همه چیز درباره ایران


گاهشمار خورشیدی ایران مدیون خیام بزرگ 


این منجم، ریاضیدان و شاعر بزرگ احتمالا در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور چشم به جهان گشود و در سال ۵۱۷ هجری قمری در ۷۸ سالگی درگذشت. وقتی که آمد، گاهشماری ایران با همه پیشینه درخشانی که داشت، پریشان بود و وقتی رفت، ایرانیان مفتخر به داشتن دقیق ترین تقویم جهان بودند؛ نه فقط در آن زمان که تا به امروز. 

تنظیم تقویم جدیدی با مبدأ هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه و بر اساس سال خورشیدی، به سبب اختلالاتی بود که در سده پنجم هجری در گاهشماری ها وجود داشت. 
پیش از اسلام و به روزگار زمامداری ساسانیان ( ۲۲۶ تا ۶۵۲ میلادی ) هر سال مرکب از ۳۶۵ شبانه روز در ۱۲ ماه بود. از آن جا که سال مداری یا حقیقی ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۹ ثانیه است و سال عرفی ساسانیان، سرراست ۳۶۵ روز بود، هر ۴ سال یک بار، سال عرفی از سال حقیقی یک روز عقب می افتاد و نوروز با اول فروردین برابری نداشت. همچنین هر ۱۲۰ سال یک بار، سال عرفی یک ماه از سال حقیقی عقب تر بود. 
منجمان ساسانی چاره کار را در این دیدند که با گذشت هر ۱۲۰ سال، یک سال را به صورت چرخشی ۱۳ماهه حساب کنند. یعنی بعد از ۱۲۰ سال اول، دو ماه فروردین و بعد از ۱۲۰ سال دوم، دو ماه اردیبهشت داشته باشند و به همین ترتیب تا ماه اسفند پیش بروند. این رویه تا پایان دوره ساسانی رواج داشت، اما پس از اسلام به فراموشی سپرده شد و انطباق سال عرفی با سال حقیقی به هم خورد. 
در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری) و وزارت خواجه نظام الملک توسی، احتمالا به اشاره خواجه، تصمیم گرفتند که به نابسامانی درگاهشماری پایان دهند و از این رو حکیم عمر خیام نیشابوری مأمور شد با همراهی گروهی از منجمان برجسته، محاسبات جدیدی را ترتیب دهد. 
در آن زمان ، خیام که هنوز از مرز ۳۰ سالگی نگذشته بود، شهرت علمی درخور توجهی داشت و مورد احترام ملکشاه سلجوقی و خواجه نظام الملک بود. بدین سبب اصلاح تقویم به او واگذار شد. 
تنظیم گاهشماری جلالی و زیج پیوسته به آن که زیج ملک شاهی خوانده شد، به احتمال زیاد در شهر اصفهان - پایتخت سلجوقیان - و بنابر گفته ای دیگر در ری یا نیشابور آغاز شد. 
اعضای گروه تنظیم تقویم غیر از خیام عبارت بودند از ابومظفر اسفزاری، ابوعباس لوکری، محمد بن احمد معموری، میمون بن نجیب واسطی و ابن کوشک بیهقی مباهی. 
همچنین عبدالرحمان خازنی (خدمتکار خزانه‌دار مرو) که به شکل غیرحرفه ای و بنا بر علقه های شخصی به پژوهش درباره تقویم سرگرم بود، در شهر مرو محاسبات جداگانه را به انجام رساند و یافته های علمی خود از جمله شیوه سنجش نوروز را برای گروه خیام فرستاد. بخشی از محاسبات خازنی از سوی گروه پذیرفته و به رسمیت شناخته شد. 
