كشور ايران، يكي از غني ترين و در عين حال زيباترين كشورهاي جهان از نظر داشتن جاذبه هاي طبيعي است، به طوري كه از اين نظر جايگاه پنجم را در دنيا به خود اختصاص داده است.
با توجه به وجود اعتقادات عميق و ريشه دار مذهبي در ميان ايرانيان، زيارت گاه هايي در اين كشور وجود دارد كه همواره مشتاقان بسياري از سراسر ايران به سمت زيارت آنها مي شتابند.

حرکت به سوی برادر
جناب سید امیر احمد معروف به شاه چراغ به اتفاق جناب سید امیر محمد عابد و جناب سید علاءالدینحسین، برادران معظم و جمع کثیری از برادرزادگان و بنی اعمام و اقارب و دوستان به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام از حجاز به سمت طوس حرکت نمودند. در بین راه نیز جمع کثیری از شیعیان و علاقه مندان به خاندان رسالت، به سادات معظم ملحق و به اتفاق حرکت نمودند. می نویسند: به نزدیک شیراز که رسیدند، تقریباً یک قافله پانزده هزار نفری از زنان و مردان تشکیل شده بود. خبر حرکت [سید امیر احمد و کاروان همراه] را به مأمون دادند. ترسید که اگر چنین جمعیتی از بنی هاشم و دوستداران و فدائیان آن ها به طوس برسند، اسباب تزلزل مقام خلافت گردد. لذا امریّه ای صادر نمود به تمام حکام بلاد که در هر کجا قافله بنی هاشم رسیدند، مانع از حرکت شوید و آن ها را به سمت مدینه برگردانید. به هرکجا این حکم رسید قافله حرکت کرده بود مگر شیراز.
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

مكان های دیدنی شهر های مشهد، شیراز، اصفهان، یزد، تبریز، ارومیه، كاشان، مباركه و ... دیدنی های مشهد شاندیز و طرقبه، زشک، نغندر، جاغرق، چالی دره، پارک جنگلی وکیلآباد، بوستان ملت ، آبشار اخلمد و کنگ، زیستخاور، الماس شرق، پروما، رویال سنتر، کیان سنتر، بازار رضا، باغ نادری، موزه آب، موزه علوم و تاریخ طبیعی مشهد، موزه بزرگ تاریخ طبیعی خراسان، مسجد جامع گوهرشاد، مسجد هفتاد و دوتن، مسجد و حسینیه کرامت، امامزاده ناصر و یاسر، امامزاده یحیی بن زید بن علی بن الحسین (میامی)، آرامگاه خواجه اباصلت، آرامگاه خواجه مراد، آرامگاه پیر پالاندوز، آرامگاه شیخ نخودکی، گنبد خشتی، گنبد سبز، پارک و شهربازی ملت، باغ وحش و پارک وکیل اباد، کوهستان پارک شادی، آبشارهای اورتوکند،پارک جنگلی نه دره، بازار بعثت طرقبه، منطقه دیدنی فریزی، مجموعه موجهای آبی، سد ارداک، نمایشگاه بیناللملی مشهد، سد كارده، بند گلستان، کهن دژ توس، بقعه هارونیه، خواجه ربیع، قبر شاه تهماسب، موزه ویرانی، مصلی پایین خیابان، سد طرق مکانهای دیدنی بقیه شهرها را در ادامه مطلب ببینید
![]()
طالقان منطقهاى است ييلاقى در شمال غربى تهران که مىشود پس از روزها کار طاقتفرسا و زندگى در اين شهر دودزده براى يک روز به آنجا پناه برد و در سکوت و آرامش طبيعت بکرش خستگىها را جاگذاشت.
