X
تبلیغات
شناخت ایران - صنایع دستی ایران
همه چیز درباره ایران

موقعیت جغرافیایی استان لرستان

استان لرستان در غرب ایران، بین چهل و شش درجه و پنجاه و یك دقیقه تا پنجاه درجه و سه دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و سی و دو درجه و سی و هفت دقیقه تا سی و چهار درجه و بیست و دو دقیقه عرض شمالی از خط استوا قرار گرفته و وسعت آن حدود بیست و هشت هزار و پانصد و پنجاه و نه كیلومتر مربع است. این استان، از شمال به استان های مركزی و همدان؛ از جنوب به استان خوزستان؛ از شرق به استان اصفهان و از غرب به استان های كرمانشاه و ایلام محدود است. اشترانكوه با چهار هزار و پنجاه متر ارتفاع بلندترین نقطه استان لرستان است. پست ترین نقطه آن در جنوبی ترین ناحیه استان واقع شده و حدود پانصد متر از سطح دریای آزاد ارتفاع دارد. بر اساس آخرین تقسیمات كشوری در سال هزار و سیصد و هفتاد و پنج، استان لرستان دارای نه شهرستان، ده شهر، بیست بخش، هشتاد و یك دهستان و دو هزار و هشتصد و چهل و دو آبادی دارای سكنه بوده و مركز آن شهر خرم آباد است. شهرستان های استان عبارتند از: خرم آباد، بروجرد، الیگودرز، دورود، ازنا، كوهدشت، دلفان، سلسله و پل دختر.

جغرافیای طبیعی و اقلیم استان
استان لرستان سرزمینی كوهستانی است كه به جز تعدادی دره آبرفتی و چند دشت كوچك، ناحیه هموار ندارد. این ناهمواری ها كه دارای سنگ های دگرگونی است، در نتیجه مجاورت با گنبدهای خارایی (درونی) الوند و سربند (شازند) پدید آمده اند. در ناهمواری های اصلی استان (ارتفاعات اصلی زاگرس)، كوه ها به طور منظم از شمال غربی به سوی جنوب كشیده شده اند. این ناهمواری ها كه معمولا با دره های عمیق همراهند، اغلب فشرده، بلند و ناصاف هستند؛ در حالی كه ناهمواری پیشكوه های داخلی به صورت تپه ماهورهای گنبدی شكل و كم ارتفاع خودنمایی می كنند و نقاط بلند آنها، به گنبدهای خارایی مربوطند. استان لرستان دارای آب و هوای متنوع است. در زمستان، هنگامی كه در شمال لرستان برف و كولاك و سرمای شدید جریان دارد، قسمت های جنوبی آن از هوای مطبوع و بارانی برخوردار است. بررسی های اقلیمی نشان می دهند، خرم آباد دارای زمستانی معتدل و تابستانی گرم است و بروجرد زمستانی سرد و تابستانی معتدل دارد. الیگودرز نیز زمستانی بسیار سرد و تابستانی معتدل دارد.

صنایع دستیصنایع دستی لرستان در سه نوع متمایز عشایری، روستایی و شهری شکل گرفته اند . بیشتر تولیدات صنایع دستی عشایری به مصرف خانوار می رسند و کمتر به بازار عرضه می شوند. انواع صنایع دستی عشایر استان لرستان عبارت اند از : سیاه چادر، چیت، قالی و گلیم، صنایع دستی روستایی را قالی، گلیم، رنگرزی و جاجیم بافی تشکیل می دهند و عمده صنایع دستی شهری نیز خراطی، نمد بافی، قلم زنی، ورشوسازی، قالی، موج و گلیم بافی هستند .
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 20:19  توسط mahdi  | 


یکی از صنایع دستی و خانگی بسیار رایج مردم استان گیلان است که اکثر نقاط این استان متداول بوده ‏و  در مناطق خمام ،گلشن و جفرود و غازیان و بندر انزلی و روستاهای اطراف آنها دارای شهرت ‏بیشتری بوده و مواد اولیه این محصول (لی )یا (سوف )می باشد که به صورت خودرو و در حاشیه ‏مرداب ها و آبگیر ها می رویند . تولید این محصول در فصول غیرکشاورزی پر کننده ساعات و روز ‏های کثیری از مردان و زنان روستایی و رونق بخش بازار داد و ستد بسیاری ار بازار روزهای سنتی استان ‏است .فرآورده های حصیری با توجه به تنوع و گوناگونی شکل تولید جنبه های مصرفی زیادی دارد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 13:6  توسط mahdi  | 


صنایع دستی استان تهران با توجه به بافت اجتماعی و تنوع قومی, به سه دسته شهری, روستایی و عشایری تقسیم می شود. عمده ترین صنایع دستی استان را قلم زنی روی مس و برنج, خراطی و سبدبافی، خاتم کاری ، شیشه گری، تراش و نقاشی روی شیشه، زیلو بافی، نقاشی روی چرم، قالی بافی، سفالگری و چاپ باتیک تشکیل می دهد.

