را پاسخ داديد ما باجگزار شما مي شويم و اگر نتوانستيد بايد باجگزار ما باشيد.» ديورسام چهل روز زمان خواست، اما هيچ يک از دانايان آن سرزمين نتوانستند «وين اردشير» را چاره گشايي کنند و به اين ترتيب شاه هندوستان پذيرفت كه باجگزار ايران باشد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 13:38  توسط mahdi  | 

ردوسي در آغاز شاهنامه چنين مي گويد 

كه از زمانهاي باستان در ايران كتابي بود پر از داستانهاي گوناگون كه سرگذشت شاهان و دلاوران ايران را در آن گرد آورده بودند.

یکی نامه بود از گه باستان   فراوان بدو اندرون داستان

 

 

پس از آنكه شاهنشاهي ايران به دست تازيان برافتاد اين كتاب هم پراكنده شد. اما پاره هاي آنرا موبدان در گوشه و كنار نگاه ميداشتند ، تا آنكه يكي از بزرگان و آزادگان ايران كه مردي دلير و خردمند و بخشنده بود ، به جستجو افتاد تا تاريخ گذشته ايران را از روز نخست بيابد و آنچه را بر شاهان و خسروان ايران گذشته است در دفتر فراهم آورد.


پس موبدان سالخورده را كه از تاريخ باستاني ايران آگاهي داشتند ، از هر گوشه و كناري نزد خود خواست و از تاريخ روزگاران كهن جويا شد : كه شاهان ايران از ديرباز چگونه كشورداري كردند و آغاز و انجام هر يك چه بود و بر ايران در اين ساليان دراز چه گذشت. 

موبدان تاريخ باستاني ايران را باز گفتند و آن بزرگ مرد از سخنان آنان كتابي نامدار فراهم آورد كه بزرگ و كوچك بر آن آفرين گفتند. آنهايي كه خواندن ميدانستند داستانهاي اين كتاب را براي مردم مي خواندند و دل آنان را به ياد شكوه گذشته ايران شاد مي كردند. اين كتاب در ميان مردم گرامي شد.

دقيقي شاعر 

آنگاه جواني خوش طبع و گشاده زبان پيدا شد و به اين انديشه افتاد كه اين كتاب را به شعر درآورد.دوستان وي همه از اين انديشه شاد شدند. اما افسوس كه اين شاعر گرفتار برخي تندرويهاي جواني بود و به عاقبت آن دچار شد و در جواني به دست بنده خود كشته شد و نظم كردن «نامه شاهان» ناتمام ماند. من وقتي از كار اين شاعر نااميد شدم به دلم افتاد كه همت كنم و نامه شاهان را فراهم آورم و خود آنرا در قالب شعر بريزم. 

پس در طلب آن برآمدم و از هر كسي جويا شدم. از گردش روزگار مي ترسيدم ،مي ترسيدم عمرم وفا نكند و كار به ديگري بيفتد. از طرفي زر و مال من چندان نبود كه بپايد و سالها عهده دار من و كوشش من باشد. اينگونه كوششها و رنجها هم خريدار نداشت. سراسر كشور را جنگ و شورش فرا گرفته بود و كار بر پژوهندگان و هنرمندان سخت بود و كسي قدر سخن را نمي دانست و حال آنكه در جهان چه چيزي بهتر از سخن نيكوست؟

مگر نه آن است كه پيغمبر مردم را با سخن به خدا رهبري كرد؟ 

مدتي در انديشه بودم ولي آشكار نمي كردم، زيرا كسي كه در اين مقصود يار من باشدنمي يافتم. تا آنكه دوست مهربان و يكرنگي كه در يكي از شهرها داشتم مرا دل داد و گفت:

«قصد تو قصد شايسته ايست. من نامه شاهان را نزد تو مي آورم. تو جواني و خوش طبع و والاسخن، چه بهتر كه به چنين كار گرانمايه اي دست بزني و با شعر كردن نامه شاهان براي خود خوشنامي و سرافرازي حاصل كني.» 

به سخنان او دلگرم شدم و وقتي نامه شاهان را نزد من آورد از ديدن آن جان تاريكم افروخته شد و به سرودن آن دست بردم. 