اکنون از این نام ها که هریک ستارگانی در سپهر دانش بودند، چیز زیادی نمی دانیم و خیام را نیز بیشتر به اسباب و علل دیگر از جمله رباعیاتش می شناسیم . تقویم دقیقی هم که از زیر دست اینان بیرون آمد، به نام شاه زمانه، ملکشاه سلجوقی، تقویم جلالی خوانده شد؛ نه تقویم خیامی. 
تقویم جلالی ، موفق شد که سال عرفی را با سال طبیعی تطبیق دهد . نه فقط نوروز ، درست در اول بهار یا به اصطلاح منجمان در نقطه اعتدال بهاری قرار گرفت ، بلکه تمام فصل های عرفی با فصل های حقیقی منطبق شدند. 
این که امروزه در تقویم ایرانی یا همان جلالی ، بهار و تابستان ۹۳ روز است ، فصل پاییز ۹۰ روز دارد و زمستان ۸۹ روز حساب می شود ، برای این است که اول هر فصل عرفی دقیقا برابر با آغاز فصل حقیقی باشد. 
سالی که با تقویم جلالی محاسبه می شود، برخلاف سال میلادی که در هر ۱۰ هزار سال ، نزدیک به سه روز با سال حقیقی اختلاف پیدا می کند، همواره مطابق با سال حقیقی است و هیچ گاه از آن عقب نمی ماند. از همین رو ، سال های کبیسه در تقویم جلالی ثابت نیستند و بر مبنای رصد سالانه تعیین می شوند. 
به طور معمول هر چهار سال یک بار ، سال را کبیسه می گیرند، اما پس از گذشت ۲۸ یا ۲۹ سال، کبیسه گرفتن بعد از ۵ سال اجرا می شود؛ یعنی به جای آن که سال ۳۲ را کبیسه حساب کنند ، سال ۳۳ را کبیسه می گیرند. 
تاریخ تأسیس تقویم جلالی، روز جمعه نهم رمضان سال ۴۷۱ هجری قمری بود. در این تاریخ، خیام کمابیش جوانی ۳۲ ساله بود. لابد در این ۳۲ سال دانش بزرگی اندوخته بود که می توانست دقیق ترین تقویم جهان را تنظیم کند؛ تقویمی که هزار سال پس از او هنوز به کار می آید و ارزش و اعتبارش کاستی نگرفته است. 
این همه از دست کسی برمی آمد که دم را غنیمت می شمرد و مکرر در مکرر فانی بودن جهان را گوشزد می کرد. مردمان را به شاد زیستن فرامی خواند و از غم دنیا بر حذر می داشت. ثانیه ها و دقیقه ها و روزها و هفته ها و ماهها و سال ها را جملگی یک نفس عزیز می دانست؛ نفسی میان کفر تا به دین و ازعالم شک تا به یقین و می خواست که این یک نفس را نه در سرگردانی که در شادمانی به سرآورد. 
آن گاه که تقویممان بدست خیام ورق می خورد و نوروز خرامان از راه می رسد، او نیزپای سفره هفت سین در شادیمان شریک است و طنین صدایش از ورای قرون و اعصار به گوش جان می رسد: 
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ساده رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 16:35  توسط mahdi  | 