طبيعتا اين منطقه مانند شمال کشور يا شهرهايى مانند مشهد، اصفهان، شيراز، تبريز و... نيست که بتوانى چندين و چند روز در آن بماني. سفر يکروزه به طالقان مىتواند گزينه مناسبى براى گذران آخرهفته باشد. در چنين سفرهايى، رفتن به هتل و اقامت در مهمانپذير، چندان مدنظر نيست. رفتن به دامان طبيعت و يک روز با امکانات کمتر زندگىکردن، گاهى لازم است! حالا که روز شده، زيبايىهاى منطقه نمايانتر است و مىتوان بهواقع از آن لذت برد. به نظر مىرسد براى ماندن و اطراقکردن، مکانهاى بهترى هم وجود داشته که ما در آن تاريکى نتوانستهايم آنها را ببينيم. رودخانه شاهرود که از اين منطقه مىگذرد، کنارهاى باصفا و مناسب براى ماندن دارد. بر سر راه اين رودخانه، سدى خاکى زده شده با نام سد طالقان. درياچهاى که پشت اين سد تشکيل شده نيز مکان خوبى است براى گذراندن وقت. در دل کوههاى بلند رشته کوه البرز مملو است از چشمههاى آب گرم و طبيعتا منطقه طالقان هم که در کنار اين رشته کوهها واقع شده، از اين قاعده مستثنى نيست. مشهورترين اين چشمهها عبارتند از: چشمه آب گرم در شمال روستاى گراب در بالاطالقان، چشمه آب گرم «گنداب» در شمال روستاى دهدر در بالاطالقان و چشمه آب گرم در شمال روستاى هرنج. همچنين در اين منطقه غارها و دخمههاى طبيعى فراوانى وجود دارد که برخى از آنها را معرفى مىکنيم. غار بزج: اين غار در روستاى بزج طالقان واقع شده و در گذشته، از آن به عنوان پناهگاه استفاده مىشده است. آثارى از کارهاى دستى و محل دروازه و ديدهبانى و همچنين نشيمنگاه در آن مشاهده مىشود. طول اين غار 25متر است. غار کلهسنگ: در کوهى به همين نام در نزديکى قريه سوهان و قريه آرتون واقع شده. دهانه غار بسيار تنگ است. پس از پيشروى در غار، دهانه چاهى به عمق 4متر نمودار مىشود که بايستى به کمک طناب از آن پايين رفت و در آنجا محوطه بزرگى ديده مىشود که تعداد زيادى اسکلت انسان روى هم انباشته شده است. درون اين غار، منابع آبهاى زيرزمينى ديده مىشود و از سنگچينىهاى دستى درون غار استنباط مىشود که سابقا عده زيادى درون اين غار مىزيستهاند. غار مرغبند: در شمال روستاى «ناريان» قرار دارد و کمتر بدان توجه شده است. دخمه باستانى خلىزر: در مزرعهاى به همين نام در روستاى «ورکش» واقع شده و داراى اتاقها و محل نشيمن است. دخمه باستانى بادامستان: در جوار امامزاده يوسف، روبهروى روستاى «وشته» قرار گرفته و حدود ده اتاق دارد. ميزان بارندگى نسبتا زياد اين منطقه کوهستانى و چشمهساران فراوان و رودخانههاى فصلى و دائمى آن، منشاء وجود و پيدايش آبشارهاى زيادى است و اين از ديگر جلوهها و زيبايىهاى طبيعى طالقان به شمار مىرود. آبشارهاى متعدد فصلى و دائمى در انحنا و سينه کوهها و دامنه ارتفاعات، چشمها را مىنوازد. مشهورترين اين آبشارها عبارتند از: آبشار «شلبن» در جنوب روستاى بزج، آبشار «ترنو» در جزينان دربند و آبشار «آسکان» در روستايى به همين نام، آبشار «سفيدآب» در جوار مزرعه و کوهى به همين نام که در غرب قله شاهالبرز واقع است. اين آبشارها در فصل زمستان، جلوه خاصى از زيبايى به خود مىگيرند و بهحدى قنديلهاى يخ تشکيل مىدهند که اعجاب بيننده را برمىانگيزند. راه رفتن بر البرز بارزترين ويژگى طبيعت طالقان، وجود ارتفاعات و قلل متعدد و زيباست. رشتهکوه فرعى طالقان، بخشى از رشتهکوه اصلى البرز است که طول آن حدود 90کيلومتر و عرض آن از 5 تا 25کيلومتر است. معروفترين قله رشته طالقان، شاهالبرز(البرز بزرگ) با بلنداى 4200متر از سطح درياست که در شمال آن، هشت يخچال کوچک، ديدنى و زيبا وجود دارد که جمع مساحت آنها حدود 260000 مترمربع است. پوشش گياهى غنى و چشمهساران زلال و آبشاران متعدد آن، زيبايى کمنظيرى به اين قله داده است؛ قلهاى که در عين حال سفره پربارى براى دامداران منطقه و مامنى گشادهدست براى حيات وحش منطقه است. چهره زيبا و نعمات فراوان شاهالبرز، اين قله را در ديده دلبستگان آن، به هيات زيباترين چکاد جهانشان جلوهگر ساخته است. شاهالبرز 5 قله فرعى دارد که بين گردنه مالخانى و تنورکان واقع شده است.