دوست جوانمرد 

بخت هم مدد كرد و يكي از بزرگان به ياري من برخاست. اين بزرگمرد كه نژادش به آزادگان قديم مي رسيد جواني خردمند و بيدار و روشن روان بود. زباني نرم و پاكيزه داشت و فروتن و پر آزرم بود.به من گفت:«بگو تا هر چه بخواهي فراهم كنم. از هر چه از دست من برآيد كوتاهي نخواهم كرد.» اين نيكمرد نامدار با نيكويي و بخشش خود مرا از زمين به آسمان رساند. مرا مانند تازه سيبي كه از آسيب باد نگه دارند ، نگاه داري و حمايت مي كرد. از جوانمردي و بخشندگي ، دنيا در ديده اش خوار بود و زر و خاك در چشمش يكسان مي نمود. 

افسوس كه ناگهان ريشه عمر اين رادمرد كنده شد و چون سروي تندباد از جا بكند به خاك افتاد و به دست ستمگران مردم كش ناپديد شد. دريغ از آن برز و بالاي شاهانه اش. پس از مرگ او روانم لرزان شد و نوميدي در دلم رخنه كرد. تا آنكه يك روز به ياد پندي از اين رادمرد افتادم كه مي گفت:

« اين كتاب شهرياران است. اگر آنرا به نظم آوردي، به شهرياري بسپار.» از به ياد آوردن اين گفتار دلم آرامشي گرفت و روانم شاد شد. با خود گفتم كه بخت خفته ام بيدار شد و زمان سخن گفتن آمد و روزگار كهنه نو شد.


روياي فردوسي 


يك شب در همين انديشه به خواب رفتم. در خواب ديدم كه شمع درخشنده اي از ميان آب برآمد و روي گيتي را كه چون لاجورد تيره بود، چون ياقوت زرد روشن كرد. آنگاه تخت پيروزه اي پيدا شد كه شهرياري تاج بر سر چون ماه درخشان بر آن نشسته بود. سپاهش تا دو ميل صف بسته بودند و بر دست چپش هفتصد ژنده پيل ايستاده و وزيري پاك نهاد در پيش شاه به خدمت، كمر بسته بود. من از ديدن شاه و سپاهيان و ژنده پيلان خيره شدم و از نامداران درگاه پرسيدم آنكه چون ماه بر تخت نشسته است كيست؟ گفتند:

«محمود جهاندار است كه ايران و توران در فرمان اوست و از كشمير تا درياي چين مردم ثناگوي اويند. تو نيز كه سخن سرايي ، آفرين گوي او باش.» 

بيدار شدم و از جا جستم و زماني دراز در آن شب تيره بيدار بودم. با خود گفتم اين خواب را بايد پاسخ بگويم. پس به نام فرخنده شهريار، محمود غزنوي، به نظم شاهنامه دست بردم. 

سخن پایانی :
شاهنامه فردوسي داستان شاهان نيست ؛ مجموعه كارنامه هايي است كه داستان و سرگذشت پدران توست و اينكه براي زنده ماندن چگونه جنگيده اند ؛ براي پيروزي حق چگونه قيام كرده اند ؛ چگونه از طبيعت آموخته اند و چگونه آن را رام كرده اند و چگونه با جان و تنشان اين ملك را حفظ نموده اند ؛ چگونه پيرو راستي و ايمان به خداوند بوده اند و اين همان ميراثي است كه امروز بدست تو سپرده شده. پهنه تاريخ ما كه نشانه تمامي رنج ها و شادي ها ؛ دادگري ها و ستم هاست ؛ هنوز بارور از حماسه رستم ها و پهلواني هاست .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 13:21  توسط mahdi  | 

نهضت ملی به نوعی تکرار تجربه مشروطه بود. در هر دو ائتلاف گروههای مختلف به خصوص روحانیان و روشنفکران به پیروزی انجامید و با بروز اختلاف و تفرقه زمینه شکست آنها فراهم شد و در هر دو مورد مداخلة خارجی به عنوان عامل مکمل به شکست کمک کرد. در واقع تفرقه میان نیروهای مذهبی و دولت مردان ملی، بزرگترین ضربه را به نهضت وارد کرد. ائتلاف ملی‌گرایان باآیت‌ا… کاشانی که مهمترین حامی دولت ملی محسوب می‌شد بعد از 30 تیر 1331 هـ . ش و در اوج پیروزی نهضت از هم گسست. مصدق با از دست دادن حمایت نیروهای مذهبی، حامیان اصلی خود را از دست داد و در مقابل سیل دشمنان بی‌دفاع ماند. 
پافشاری مصدق در کسب اختیارات ویژه آزادی حزب توده و به کارگیری سیاستمداران بدنام از دلایل اصلی جدایی نیروهای مذهبی از مصدق به شمار می‌آ‌یند. در تنگنا قرار گرفتن مردم به دلیل بحران اقتصادی و ضربة اقتصادی شورویها به نهضت از طریق ملی ذکر شده است. 