 

رشته های مورد اشاره فاقد سابقه طولانی در منطقه هستند و دست اندرکاران اکثر رشته های صنایع دستی عمدتاً از شهرستانهای دیگر به تهران مهاجرت کرده اند. به طور مثال، ساخت مصنوعات خاتم و قلم زنی را به طور عمده، صنعتگران شیرازی و اصفهانی انجام می دهند. بیشتر خراطان این صنایع نیز اهل دزفول هستند.

صنایع دستی روستایی به طور عمده خانگی و غیر دائمی هستندو فعالیتهای عمده آنها را قالی بافی، سفالگری، حصیربافی، گلیم بافی(منجمله ورنی بافی) و دستبافی تشکیل می دهد.

صنایع دستی عشایری قدیمی ترین نوع صنایع دستی استان است که تولید آن عموماً به طور خانگی و فصلی انجام می پذیرد. این نوع از صنایع دستی، با توجه به ترکیب قومی منطقه، در میان صنایع دستی استان جایگاهی ویژه دارد و هم اینک یکی از نقاط برجسته و مثبت صنایع دستی استان محسوب می شود. دست اندرکاران این بخش از دست ساخته های ایرانی که بافت انواع قالی و قالیچه، ورنی، جاجیم و گلیم ، چنته، رویه پشتی، جوال، خورجین و نیز رنگرزی و ریسندگی پشم را در انحصار خود دارند، گروهی از عشایر لر، قشقایی، شاهسون و... هستند که در دهه های اخیر از زادگاه خود به تهران ، ری ، ورامین و حومه کرج مهاجرت کرده اند.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 16:20  توسط mahdi  | 

استان یزد یکی از مهم ترین استان های کویری ایران است که صنایع دستی آن را سرامیک و سفال، کاشی سازی، زرگری، زیلوبافی، شعربافی، ترمه بافی، فرش بافی، شمد، دستمال، مخمل، دارایی، چادرشب بافی، قناویز، دندانی، گیوه بافی، حصیر بافی، خورجین بافی، روفرشی، سفره، احرامی، قلم‌زنی، شيشه‌گری، چرم‌سازی، موتابی و نمدمالی تشکیل می دهند.

 