شاه البرز، نمونهاى است از دهها قله ديگر طالقان که از جمله مهمترين آنها عبارتند از: قله «صاد» با ارتفاع حدود 4000 متر از سطح دريا در شرق دره جزينان، قلل «کلوان1» و «کلوان2»، «ميشچال2،1و3» با ارتفاع 4150 تا 4200 متر، قلل «لشکرک کوچک» و «لشکرک بزرگ»، «زرين کوه» يا «ماسهچال»، «کاهار بزرگ و کوچک». دکتر هانس بوبک - استاد دانشگاه و زمينشناس اتريشى - در سال 1934 م، نقشه صحيحى از علمکوه را با مقياس يک/صدهزارم و با استفاده از برخى عکسهاى هوايى تهيه کرده است که اين نخستين گام بسيار مهم و ارزنده در راه شناسايى منطقه طالقان و تختسليمان به حساب مىآيد. وى از طريق دره «پراچان» که مسير جنوبى دستيابى به قلل رشته تخت سليمان است، با استفاده از راهنمايان محلى از گردنه هزارچم عبور و کليه قلل مشخص سمت شرقى و غربى گردنه را نامگذارى کرده که با استفاده از گويش محلى روستاى پراچان انجام پذيرفته است. سفرى براى دورى از شهر با آنکه نقاط ديدنى بسيارى را در طالقان به شما معرفى کرديم، ولى پيشنهاد ما براى گذراندن بعدازظهر سفرتان، کناره رودخانه شاهرود است؛ رودخانهاى که همچنان بکر مانده و اگر اهل جمعآورى سنگهاى زيبا و کلکسيون سنگ هستيد، مىتوانيد سنگهاى خوبى از اين رودخانه جمعآورى کنيد؛ اتفاقى که در رودخانههايى مانند جاجرود، کرج و... رخ نمىدهد. از آنجا که امکان رفتن به کنار رودخانه با ماشين هم وجود دارد، مشکلات احتمالى شما کمتر مىشود. طالقان منطقهاى است کوهستانى که گاهى دماى آن به يازده درجه زير صفر هم مىرسد؛ البته در فصل زمستان. ولى در هر صورت تا هوا گرم است، آخر هفتهاى را در اين منطقه بگذرانيد. براى سفر، حتما به چند نکته توجه کنيد؛ اول، همراهداشتن وسايل لازم و کمکهاى اوليه؛ بهخصوص اگر مىخواهيد اندکى کوهنوردى کنيد. پس از آن، حتما هنگام رانندگى، توجه لازم را داشته باشيد. نکته سوم خطاب به کسانى است که مىخواهند به ارتفاعات بروند؛ توصيه ما حرکت با گروه و داشتن راهنماى آشنا به منطقه است. آخر سر هم حفظ محيط زيست و خوددارى از تخريب آن. تاريخچه تاريخ طالقان به 4500سال قبل بازمىگردد و آثارى از سلسلههاى مختلف پادشاهى در اين منطقه وجود دارد. زبان مردم طالقان، فارسى و لهجه آنها تاتى است و تنها در دهکده ميناوند، مردم به زبان ترکى سخن مىگويند. آيين مردم طالقان تا حدود قرن سوم هجرى، دين زرتشت بوده است. با ظهور اسلام و گرويدن مردم قزوين و ساير مناطق نزديک طالقان به مذهب شافعى و مالکى، مذاهب جديد در ميان آنان رونق پيدا کرد اما چون ساداتى که به طالقان روى آوردند پيرو زيدبنعلىبنحسينابنعلى بودند، مردم طالقان، آيين زيديه را که حسينيه نيز ناميده مىشود قبول کرده و به آن علاقهمند شدند. ظاهرا مذهب اسماعيليه در طالقان نفوذ و دوام قابل ملاحظهاى نداشته است زيرا مردم طالقان، بيشتر در قلمرو نفوذ حکمرانان زيدىمذهب قرار داشتهاند. به هر حال با روىکارآمدن صفويه و نفوذ حکمرانان سلسله کيانيه - خصوصا خاناحمد اول که به آيين شيعه اثنى عشرى معتقد و علاقهمند بود - از گسترش و نفوذ آيين زيديه کاسته شد و مردم به مذهب اثنىعشرى گرويدند. اکنون عموم طالقانىها شيعه دوازده امامى هستند. موقعيت جغرافيايى طالقان، منطقهاى است متشکل از 80 آبادى که در ميان دره بزرگى در کوههاى البرز قرار دارد. اين منطقه با مساحتى حدود 1200کيلومترمربع مساحت، در فاصله حدود 140کيلومترى تهران واقع شده و ارتفاع آن از سطح دريا از 1400 تا 2600متر، متغير است. اگر از تهران به سمت اين منطقه برويد، از شهرهاى کرج، هشتگرد و آبيک گذشته و 4کيلومتر بعد از آبيک، به جاده انحرافى و اختصاصى طالقان مىرسيد. اين جاده پرپيچوخم، پس از گذشتن از چندين روستا سرانجام به سهراهى مىرسد که راه پايينطالقان و بالاطالقان را از هم جدا مىکند. طالقان، يکى از شهرستانهاى حومه تهران است که از شمال به کلاردشت و الموت و منجيل، از غرب به اوشان، از جنوب به قزوين و آبيک و هشتگرد و کرج و از شرق به کندوان و کرج متصل مىشود.