img/daneshnameh_up/f/fb/mosadegh.jpg

دکتر مصدق


با شکست نهضت ملی شدن صنعت نفت آخرین امیدها برای حفظ سلطنت در قالب نظام مشروطه به یأس مبدل شد و حذف سیستم فاسد سلطنتی در رأس اهداف مبارزات بعدی قرار گرفت. در جریان این نهضت، ملی گرایان لیبرال ناتوانی خود را در عرصه سیاست ایران نشان دادند و موقعیت خود را در جریانات بعدی متزلزل کردند. 
هم چنین کودتا، شکست آخرین ائتلاف مقطعی روحانیان و روشنفکران ملی گرا را رقم زد در جنبش مشروطه و نهضت ملی شدن نفت این دو قشر با هم ائتلاف کرده و نهضت را به پیروزی رساندند. در هر دو جنبش یاد شده توده‌های وسیع مردم و حمایت آنها از این حرکت‌ها غیر ممکن بود. اما در هر دو مورد پس از پیروزی، روشنفکران لیبرال سعی کردند علما را به هر طریق از صحنه خارج کنند. در انقلاب مشروطه با اعدام شیخ فضل‌ا… و ترور بهبهانی و سرانجام به قدرت رساندن رضا خان و اعمال سیاستهای ضد مذهبی روحانیان را منزوی ساختند و در نهضت ملی شدن نفت آیت‌ا… کاشانی را که سهم عمده‌ای در پیروزی جنبش داشت کنار زده و با تهمتهایی که به او نسبت دادند در عمل نیروهای مذهبی را از خود دور ساختند. 
این تجربیات تلخ برای نیروهای مذهبی کافی بود تا به نیروهای لیبرال و ملی‌گرا با دیده بدبینی نظر کنند و از آن به بعد خود به طور مستقل هدایت تحولات را به دست گیرند. در حقیقت شکست‌های متوالی جنبش‌‌های اصلاحی در ایران راه را برای اندیشه ملی-مذهبی و حاکمیت نیروهای مذهبی هموار کرد. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 12:54  توسط mahdi  | 

در زمان تزار رفت و آمد خارجي ها به سرزمين روسيه آزاد بود و تجار زيادي از كشور ما منجمله پدر بزرگ من و پسرانش نيز به آن كشور رفت و آمد و داد و ستد داشتند. هر ايراني كه در روسيه مدتي ساكن و مشغول كاري مي شد طبق رسوم روسيه آن زمان، به آخر اسم آنها كلمه «اف» يا «يف» قرار مي دادند.

 

همين مساله سبب شد كه پدر بزرگم و پسران او در تبريز تجارتخانه خود را به نام «برادران رضايف» بنياد نهادند و بر اثر درستي و صداقت در كار مورد اعتماد واقع شده و داراي اعتباري خاص شدند. آنها تصميم گرفتند در روسيه نيز دفاتر تجاري داير كنند كه گويا ابتدا در شهر سمرقند به ايجاد تجارتخانه اقدام كردند و پس از مدتي كوتاه بر اثر نيك نامي به شهرت بالايي رسيدند و برادران رضايف توانستند در شهرهاي ديگر مثل «عشق آباد»، «بادكوبه»، «تفليس» و «بخارا» تجارتخانه باز كنند و در شهرهايي چون «چهارجوي»، «اركنج» و «مشكين» دفتر نمايندگي داير و داراي املاك و مستغلات زيادي شوند. تجارتخانه اي هم در لندن و بعضي شهرهاي اروپايي داير كردند. پدر بزرگم به نام «حاج محمد باقر ميلاني» و فرزند بزرگش يعني پدرم «حاج ميرزا محمود ميلاني» (رضايف) با هم و عموهايم جداگانه تا زمان انقلاب روسيه در سال 1917 كه بلشويكي اعلام شد در آنجا مشغول تجارت بودند كه پس از آن كليه خارجي ها را از آن كشور اخراج و اموالشان را مصادره كردند. در زمان تزار كه پدر بزرگ و پدرم داراي ثروت زياد؛ و چون پشت اندر پشت به اعتقادات مذهبي خود پاي بند بودند پدر بزرگ تصميم مي گيرد يك دستگاه مولد برق با قوه دوازده 12 اسب بخار از روسيه به قيمت هشت هزار تومان پول نقره خريداري كند و براي ايجاد روشنايي حرم مطهر حضرت رضا (ع) ارسال دارد؛ چون در آن زمان براي ايجاد روشنايي منحصرا از پيه سوز، شمع و بعدها از نفت استفاده مي شد.