سراميک و سفال: هنر سفال‌گری در استان يزد به ويژه در شهر ميبد دارای طرح‌های ويژه‌ای است و از حال و هوای كوير نشأت گرفته است. در اصطلاح محلی به توليدات سفال ”كواره“ می‌گويند. سفال و سراميک ميبد با نقش‌های اصيل «خورشيد خاتم» و «مرغ و ماهی» شهرت فراوان دارد. «خورشيد» سمبل آفتاب درخشان كوير، «مرغ» نماد گونه‌ای از گنجشكان نواحی كويری و «ماهی» كنايه از كم آبی اين سرزمين است. طرح سراميک ميبد با نقش خورشيد، مرغ و ماهی در نمايشگاه بين‌المللی مونيخ در سال 1971 ميلادی (1350 هـ..ش) برنده مدال طلا شد و در ساير نمايشگاه‌ها با استقبال بازديدكنندگان و تاييد صاحب‌نظران روبه رو شد. كوزه‌ها و كاسه‌های ساخت استان يزد، به ويژه ساخته‌های شهر ميبد از ظرافت و زيبايی خاصی برخوردارند و نمونه‌های آن در سفال‌های ساير نقاط ايران به چشم نمی‌خورد. كواره‌های ساخت ميبد عبارتند از:سفال ساده بی لعاب، سفال لعاب دار، اشيای كاشی و سراميک. كاشی‌سازی: كاشی‌سازی عبارت از به كارگيری كاشی‌های زيبا و گوناگون سنتی در معماری بناها است. اين هنر در استان يزد قدمتی هفت صد ساله دارد. هنرمندان ابتدا اشكال دل خواه كاشی را تهيه و سپس روی آن‌ها را نقاشی می‌كنند و بعد آن‌ها را لعاب داده و پخت می‌كنند.انواع كاشی اين استان عبارت اند از: كاشی يزدی، كاشی كمک، كاشی شبكه، كاشی شش گوش، كاشی حاشيه، كاشی اكمند، كاشی هفت‌رنگ و كاشی جوک. زرگری: زرگری يكی از هنرهای دستی استان يزد است. زرگرها با طرح‌های بسيار زيبا از نقوش ساده هندسی و نمادين با تلفيق سنگ‌ها و گوهرهای قيمتی زيورهای بسيار متنوع برای زينت زنان و دختران می‌آفرينند.اين زيورآلات شامل گوشواره، گردن بند و سينه‌ريز، دست بند، انگشتر، ‌حلقه و النگو است. در استان يزد سال‌ها است كه راسته‌ای تحت عنوان راسته زرگرها در بازار خان ساخته شده است. از جمله ابزار زرگری كه تا پنجاه سال پيش مورد استفاده بود و در حال حاضر منسوخ شده، می‌توان به ترازوهای مثقالی، بوته، كوره‌های گلی، انبر سركج،‌ رجه با شيارهای كوچک و بزرگ، حديده با سوراخ‌های متعدد در انواع ياقوتی و الماس اشاره كرد. در حال حاضر از وسايل بسيار مدرن استفاده می‌شود كه در يک ساعت چند كيلوگرم طلا و نقره را به مفتول و تسمه تبديل می کند. زيلوبافی (پلاس‌بافی): اين دست‌بافته زيبا، خاص مناطق حاشيه كويری است. اين فرش با نوع زندگی مردم منطقه تطابق دارد و بخشی از اعتقادات مذهبی، تاريخ، معماری، طبيعت و گويش مردم اين نواحی نيز، بر تار و پود آن نقش بسته است. زيلوبافی در شهر ميبد سابقه‌ای ديرينه دارد. برخی سابقه زيلوبافی در شهر ميبد را به قرن هشتم هـ.ق و دوره ی مظفريان نسبت می‌دهند. قديمی‌ترين و در عين حال نفيس‌ترين زيلوهای ميبد، به قرن دوازدهم هـ.ق تعلق دارد و بر روی آن بيست‌وچهار سجاده طراحی شده است. در مجموع رنگ‌های آن با اندكی اختلاف،‌ يكسان و چشم‌نواز است. در حاشيه اين زيلو، نام واقف و تاريخ 1188 هـ.ق نقش شده است. سه تخته زيلو در مسجد جامع «هفتادر» در عقدا وجود دارد كه در نوع خود بی نظير است. دوتخته آن بافته «حاجی باقر ميبدی» در سال‌های 1070 و 1083 هـ. ق است و زيلوی فرسود ديگر، مربوط به سال 1023 هـ.ق است. از ديگر زيلوهای تاريخی ميبد می توان به زيلوی آويخته مسجد اميرچقماق (مربوط به سال 1279 هـ.ق) و زيلوهای كهنه مسجد ركن‌آباد ميبد اشاره كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 0:59  توسط mahdi  | 


کاشی سازی یکی از اصلی ترین صنایع دستی اصفهان است. در این فرآورده ها ویژگی طرحها و نقشهای قدیمی به خوبی حفظ شده است و حتی امروز هم خواستاران بسیاری دارد. از دیگر هنر هایی که با استفاده از کاشی در این استان انجام می گیرد کاشی معرق می باشدکه عبارت از بریدن و خرد کردن کاشی و در کنار هم قرار دادن آنهاست. از آنجاکه نقشهایی که روی کاشی ها پیاده می شود تا حدی پیچیده است کاشی سازها نمی توانند آنها را به صورت ذهنی ترسیم کنند، از این رو صنعتگران طرحهای مورد نظر را به طراحان سفارش می دهند. پس از اینکه طرح مورد نظر تهیه شد صنعتگران آنرا روی کاشی پیاده می کنند. برای این منظور طرح مورد نظر را روی کاشی ساده که قبلاً آماده شده قرار می دهند و سپس روی خطوط طرح، سوزن فرو می کنند و به این ترتیب خطوط نقشه در جای سوزن باقی می ماند که باریختن گرد زغال روی منفذهای ایجاد شده، شکل و طرح مورد نظر برروی کاشی انتقال داده می شود. پس از آن خطوط را بر حسب ذوق وسلیقه رنگ آمیزی کرده و جهت پخت به داخل کوره می گذارند. از این به بعد محصول آماده عرضه به بازار خواهد بود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 22:38  توسط mahdi  | 