به گزارش خبرگزاري فارس، متن پيام سيد محمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به شرح زير است: 

به نام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه برنگذرد 

خداوند نام و خداوند جاي خداوند روزي ده رهنماي 

خداوند كيهان و گردان سپهر فروزنده ماه و ناهيد و مهر 

زنام و نشان و گمان برتر است نگارنده برشده گوهر است 

فردوسي استاد بي همتاي شعر و خرد پارسي و بزرگترين حماسه سراي جهان است و شاهنامه شاهكار ادبي جهان به شمار مي رود. 

فردوسي اين حكيم خردورز و فرزانه و مرزبان زبان و ادب فارسي با مساعي خويش توانست تاريخ ملي ما را بصورت نظم احياء و ابقاء نمايد. 

دانش و تجربه حكيم توس نشان داده بود كه چشم زخم روزگار و توفان حوادث، همچون گذشته مي‌تواند سرنوشت زبان فارسي، اين ميراث معنوي ايرانيان را دچار زوال كند، از اين رو سرايش شاهنامه را با اهتمامي ستودني آغاز كرد و فردوسي بيش و پيش از هركس ديگري مي‌دانست كه چه قدم بزرگ و سترگي در راه حفظ و تثبيت فرهنگ و ادب ايراني برداشته است و چه كاخي بلند از نظم پي افكنده است كه از باد و باران گزندي نخواهد ديد. 

اهميت فردوسي در آن است چه با آفريدن اثر ‏هميشه جاويد خود، نه تنها زبان , بلكه كل فرهنگ و تاريخ و در يك سخن , همه اسناد اصالت اقوام ايراني را جاودانگي بخشيد و خود نيز بر آنچه كه ميكرد و برعظمت آن , آگاه بود و مي دانست . كه با زنده نگه داشتن زبان ويژه يك ملت , در واقع آن ملت را زندگي و جاودانگي بخشيده است: بسي رنج بردم در اين سال سي عجم زنده ‏كردم بدين پارسي 

درواقع فردوسي با سرايش شاهنامه، ضمن ماندگار كردن زبان و فرهنگ فارسي، حفظ آداب و آيين‌هاي ايراني، به ثبت جهاني خود نيز اقدام كرده‌است. 

خالق شاهنامه به درستي دريافته بود كه در آينده، هوشياران و صاحبان راي و خرد، دينداران و انديشمندان ، او را مي‌ستايند. چرا كه به آنچه سروده بود ايمان راسخ داشت و نيك مي دانست كه اين اثر عظيم ، يعني به نظم در آوردن شاهنامه را به نيكويي انجام داده است، بايد گفت كه فرزانه توس ، فردوسي بزرگ ، در شاهوار فرهنگ ايراني را كه در جريان حوادث جلاء يافته بود، به درستي سفت و در قالبي زيبا و مانا به آيندگان معرفي كرد و از اين راه سهم بزرگي در هويت يابي و فرهنگ پذيري ايرانيان پاك نهاد ايفا نمود. 

به درستي كه شاهنامه، حافظ راستين سنت‌هاي ملي و اعتقادي ايرانيان و شناسنامه فرهنگي فارسي زبانان است. عامل انتقال آيين‌ها و باورها، اعتقادات و اسطوره‌هاي مشترك مردمي است كه در گستره ايران، حياتي افتخارآفرين داشته‌اند. 

آيين‌هايي كه با سيره و سنت نبوي درآميخته و از زبان مردي سربلند و زبده و خردورز در قالب روايت‌هايي منظوم بيان شده‌است. از اين روست كه هنوز مردم مؤمن و شيرين زبان ايران اشعار فردوسي را به زلالي زمزمه مي‌كنند كه تحت تأثير تعاليم حيات بخش پيامبر اكرم(ص) سروده شده است. 

شاهنامه روايت راستين و هماره نبرد حق و باطل است. نبرد نماينده روشنايي با تاريكي ، نبرد كاوه و ضحاك، نبرد زلالي با تيرگي و نهايتا اين نيروهاي ايزدي و نمايندگان روشنايي و زلالي اند كه پيشاني بلند و سرافراز از اين جنگ هميشگي بيرون مي آيند و اين بيانگر جهان بيني و انديشمندي فرزانه توس است. شاهنامه در واقع تجلي گاه ارزشهاي عام و جهان شمولي است كه از سويي منشاء الهي دارند و از ديگر سو با فطرت انسان سازگارترند. 

در جاي جاي شاهنامه فردوسي، مكارم اخلاق ، كه پيامبر اعظم (ص)به خاطر آن مبعوث شده ، سفارش مي شود! از جمله وفاي به عهد را ستوده و پيمان شكني را فعل بي دينان و امري نكوهيده مي خواند. 