پدر بزرگ در سال 1278 هجري شمسي مسئوليت نصب مولد را به عهده پدرم حاج ميرزا محمود مي گذارد و چون اين كار بايد توسط فردي مسلمان انجام مي شد اهالي بادكوبه جواني بيست ساله را به نام تاري ورديف كه از اهالي سلماس آذربايجان ايران و از يازده 11 سالگي در شهر تفليس روسيه مهندسي برق را خوانده بود به پدرم معرفي و پدرم او را كه بعدا به نام حيدر عمو اوغلي ناميده شد استخدام و در سال 1278 شمسي او را با خود به همراه مولد و كليه وسايل مورد نياز به مشهد برد و اين مولد را اول بالا خيابان سر يك كوچه كه بعدا به كوچه چراغ برق معروف شد نصب و پس از 11 ماه يعني در سال 1279 هجري شمسي مولد راه اندازي و مورد بهره برداري قرار گرفت و از طرف حاج محمد باقر ميلاني و پدرم به بارگاه حضرت اهدا شد. به همين مناسبت از طرف آستانه پدرم به سمت خدامي حضرت نايل شد و علاوه بر آن محل دفني در پايين پاي حضرت به وي داده شده بود كه متاسفانه پس از فوت ايشان با بي توجهي برادرانم در قبرستان عمومي به خاك سپرده شد. 
ناگفته نماند عده اي افراد ناوارد به تاريخ ورود برق در چه زماني و يا توسط چه كسي به ايران آورده شده مطالبي غير واقعي نوشته اند كه اولين مولد را براي حضرت رضا (ع) مظفر الدين شاه قاجار خريداري و به مباشرت حاج محمد باقر ميلاني به مشهد آورده شده است. بايد بگويم كه من به عنوان فرزند حاج ميرزا محمود رضايف و نوه حاج محمد باقر ميلاني با در دست داشتن بيش از پنجاه سند غير قابل انكار، آن چه در كتاب «تاريخ صنعت برق در ايران» توسط يك مهندس بازنشسته برق به چاپ رسيده از نظر تاريخي عاري از حقيقت مي دانم و معتقدم نويسنده و تاييد كننده و حمايت كننده آن كوچكترين مطالعه اي در موضوع تاريخ برق نداشته اند. آن كتاب از نظر سنديت تاريخي فاقد ارزش است براي اثبات ادعاي خود نيز دست اندر كاران چاپ كتاب را در هر كجا كه باشند به مناظره رو در رو دعوت مي كنم. 
به عنوان موخره بايد بگويم كه قرار بود در بهمن ماه سال 1381 كتاب مذكور با مدارك و اسنادي كه اينجانب در اختيار هيات تحريريه آگاهان نيرو گذاشته بودم از نظر تاريخي، اصلاح و مجددا منتشر شود، ولي تاكنون مسئولان برق چاپ كتاب را متوقف كرده و موضوع را به دفع الوقت مي گذارنند.


برگرفته از : میراث فرهنگی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 12:52  توسط mahdi  | 


انقلاب مشروطه ایران


سرفصل های مقاله :

 

وقایع پیش از انقلاب مشروطه

 چگونگی آغاز انقلاب مشروطه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 22:2  توسط mahdi  | 

 از بنی صدر تا احمدی نژاد بررسي آماري 9 دوره انتخابات


نظام جمهوري اسلامي ايران در سي سال حيات خود شش رئيس‌جمهوري داشته است. دو رئيس جمهوري اول ايران نتوانستند دوران چهار ساله مسئوليت خود را به پايان برسانند؛ اولي برکنار شد و از ايران گريخت و دومي به شهادت رسيد. اما سه رئيس جمهوري که در پي آمدند، هر يک دو دوره پياپي در اين سمت بودند. 