مشکل بتوان گفت از چه زمانی هنر مینا کاری در ایران رواج گرفته است. زیرا از روزگاران پیش از عهد صفویه نمونه هایی از میناکاری در دست نیست وحتی از دوران صفوی هم نمونه های قابل ملاحظه ای برجای نمانده است. لکن در دوران قاجاریه مینا کاری به مقدار کم وجود داشته است و اشیایی مانند سرقلیان وکوزه قلیان وکوزه و بادگیر قلیان را میناکاری می کرده اندرواج صنعت مینا کاری در اصفهان از دوران پهلوی و حدود سال 1310 ه.ش. است و مخصوصاً این که این هنرصنعت به وسیله یکی از استادان هنرمند و بنام اصفهان یعنی استاد شکرا... صنیع زاده بسط و توسعه یافت و شاگردانی در این مکتب تربیت شدند که هر یک کانون دیگری در هنر مینا بوجود آوردندبیشتر اشیایی که مینا سازان فعلی به بازار عرضه می کنند عبارتست از گوشواره، گلوبند، انگشتر، جعبه های بزرگ و کوچک آرایش زنانه، قوطی سیگار، جعبه های خاتم کاری و مینا کاری، بشقاب مینا، گلدان مینابه اندازه های مختلف، تابلوهای بزرگ و کوچک میناکاری که با هنرهای دیگر مانند طلا کاری و خاتم کاری و مینیاتور ترکیب می شود. روی اشیاء طلایی و نقره ای هم می توان مینا کاری کرد ولی اساساً مینا کاری روی مس انجام می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 22:37  توسط mahdi  | 


در شهر اصفهان و نیز در شهرهای نطنز و شهرضا در استان اصفهان سفال و سرامیک سازی رواج دارد. شهرضا از مراکز عمده سفال سازی ایران است و محصولات آن دارای خریداران بسیار استنقشهایی که در سرامیک شهرضا به چشم می خورد اغلب نقش گل و بوته و ماهی است و برای رنگ کردن لعاب نیز از اکسیدهای فلزات آهن ، مس و منگنز و کبالتاستفاده می شود. درشهر نطنز نیز یک کارگاه سرامیک سازی با استفاده از خاک استون ور محصولات جالبی را تولید می کند. در شهر اصفهان هم کارگاههای متعدد سفال و سرامیک سازی وجود دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 22:35  توسط mahdi  | 


یکی از رشته های صنایع دستی اصفهان که از ارزش هنری زیادی برخوردار است و تولید محصولات آن نیاز به ظرافت و دقت فوق العاده دارد ملیله سازی است و فرآورده های تولیدی صنعتگران این رشته نمایانگر ذوق سرشار آنان است. 
باید به این نکته توجه کرد که در تولید برخی از فرآورده ها چون گل سینه و گوشواره تنها ملیله سازان دخالت ندارند بلکه از مینا سازان و زرگران هم استفاده می کنند و در مقابل انجام عمل به آنان کارمزد می دهند. 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 19:48  توسط mahdi  | 


گیوه

متأسفانه گیوه دوزی در شهرهای مختلف استان اصفهان در حال از بین رفتن است. گیوه دوزان این شهر علاوه بر تولید گیوه به تعمیر کفش نیز می پردازند. نحوه تولید گیوه که شامل تهیه رویه، تهیه تخت گیوه و نهایتاً دوخت رویه و تخت است، همانند سایر مناطق کشور است

عبا بافی در نایین

نایین در مشرق شهر اصفهان قرار دارد و تنها صنعت دستی آن عبا بافی که در ناحیه ای نزدیک شهرنایین به نام محمدیه وجود داردحدود 25 درصد عباهای تولید شده در محل به فروش می رسد و بقیه به شهر هایمشهد و قم و گاهی کشورهای عربی ارسال می شود

البته به گفته دوستان این شهر دارای صنایع دستی مختلفی مانند : فرش ، گليم ، جاجيم و... نیز می باشد