با صراحت مي توان اذعان كرد در ميان شاعران ايران زمين، حكيم خردورز توس در خداپرستي و توحيد گرايي جايگاهي ويژه دارد. او در جاي جاي شاهنامه انسان را به خداپرستي دعوت كرده، آن را نشانه خردمندي و يگانه راه سعادت مي‏داند. او خداپرستي توحيد گراست و از شرك سخت گريزان: 

خداوند كيوان و گردان سپهر خداوند ناهيد و رخشنده مهر 

سخن هيچ بهتر ز توحيد نيست به ناگفتن و گفتن، ايزد يكي است 

او يأس و نااميدي از رحمت الهي را سرآغاز بدبختي مي‏شمرد: 

چو نوميد گردد زِ يزدان كسي از او نيك بختي نيابد بسي 

و ناسپاسي به خدا را هراس‏انگيز مي‏خواند: 

به يزدان هر آن كس كه شد ناسپاس به دلش اندر آيد زِ هر سو هراس 

در پايان به اين نكته اشاره مي كنم َكه شاهنامه تنها يك اثر ادبي نيست ، از اين رو برماست كه بيش از پيش ارزش‌ها، اعتقادات، نگرش‌ها و بينش‌ها، جنبه‌هاي زيباشناختي، مردم‌شناختي، اعتقادي و روان شناختي ايرانيان اصيل و پاك نهاد را در شاهنامه جستجو و با صراحت و صداقت به جهانيان بنمايانيم. 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 22:13  توسط mahdi  | 


روزگار پیش از انقلاب و در جریان مبارزات مردم علیه رژیم شاه، افراد بزرگ و موثری درگذشتند که مرگشان در هاله ای از ابهام قرار گرفت و روایت های متفاوتی از فوت آنها وجود داشت. این افراد همه در یک چیز اشتراک داشتند و آن مخالفت با رژیم پهلوی بود اما محل و شیوه مرگشان همچنان که محل و شیوه زندگی شان با هم تفاوت های بسیاری داشت.

رژیم مرگ همه این افراد را مرگ طبیعی می دانست و مردم مبارز آنها را شهید می دانستند.

دوشنبه ۱۸ دی ماه ۱۳۴۶ مردم خبر درگذشت جهان پهلوان بزرگ و مردمی زمان خود، مرحوم غلا مرضا تختی را شنیدند که روزنامه ها طبق اعلا م ساواک، مرگ او را خودکشی در هتل آتلا نتیک گزارش دادند اما در تمام مراسم مردمی، از او با عنوان «شهید» نام برده می شد. ۲۱ خرداد ماه ۱۳۴۹ محمدرضا سعیدی از روحانیون مبارز در زندان به شهادت رسید و مرگ او سکته قلبی اعلا م شد. در سال ۱۳۵۶ هم دو مرگ مشکوک دیگر در خارج از ایران، دو تن از بزرگترین یاوران انقلا ب را از مردم گرفت.


بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 16:45  توسط mahdi  | 


مقارن سال ۵۵۶ پیش از میلاد کوکب سعادت کورش بزرگ سردودمان هخامنش از افق کشور پارس طالع شد و در پرتو فروغ درخشان وجود او امپراطوری با شکوهی تشکیل گردید که تا آن زمان چشم روزگار نظیر آن را ندیده بود. شالوده ارتش ایران نیز در همان وقت به دست توانای آن شاهنشاه بزرگ ریخته شد و در اثر فداکاری و جان بازی همان ارتش بود که حدود و ثغور کشور پهناور او همواره در طول چند قرن از تجاوز بیگانگان محفوظ ماند.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:16  توسط mahdi  | 