در آستانه دهمين دوره رياست جمهوري ايران، آمار ۹ دوره پيشين انتخابات و مهمترين تحولات و حوادثي را که در هر دوره اتفاق افتاد مرور مي‌کنيم. 

به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 21:43  توسط mahdi  | 


اینترنت در ایران

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در اين نوشتار آمده است:


سال 1368

مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات (IPM) به منظور ايجاد و اداره پروژه‌هاي تحقيقاتي و اشاعه تماس علمي بين دانشگاه‌هاي ايران و موسسات بين المللي آغاز بكار كرد.


سال 1371

تعداد كمي از دانشگاه‌هاي ايران، از جمله دانشگاه صنعتي شريف و دانشگاه گيلان، توسط مركز تحقيقات فيزيك نظري و از طريق پروتكل UUCP به اينترنت وصل مي‌شوند تا با دنياي خارج ايميل رد و بدل كنند.


سال 1372

مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات،‌ بعنوان تنها نهاد ثبت اسامي قلمرو [ir.] در ايران به رسميت شناخته مي‌شود. اين قلمرو مشخّصه تعيين شده براي هويّت ايران در فضاي اينترنت است.


سال 1373

مؤسسه ندا رايانه تأسيس مي‌شود. پس از راه‌اندازي اوّلين بولتن بورد (BBS)، در عرض يك سال نيز اوّلين وب سايت ايراني داخل ايران را راه‌اندازي مي‌كند. همچنين، اين مؤسسه روزنامه «همشهري» را به زبان فارسي در اينترنت منتشر مي‌كند، كه اين اوّلين روزنامه رسمي ايراني در وب محسوب ميشود. در همين سال بدنبال اتصال به اينترنت از طريق ماهواره كانادائي «كد ويژن» (Cadvision)، مؤسسه ندا رايانه فعاليت بازرگاني خود را بعنوان اوّلين شركت خدمات سرويس اينترنتي (ISP) آغاز مي‌كند.


سال 1374

مجلس ايران تأسيس شركت «امور ارتباطات ديتا» تحت نظر شركت مخابرات ايران را تصويب مي‌كند و مسؤليت توسعه خدمات ديتا در سطح كشور را بطور انحصاري در اختيار آن شركت قرار مي‌دهد.


سال 1376

خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران (IRNA) وب سايت خود را از طريق شركت مخابرات انگلستان انتشار مي‌دهد. بعداً آنرا به آمريكا منتقل مي‌كند تا بوسيله وب سرور شركت GPG منتشر شود.


سال 1377

پروژه يونيكد در ايران با قرارداد شوراي عالي انفورماتيك و همكاري بنياد دانش و هنر واقع در انگلستان و با نظارت و مديريت فنّي دانشگاه صنعتي شريف تحت عنوان «فارسي وب» آغاز مي‌شود. هدف پروژه اينست كه با گنجاندن كامل و جامع الفباي فارسي در استاندارد يونيكد، نشر فارسي در كامپيوتر، مخصوصاً اينترنت و وب، استاندارد شود و اصولاً مشكل قلم (فونت) هاي غير استاندارد موجود در نرم افزارهاي ايراني حل شود.


سال 1379

شركت IranGate.net در شهر اصفهان تأسيس مي‌شود تا بعنوان يك ISP خدمات اينترنتي را بطور اختصاصي به شهرهاي پر جمعيت غير از تهران ارائه دهد. در پايان همين سال ايران بطور رسمي عضو كنسرسيوم يونيكد مي‌شود.


سال 1380

براي اوّلين بار پديده وبلاگ نويسي در ايران آغاز مي‌شود. درست يك سال بعد، بنا بر آمار غير رسمي تعداد وبلاگ نويسان از مرز 15000 نفر مي‌گذرد.


سال 1381

اوّلين سرويس وبلاگ نويسي ويژه فارسي زبانان در وب سايت Persianblog.com در ايران آغاز بكار مي‌كند. هدف تيم ارائه دهنده اين سرويس مجاني ايجاد محيطي كاملاً فارسي از جمله متن نويس سازگار با زبان فارسي، تقويم شمسي و سيستم نظرخواهي فارسي، و متمرکز نمودن وبلاگ نويسان فارسي زبان در يک سايت و در نتيجه افزايش بينندگان اين وبلاگ‌ها است.

در عرض هفت ماه نزديك به 21000 ايراني براي استفاده از اين سرويس ثبت نام مي‌كنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 21:32  توسط mahdi  |