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 12:22  توسط mahdi  | 

پيشينة بافت فرشهاى اوليه در جهان به زمان بعد از غارنشينى باز مى‌گردد. زيرا در آن دوران انسان به تقليد از پرندگان سعى نمود با تنيدن الياف نرم گياهان به همديگر مانند سبدبافى و حصيربافى، زيراندازهايى براى خود تهيه نمايد. پس از شکار حيوانات و دسترسى به پوست و پشم آنها زيراندازها اندکى نرم‌تر شد. حفارى باستان‌شناسان نشان مى‌دهد که بافت «بوريا» از نى‌هاى منطقة بين‌النهرين، از هزاره پنجم و چهارم قبل از ميلاد متداول بوده و بافت گليم تا سده پانزدهم قبل از ميلاد به مرحلة بالايى از تکامل رسيده بود. از بافت نخستين قالى يا قاليچه اطلاع دقيقى در دست نيست زيرا الياف قاليچه بر اثر رطوبت و هجوم حشرات آسيب‌پذير بوده و از بين مى‌رود. اما بنابر مادة اولية قاليچه يعنى پشم، گمان مى‌رود ابتدا قبايل چادرنشين آسياى مرکزى که شغل عمده آنها گله‌دارى بوده، به بافتن فرش مبادرت نموده باشند.

قالی و در کل فرش به صرف کاربردی و تزیینی بودنش از سالیان دور مورد توجه اقوام گوناگون بوده است.

 و قديمى‌ترين نمونه‌اى که باستان‌شناسان به دست آورده‌اند، قاليچه‌اى است مربوط به درة «پازيريک» واقع در هشتاد کيلومترى مغولستان که «قاليچة پازيريک» ناميده شده است.

اين قاليچه براى پوشش اسب به کار مى‌رفته و در هر سانتيمتر مربع داراى 36 گره بوده است. صاحب‌نظران با توجه به نقشهاى روى اين قالى که شبيه نقوش اصيل هخامنشى است، آن را ايرانى مى‌دانند و معتقدند قالى مذبور از بافته‌هاى مادها و پارتها مى‌باشد. رنگهاى اين قالى قرمزِ اُخرايى، زرد، سبز کم رنگ و نارنجى است.

نقش جانوران بالدار بر روى اين قالى، همراه با نقوش تخت جمشيد صحت نظر محققين را ثابت مى‌کند. همچنين صاحب‌نظران معتقدند بافت قاليچه‌اى با چنين ويژگيها، مستلزم پشتوانة فرهنگى و هنرى غنى و چندين قرن تجربه و ممارست مى‌باشد. و مبين اين نکته است که در قرون متمادى قبل از بافت فرشِ معروف به پازيريک، اين حرفه در فلات ايران رواج داشته و ايرانيان به رموز آن پى برده بودند. گفتة مورخين هم اين واقعيت را تأييد مى‌کند.

گزنفون سردار و مورخ يونانى در کتاب خود موسوم به «سيرت کورش» مى‌گويد: «ايرانيان براى اينکه بسترشان نرم باشد، زير آن قاليچه مى‌گسترانيدند.» سالنامة چينى «سويى مو» از فرش پشمى دوران ساسانيان به عنوان کالاى وارداتى به چنين نام برده است. در ادبيات فارسى قديم ايران نيز به کرات از تخت معروف «طاقديس» متعلق به خسروپرويز پادشاه ساسانى ياد شده که بر روى آن چهار تخته فرش نفيس گسترده شده بود و هر کدام يکى از فصول چهارگانه سال را نشان مى‌داده است. فرش معروف بهارستان نيز، که در زمان حملة عرب به ايران به دست آنها افتاد و قطعه قطعه شد، نمونه‌اى مشهور از پيشينة اين هنر در ايران است. الياف اين قالى از طلا و نقره و گلهاى آن از سنگهاى قيمتى بود.

جواهراتى بر روى آن ترصيع يافته بود که به يغما رفت و داستان جداگانه‌اى دارد. در دوران اسلامى نيز پس از توقف طولانى، هنر فرش رواج يافت. مؤلف کتاب «حدودالعالم» در تاريخ 812 ميلادى به هنر قاليبافى در فارس اشاره نموده و يک قرن بعد «مقدسى» به قاليچه‌هاى سجاده‌اى در اراضى مرتفع قائنات اشاره کرده و ياقوت حموى در سال 1179 ميلادى از وجود قاليبافى در منطقة آذربايجان ايران خبر داده است.