"پرشیا" از کی "ایران" شد؟ 


تا اوایل قرن بیستم، مردم جهان کشور ما را با عنوان رسمی" پارس یا پرشین" می شناختند، اما در  دوران سلطنت رضاشاه که بحث رجعت به ایران باستان و تاکید بر ایران پیش از اسلام قوت گرفته بود، حلقه ای از روشنفکران باستان گرا مانند سعید نفیسی،محمد علی فروغی و سید حسن تقی زاده در حکومت پهلوی اول با حمایت مستقیم رضاشاه گردهم آمده بودند که به این منظور اقداماتی را انجام می دادند،"سعید نفیسی" از مشاوران نزدیک رضاخان به وی پیشنهاد کرد نام کشور رسما به "ایران" تغییر یابد، این پیشنهاد در آذر ماه 1313 شمسی رنگ واقعیت به خود گرفت، یادداشتی را که از نظر می گذرانید، مقاله ای از سعید نفیسی در روزنامه اطلاعات است که بعد از رسمی شدن عنوان ایران، دلایل و توجیه تاریخی و فرهنگی این انتخاب را با عموم مردم در میان گذاشته است.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 16:22  توسط mahdi  | 


در مورد نام زیبای کشورمان ایران چه می‌دانید؟ 


ائریه - ائیرین - آریاورته - آورته - آریا ویج - ایرانویج - ایران ویژ  - اریانه - اران - پرس ایران - Persia - IRAN به آن گروه از آریایی‌ها که مهاجرت نکردند و در «ناف جهان» که به‌زبان اوستایی «ائیرینه‌وئیجنگه»(airyana-vaējangh) خوانده می‌شد، ساکن بماندند و با نام ایرج مشهوراند و ایرج (eraj) که به‌زبان پهلوی (erech)خوانده می‌شود، مخفف همان واژه ی اوستایی است که به پهلوی و پارسی دری (ویج) تلفظ می‌شود که همان مرکز جهان معنی می‌دهد.
واژه‌ ی ایران که در پارسی ‌میانه به شکل «اران»
(erān)  بوده، و برگرفته از شکل‌های قدیمی «آریانا» یعنی سرزمین آریایی‌هاست.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 16:18  توسط mahdi  | 


خلیج فارس

روز دهم اردیبهشت، روز اخراج پرتغالى ها از آب هاى جنوبى ایران و روز ملى خلیج فارس نام دارد. در 21 آوریل 1622، با رشادت «امام قلى خان امیرالامراى فارس»، به 117 سال تسلط جابرانه پرتغالى ها بر جزایر خلیج فارس خاتمه داده شد. خلیج فارس از نظر ژئوپولیتیک، تجارت، نفت، گاز، کشتیرانى، ماهى گیرى و... در طول تاریخ گلوگاه مهمى در دنیا محسوب مى شده و هم اکنون نیز شاهرگ اقتصاد دنیا در این منطقه قرار دارد. خلیج فارس امروزه به پیوستگاه و ته آب اروندرود در خرمشهر و بصره تا رأس مسندام در شمال عمان اطلاق مى شود. این خلیج در اواسط دوره سوم زمین شناسى حدود 30 میلیون سال قبل بر اثر گسترش دهانه شکاف دریاى عمان به وجود آمده و از پدیده هاى دوران سوم زمین شناسى است که در حال حاضر 226 هزار کیلومتر مربع پهنا دارد در ازاى کرانه اش از دهانه فاو تا بندرعباس یک هزار و 375 کیلومتر و میانگین ژرفاى آن 30 متر است و 62% آب هاى سطح کره زمین را در برمى گیرد. در ابتدا وسعت آن بیشتر از دو برابر مساحت فعلى بوده است. این پهنه آبى قدیمى ترین دریایى است که بشر آن را مى شناخته است. این پهنه آبى گاهواره تمدن جهان و از اولین زیستگاه هاى بشر محسوب مى شود. ساکنان این دریا کشتى را اختراع و خاور و باختر را به هم پیوند داده اند. در جغرافیاى قدیم دریاى پارس یکى از بزرگ ترین دریاها از 4 دریایى بود که شناخته شده بود اما اکنون پهنه آبى را که خلیج فارس مى نامند خلیجى با 1000 کیلومتر مربع طول و بیشتر از 240 کیلومتر مربع عرض.


+ نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 12:30  توسط mahdi  | 


حكايت ابابيل طبس

بدون شك ماجرايى كه در طبس اتفاق افتاد و با شكست نيروهاى امريكايى مواجه شد يكى از بزرگترين معجزات قرن است؛ چرا كه آنها با برخوردارى از دقيق ترين و پيچيده ترين امكانات نظامى و با تدارك همه جانبه و هماهنگى كليه عوامل داخلى و خارجى به بهانه آزادسازى جاسوسان خود اما در حقيقت به قصد نابود ساختن نظام اسلامى تهاجم خود را آغاز كردند.
سران كاخ سفيد و مقامات پنتاگون از موفقيت اين عمليات اطمينان كامل داشتند اما از آنجايى كه خداوند همواره حافظ اين ملت و انقلاب بوده است، در طبس نيز امدادهاى غيبى خداوند عينيت يافت تا بار ديگر بر طاغوتيان زمان ثابت شود كه اراده الهى بر هر چيز كه تعلق بگيرد شدنى است.
ما به ارزيابى حركت هاى امريكا در قبال انقلاب اسلامى پرداخته و جريان حمله ۵ ارديبهشت را با استفاده از اسناد به دست آمده از لانه جاسوسى و نيز با بهره گيرى از صحبت هاى كارتر كه به صورت خاطره جداگانه اى به چاپ رسيده، بررسى مى كنيم.


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:32  توسط mahdi  | 


او را ازاد کنید


بلقيس روشن مادر شهرزاد ميرقلي خان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري فارس در خصوص آخرين وضعيت دخترش كه در آمريكا زنداني است اظهار داشت: شهرزاد پس از ترانزيت و زندان در ايالت اوكلاهاما به زندان وسكا در ايالت مينيستوتا منتقل شده است. 
وضعيت شهرزاد به اندازه‌اي در زندان قبلي در مضيقه بود كه پس از آنكه به زندان وسكا منتقل شده بود از وجود صابون در دستشويي‌ها ابراز خوشحالي مي‌كرد. 
مادر شهرزاد ميرقلي خان در خصوص علت حمله قلبي و بستري شدنش در بيمارستان بيان كرد: حدود 25 روز بود كه شهرزاد به درخواست خود به انفرادي منتقل شده بود تا از امنيت بيشتري برخوردار باشد و از او هيچ خبري نداشتيم به همين دليل هر شب تا ديروقت با زندان تماس مي‌گرفتم ولي هر دفعه كه تماس مي‌گرفتم جوابي نمي‌دادند و اين مسأله منجر به فشار شديد عصبي دچار عارضه قلبي شدم. 
وي در ادامه در خصوص درخواست ويزا براي ملاقات شهرزاد در آمريكا عنوان كرد: از طريق وزارت امور خارجه ايران فرم‌هايي براي درخواست ويزا از طريق سفارت آمريكا در عمان تكميل كرده‌ايم كه هنوز جوابي به داده نشده است. روز گذشته از وزارت امور خارجه پيگيري كردم و در جوابم آنها گفتند: اين موضوع را پيگيري مي‌كنند. 
مادر شهرزاد ميرفلي‌‌خان تغيير وضعيت شهرزاد را به خاطر حمايت رسانه‌ها دانست و افزود: وضعيت شهرزاد را به خاطر حمايت رسانه‌ها و دولت ظاهراً بهتر شده است و جا دارد از تلاش خبرگزاري فارس در حمايت از شهرزاد تشكر كنم. 
شهرزاد ميرقلي‌خان شهروند ايراني كه بي‌گناه از سال 2007 در آمريكا زنداني است، اعلام كرده كه در زندان آمريكا تحت شكنجه قرار گرفته است. 
شهرزاد ميرقلي‎خان مي‌گويد كه: دولت آمريكا براي انجام كاري مربوط به امور دولتي از من دعوت كرد. آنان حتي براي من بليط گرفتند ولي در فرودگاه به من دستبند زدند و زنداني‌ام كردند و به هر شكل ممكن به شكنجه من پرداختند. 
ميرقلي‌خان كه در زمان دستگيري تنها 26سال داشت و مادر دو كودك دوقلو است، از سه سال پيش تاكنون در زندان آمريكا به سر مي‌برد. 
آمريكا مدعي است كه همسر سابق او، محمود سيف، سعي در صادرات عينك‌هاي ديد در شب را از اتريش به ايران داشته است و اين درحالي است كه شهرزاد در غياب او بازداشت و از سوي دادگاه فدرال فلوريدا محكوم به پنج سال زندان شد. 
وضعيت شهرزاد به خاطر حمايت رسانه‌ها و دولت ظاهراً بهتر شده است كه جا دارد از تلاش خبرگزاري فارس در حمايت از شهرزاد تشكر كنم. 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 9:2  توسط mahdi  | 