ابن بطوطه جهانگرد عرب در سالهاى 1304 – 1378 ميلادى از فرش سبز رنگى که هنگام بازديد از ايذة بختيارى جلو او پهن کرده‌اند، سخن گفته است. متأسفانه تهاجم اقوام وحشى بيگانه گاهى جلو پيشرفتهاى فرهنگى و هنرى را در اين مملکت گرفته و بسيارى از آثارى که بر اثر تلاش نسلها تهيه شده بود، تاراج کرده به يغما برده يا معدوم نموده‌اند. از جمله اين تهاجمات، حمله وحشيانه مغول بود که کشتار و زيانهايى بسيار به بار آورد ولى اعقاب آنها يعنى تيموريان دست‌آموز فرهنگ پربار ايران شدند و به هنر ارج مى‌نهادند از اين رو زمينه شکوفايى هنر در دورة بايسنغر ميرزا در رشتة خط و نقاشى فراهم شد. در اين دوره هنر به اوج ترقى خود رسيد و مقدمه‌اى شد جهت دوران صفويه که از ادوار درخشان و ممتاز هنر ايران به شمار مى‌آيد. از اين دوره نمونه‌هاى بسيار نفيس و زيبايى از فرش ايران در موزه‌هاى جهان وجود دارد که نمونه درخشان آن، قالى نفيس بافت اردبيل است که براى مقبرة شيخ صفى‌الدين، جد بزرگ صفويان بافته شده بود و اکنون زينت‌بخش موزة ويکتوريا در انگلستان است. پس از صفويه و حملة پابرهنگان افغانى، باز اين هنر به حضيض کشانده شد. در دوران نادرشاه هم فرصت فعاليتهاى هنرى دست نداد اما در دوران قاجار باز هنرمندان ايران در تبريز و کاشان و کرمان و مخصوصاً اصفهان، جهت اعتلاى اين هنر ارزنده کمر همت بستند و با تغييرات جديدى که به نام طرحهاى آمريکايى و فرانسوى شهرت داشت، به چنان موفقيتهاى درخشان جهانى نايل آمدند که مدت مديدى فرش ايران در صحنه جهان مقام اوّل را احراز نموده بود و بعد از مخازن نفت بزرگترين منبع درآمد ارزى کشور بود و بيش از 10 ميليون نفر در دوران پهلوى از اين راه ارتزاق مى‌نمودند.

در قرن نوزدهم قاليهاى ايرانى، به ويژه فرشهاى نفيس ناحيه تبريز به اروپا راه يافتند. از سوى کشورهاى اروپايى نمايندگانى به تمام کشورهاى مشرق زمين گسيل شدند و با رقابت بسيار فشرده کليه فرشهاى کهنه و عتيقه را گردآورى کرده به قسطنطنيه که هنوز هم مهمترين بازار قالى مشرق زمين بود فرستادند.

 با به پايان رسيدن منابع فرشهاى کهنه، شرکتهاى انگليسى(زيگلر 1883م) آمريکايى و آلمانى به طور نامحدود اقدام به تأسيس کارگاههايى در تبريز، سلطان آباد(اراک)، کرمان کردند. اين روال تا جنگ جهانى اول که توليد قالى به طور قابل توجهى افزايش يافته بود ادامه داشت.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 15:25  توسط mahdi  | 


در زمینه پی ریزی بنای یک اقتصاد نیرومند، فعالیت های همه جانبه ای لازم است و پیرامون حفظ و نگهداری صنایع بومی و دستی که مبین مظاهر هنری این سرزمین است و از طرفی در اقتصاد ملی ایران نقش بسزایی دارد باید گام های مؤثر و بلندی برداشته شود.

بی شک یکی از قدیمی ترین رشته های فعالیت بشر را صنایع دستی تشکیل می دهد و به موجب برخی از اسناد و مدارک تاریخی، سابقه پیدایش صنایع دستی به عصر حجر می رسد و علاوه بر آن شواهدی در دست است که نشان می دهد صنایع دستی و روستایی در مراحل مختلف تکامل اقتصادی، یعنی اقتصاد شبانی، اقتصاد کشاورزی و حتی اقتصاد صنعتی، تأمین کننده بسیاری از احتیاجات بشر بوده و به خصوص تحت شرایط اقتصاد بسته، مهمترین عامل تأمین نیازمندی ها محسوب می شود.

زیراندازهای سنتی ایران که شامل حصیر زیرانداز، نمد زیرانداز، انواع گلیم، زیلو، گبه و قالی می شود از گذشته های دور تا به امروز از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بین تمامی صنایع دستی ایران موقعیت خاصی داشته است.

گلیم و قالی به سبب قدمت تاریخی و سنخیت با نوع زندگی زیستی مردم فلات ایران همواره از ارزش والایی برخوردار بوده اند و از این رهگذر انسان ایرانی به بافت زیراندازهایی چون قالی و گلیم دست می زند که ضمن آنکه نشستن بر روی زمین سخت را به دلیل نرمی مطبوع می کند با نقش و نگار و رنگ آمیزی خود، چشم خسته شده از دیدار مناظر خشک بیابان ها و کوه ها را نیز نوازش می دهد.