به گزارش فارس، شبكه خبري پرس‌تي‌وي خبر داد كه مردم قطر در حمايت از مردم بحرين به خيابان‌ها سرازير شدند و به تظاهرات پرداختند. 

بعد از عربستان، قطر دومين كشور عضو شوراي همكاري خليج فارس است كه مردم اين كشورها در حمايت از مردم بحرين به تظاهرات مي‌پردازند. 
رژيم بحرين به كمك نظاميان آل‌سعود طي چند هفته گذشته به شدت تظاهرات مسالمت‌آميز مردم بحرين را سركوب كرده و تا كنون ده‌ها نفر را به شهادت رسانده و صدها نفر ديگر را نيز مجروح كرده است. 
همچنين صدها نفر از مردم بحرين در زندان‌هاي رژيم آل‌خليفه قرار دارند و تعدادي از بازداشت‌شدگان نيز در زندان‌هاي اين رژيم تحت شكنجه جان سپرده‌اند. 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 22:37  توسط mahdi  | 



نبرد شاپور اول ساسانی با والرین امپراطور روم 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:55  توسط mahdi  | 



جنگهای اردشیر پاپکان جهت بست امپراطوری ساسانی 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:54  توسط mahdi  | 



جنگ هرمزدگان نبرد اردشیر پاپکان و اردوان پنجم سقوط سلسله اشکانیان 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:53  توسط mahdi  | 



جنگ سورس نبرد اردشیر اول ساسانی با رومیان 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:47  توسط mahdi  | 



جنگ تراژان نبرد خسرو اشکانی با رومیان 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:46  توسط mahdi  | 


خسرو یكم معروف به انوشه روان۱ (یا انوشیروان) پسر سوم كواد (قباد) پادشاه ساسانى بود كه بى شك یكى از مشهورترین و بزرگترین پادشاهان ساسانیان بوده است. در دوره پادشاهى او فرقه مزدكى سركوب شد. اینكه پسران اول و دوم كواد جانشین پدر نشدند و پسر كوچكتر یعنى خسرو (به عربى: كسرى) پادشاه شد نیز علتى داشته است كه در ذیر خواهد آمد.

به دلیل اهمیت نهضت مزدكیه و نقش آن در تحولات آن زمان ابتدا باید به آن پرداخت. «چون منابع موجود تاریخى را به دقت مطالعه كنیم و كیفیت دعوت مزدكیه را تحقیق نماییم، تقریباً آگاه مى شویم كه دامنه این دعوت در طول مدت سلطنت كواد تا چه اندازه وسعت پیدا كرده است. شریعت مزدكى بدون شك در آغاز جنبه دینى داشته و بانى آن شخصى بوده عاشق اصلاحات نظرى و طالب بهبود احوال زندگى مردم نبوده است. جنبه اجتماعى این دعوت از حیث اهمیت در درجه دوم بوده و فرمان هایى كه كواد در دوره اول پادشاهى خود براى اجراى مرام دنیوى مزدكیان صادر كرده، هر چند انقلابى محسوب مى شده، ولى آنقدرها كه مورخان خارجى مبالغه كرده اند، تازگى نداشته است.»۲ به این ترتیب مى بینیم كه به دلیل انقلاب مزدك در زمان كواد اصلاحات از زمان پادشاهى او آغاز شده است. درباره جامعه طبقاتى ساسانى گفته مى شود كه چهار طبقه عمده وجود داشته است كه به ترتیب مقام و اولویت عبارت بودند از: ۱- مغان زرتشتى كه خود داراى طبقاتى بوده اند كه در رأس آنها موبدان موبد (بزرگ موبدان) قرار داشته است. ۲- ارتشتاران یا نظامیان ۳- دهگانان (دهقانان) یا روساى كشاورزان ۴- پیشه وران و دست ورزان. آن طور كه از منابع پیدا است در دوران اولیه تشكیل سلسله ساسانى پادشاه بیشتر جزء دسته یكم قرار داشته است. به طورى كه اردشیر بنیانگذار ساسانیان مغ برجسته معبد آناهیتاى استخر پاس بوده است. رفته رفته با تشكیل و سازماندهى شدن روحانیان زرتشتى شاه اعتبار روحانى خود را از دست مى دهد و بیشتر به عنوان بزرگ ارتشتاران و رئیس نظامیان محسوب مى شود كه این موجب نارضایتى و ناخشنودى پادشاه شده بود. شاید دلیل اصلى حمایت كواد در ابتدا از قیام مزدك نیز كاستن از قدرت روحانیون زرتشتى و دفع خطر آنها بوده است. در واقع آنچه كه از جانب مزدكیه روحانیان را تهدید مى كرد، بیش از جنبه دینى و ایدئولوژى مذهبى جنبه سیاسى و ایدئولوژى ضدطبقاتى آن بود. در زمان قباد (كواد) نیز مغان و موبدان زرتشتى در اوج قدرت و توانایى بودند و بخش مهمى از زمین داران بزرگ محسوب مى شدند و حتى در برخى موارد مى توانستند شاه را از مقام خود خلع نمایند و پسر او را جانشین كنند. همین امر سبب حمایت شاه از نزدیكان شد. ولى رفته رفته مزدك در طبقات پایین جامعه نفوذ كرد و این مسئله نه تنها مغان بلكه شاه و شاهزادگان و دربار را نیز تهدید مى كرد و احتمالاً شورش ها و هرج ومرج هایى كه به دلیل هجوم مزدكیان و مردم به انبارهاى دولتى و اموال بزرگان انجام گرفت، علاوه بر فشار موبدان بر شاه دلیل مهم دیگر براى عدم حمایت كواد و پسرش خسرو از مزدكیان بود.


بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 13:57  توسط mahdi  | 


حرکت به سوی برادر


جناب سید امیر احمد معروف به شاه چراغ به اتفاق جناب سید امیر محمد عابد و جناب سید علاءالدینحسین، برادران معظم و جمع کثیری از برادرزادگان و بنی اعمام و اقارب و دوستان به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام از حجاز به سمت طوس حرکت نمودند. در بین راه نیز جمع کثیری از شیعیان و علاقه مندان به خاندان رسالت، به سادات معظم ملحق و به اتفاق حرکت نمودند. می نویسند: به نزدیک شیراز که رسیدند، تقریباً یک قافله پانزده هزار نفری از زنان و مردان تشکیل شده بود. خبر حرکت [سید امیر احمد و کاروان همراه] را به مأمون دادند. ترسید که اگر چنین جمعیتی از بنی هاشم و دوستداران و فدائیان آن ها به طوس برسند، اسباب تزلزل مقام خلافت گردد. لذا امریّه ای صادر نمود به تمام حکام بلاد که در هر کجا قافله بنی هاشم رسیدند، مانع از حرکت شوید و آن ها را به سمت مدینه برگردانید. به هرکجا این حکم رسید قافله حرکت کرده بود مگر شیراز.


بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 13:54  توسط mahdi  |