گلیم نقش برجسته، تلفیقی از گلیم ساده و گره قالی در متن آن است که به عنوان مهمترین و اصیل ترین صنعت دستی استان ایلام، حائز ویژگی ها و امتیازات بسیاری است و در این نوشتار سعی بر آن بوده که اجمالاً معرفی شود.

ماهیت گلیم نقش برجسته، بر اساس فن و تجربه و خلاقیت گلیم ساده و قالی به طور توأمان استوار است و به همین منظور ضرورت مهارت بافنده در هر دو دستبافته ایجاب می کند.

خطه قهرمان پرور ایلام که قدمتی به بلندای تاریخ کهن ایران و سابقه ای درخشان در فرهنگ و هنر و تمدن جهان دارد از دیرباز یکی از مراکز مهم تولید صنایع دستی همچون زیراندازهای سنتی بوده است و از گذشته های دور تا به امروز صنعتگران سختکوش و با ذوق ایلامی کوشیده اند تا با تولید زیراندازهایی چون قالی و گلیم و دستبافته های دیگری چون احرامی، سیاه چادر، چیت و نیز آثاری همچون ساخته های فلزی و زیورآلات، اندیشه ها، افکار، ذوق و خلاقیت و در نهایت ایمان خود به خالق هستی و اعتقاد خویش به فرهنگ بومی را در قالب محصولی که در عین زیبایی واجد ارزش های کاربردی و مصرفی نیز هست، بیان دارند.

گلیم نقش برجسته، از نظر اصالت و تولید مهمترین و شاخص ترین صنعت دستی و بومی ایلام است که با توجه به ناچیز بودن سابقه بروز خلاقیت بافندگان چیره دست این منطقه در امر بافت گلیم نقش برجسته، پیشرفت چشمگیری در زمینه های مختلف تولید حاصل شده است.

گلیم نقش برجسته که تلفیقی از گلیم ساده و گره قالی در متن آن است، صحنه نمایان پهن دشت گلیم است که بافندگان با رعد همت دست هایشان،باران جبین را بر آن باریده و گلستانی از گل ها را رویانده اند تا چشم ها را نوازش داده و روح را جلا بخشند.

گلیم نقش برجسته، احیاء کننده گلیم هشت هزار ساله مکشوف در آناتولی ترکیه (قدیمی ترین گلیم) و قالی 2 هزار و 500 ساله پازیریک (قدیمی ترین قالی) است که تکامل آن ها را امروزه با نوآوری حفظ کرده و توأماً ترویج می بخشد.

در این نوع گلیم، زمینه، بافت گلیم (صوفی بافی) و نقوش آن گره کامل قالی است که طبیعتاً بعد از بافت نقوش آن برجسته تر از زمینه است.

زندگی عشیره ای و سنتی و پرورش دام برای تأمین معیشت زندگی مردم منطقه ایلام از دیرباز تاکنون موجبات استفاده از پشم و رشد و رونق صنایع دستی مرتبط با آن خصوصاً گلیم ساده را فراهم آورده است. آنان پشم مصرفی در گلیم را از دام های موجود تأمین و در کارگاه های رنگرزی کوچکی رنگ کرده و در تولید مورد استفاده قرار داده اند.

عشایر به دلیل کوچ نشین بودن و حرکت های مداوم، معمولاً از دارهای افقی که به راحتی جمع شده و در مناطق اسکان ایل قابل استقرار بوده، استفاده می کردند.

از نظر مصرف نیز قسمت عمده ای از گلیم های ساده تولید شده توسط زنان جنبه خود مصرفی داشته و در زندگی روزمره آنان مورد استفاده قرار گرفته است.

در حین بافت گلیم ساده، خانم بافنده ای از روستای زنجیره از توابع استان ایلام در قسمتی از گلیم بافت خود موفق به اجرای نقش برجسته با استفاده از گره قالی می شود که پس از ارسال این گلیم به سازمان صنایع دستی ایران، مورد استقبال قرار گرفته است.

از آن زمان تاکنون با تلاش و مساعدت مسوولان صنایع دستی ایلام و سعی و همت بافندگان، زمینه رشد گلیم نقش برجسته در این منطقه فراهم شده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 15:36  توسط mahdi  | 


منبت هنر ایرانی کار روی چوب


واژه منبت به معنای کنده کاری خاص و همراه با خلل و فرج روی چوب است که سابقه ای دیرینه دارد، شاید بتوان آغاز تاریخ منبت کاری را از زمانیدانست که انسان نخستین بار، با ابزاری برنده چوبی را تراشیده است. در حال حاضر هم هنر منبت کاری همچنان رواج دارد و در گوشه و کنار ایران هنرمندان بسیاری بدانمشغولند اما متأسفانه رفته رفته استفاده از نقوش اصیل که شامل طرحهای اسلیمی و ختایی یا گل و بوته است رو به فراموشی می رود و طرحهای خارجی جای آنها را می گیرددر نوعی از این هنر بجای آنکه زمینه چوب را کنده کاری کنند ونقش مورد نظر را برجسته سازند چوبهای مختلف را با رنگهای گوناگون طبیعی آن بریده پهلوی هم قرارمی دهند. این کار شباهت زیادی به هنر موزائیک دارد. در این گونه جدید از چوبهای شمشاد برای رنگ زرد و عناب برای رنگ قرمز استفاده می کنند. زمینه کار بیشتر از چوب گردو و یا ریشه درختان جنگلی است که خود دارای نقوش زیبایی هستند. مهمترین ماده ای که روی آن منبت کاری می کنند چوب است. این چوب باید محکم و بدون گره باشد. برای این منظور از چوبهای آبنوس، فوفل، بقم، شمشاد، و عناب و گردو، استفاده می کنند. البته آبنوس و بقم چون هم محکمتر و هم چربتر هستند دوام بیشتری دارند اما در ایران بخاطر فراوانی چوب گردو اکثراً از این چوب استفاده می شودمنبت کاری چوب در شهرهای گلپایگان و اصفهان رونق و رواج درخور و شایان توجه ای دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 23:38  توسط mahdi  | 

خاتم هنر آراستن سطح اشیاء با مثلثهای کوچکی است که طرحهای گوناگون آن همواره به صورت اشکال منظم هندسی بوده است. این شکلهای هندسی را با قرار دادن مثلثهایی کوچک در کنار هم نقشبندی می کنند. می توان گفت، کار خاتم نقشهای هندسی تشکیل شده از مثلثهای سه پهلو (متساوی الاضلاع) است که از عاج، استخوان، چوب و مفتول برنج ساخته شده و معمولاً به ضخامت 2 میلی متر در سطح خارجی یا سطح داخلی و خارجی اشیاء چوبی چسبانده می شودآثاری که از قدیم مانده نظیر درهای کاخها، رحلهای قرآن و صندوقهای مقابر خاتمکاری نشان می دهد که این هنر در زمان قدیم و به ویژه عهد صفویه رواج کامل داشته یکی ازمراکز اصلی آن هم اصفهان بوده است. اما همین معلوم می کند تا چند سالی این هنر در اصفهان رو به زوال گذاشته و تنها شیراز مرکز این صنعت شده استدر ابتدا کار خاتم با استفاده از مثلثهای بسیار بزرگ که پهلوی هم قرار می دادند تهیه می شد ولی به تدریج با پیشرفت ذوق و تبحر هنرمندان ابعاد مثلثها ریزتر و کوچکتر شد. بهر حال هنر خاتم سازی از زمان پیدایش تا کنون تحولاتی را داشته است.صنعتگران خاتم ساز برای تهیه خاتم از مواد اولیه متنوعی استفاده می کنند که در کمتر صنعت دستی دیگری این چنین تنوعی به چشم می آید. این مواد عبارتند از: چوب فوفل، چوب گردو، چوب نارنج، چوب عناب، استخوان شتر، مفتول برنجی، لایه برنجی، سریشم گرم، سریشم سرد، فرمالین، فیبر و روغن جلا و تخته سه لایی. غیر از آن برای تکمیل ساخت از چفت و لولا و غیره نیز استفاده می کنند. از خاتم در تهیه محصولات مختلفی استفاده می شود که از آن جمله است: قاب عکس، جعبه سیگار، عصا، پیپ، جعبه لوازم آرایش، جا کلیدی، جاقلمی و جلد آلبومدر اصفهان علاوه بر اشیاء خاتم که به شیوه شیرازی می سازند قسمتی از مصنوعات خاتم را با نقره و مینا سازی توأم کرده اند که در شیراز وجود ندارد. مثلاً جعبه های خاتمی که رویه آن را نقاشی مینیاتور می کنند و روی آنرا روغن می زنند

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 21:39  توسط mahdi  |