جنگل ابر يکى از دست نخورده ترين جنگل هاى ايران واقع در ۳۵ کيلومترى شمال شرق سمنان است. زيبايى آن چيزى فراتر از يک جنگل است،چون يک اقيانوس ابر اضافه تر از جنگل هاى شمال و شمال غرب دارد. اين جنگل در استان سمنان و در نزديکى روستاى ابر واقع شده و تقريباً مرز سمنان و گلستان است؛ جايى که از ضخامت کوه هاى البرز کاسته مى شود و ابرهاى گرفتار در پشت اين ديواره از لابه لاى دره ها به سمت جنوب سرازير مى شوند. به همين خاطر تقريباً از بعدازظهر تا نيمه هاى شب با سرد شدن هوا چنان مى نمايد که جنگل به روى ابرها سوار شده است. ديد کاملاً محدود و شب بسيار سرد مى شود. اين اتفاق منطقه ابر را دگرگون کرده و آب و هوايى متفاوت از سراسر سمنان به آن داده است. جنگل ابر رسم کويرى خارتوران و گرماى بسطام و خرقان را زير پا گذاشته است. با بيست دقيقه رانندگى در اين منطقه مى شود از پوشش انبوه جنگلى و سرماى استخوان سوز به پوشش استپى و سپس کوير رسيد. اين تناقض و آغشته بودن به ابر دليل شهرت رويايى بودن جنگل ابر بين طبيعت گردان است.
در قسمت هاى جنوبى جنگل، يعنى قسمتى که به تمدن نزديک تر است پوشش گياهى تنک ديده مى شود. هرچه پيش بروى اين پوشش انبوه تر مى شود. در عمق جنگل تپه هاى پرشيب وجود دارد که سراسر پوشيده از درختان بلند است. رودخانه اى نيز در اين عمق جارى است. مشهورترين درخت منطقه اورس است. درختى با ريشه هاى بلند که روى زمين مى خزد. به خاطر هجوم ابرها و محدود شدن ديد بايد زمان مناسب را براى راهپيمايى در جنگل انتخاب کرد. آفتاب که بزند مى شود گشت و گذار را شروع کرد. جنگل ابر پر از تپه است. تپه هايى که شيب ملايم و پوشش تنک دارند بهترين انتخاب براى گلگشت اند. از روى همين تپه ها تصوير کوچک قلعه ماران، يادگار ايلامى ها را هم مى شود روى کوه مشاهده کرد. با توجه به اينکه راه پاکوب در اين تپه ها کمتر به چشم مى خورد و گاه سراسر تپه پوشيده از گياه است بايد کفش مناسب و گتر به پا داشت. در اين گلگشت ها احتمال بر خوردن به گله هاى کوچک گوسفند و بز هم هست که در آغلى کوچک که کنار چشمه هاى پر آب ساخته شده اند نگه دارى مى شوند.
مناطق ابتدايى جنگل ابر ييلاق چوپانان گلستانى است، اما در عمق جنگل اثرى از انسان ديده نمى شود. سه چهار ساعت مانده به غروب، با کاهش دما ابرها به جنگل سرازير مى شوند و گستره ديد کاملاً محدود مى شود. به همين دليل از اين زمان تا دميدن دوباره آفتاب بايد از گردش دست برداشت. همچنين در کوتاه ترين گردش هم بايد خوراکى و آب و چراغ قوه به همراه داشت، چون گاهى اين ابرها هستند که زمان گردش را تعيين مى کنند. نزديک صبح دوباره از شدت ابر کاسته مى شود و دره ها از ابر پر و خالى مى شوند. صبح زود بهترين زمان براى عکاسى است. وقتى که ابرها بيايند به خاطر رطوبت نمى توان از دوربين هاى ديجيتال استفاده کرد. تابستان بهترين فصل سفر به ابر است. فقط ممکن است اواخر شهريور، پاييز در رفتن به ابر تعجيل کند. پاييز با اينکه توفان رنگ ها را به جنگل ابر مى برد ممکن است با سرماى طاقت فرسا اجازه گشت و گذار و شب مانى را از گردشگران سلب کند. با توجه به اينکه اين منطقه کاملاً دست نخورده است هيچ امکانات رفاهى در آن يافت نمى شود. بنابراين براى گذران شب بايد به خانه هاى روستاى ابر و يا چادر زدن در دل جنگل فکر کرد.
اگر بنا بر شب مانى در جنگل باشد بهتر است سفر همراه با تورهاى طبيعت گردى انجام شود. با توجه به سرماى شديد هوا در شب بايد کيسه خواب، لباس گرم و بادگير به همراه داشت. (به دليل رطوبت ۹۵ درصدى هوا براى جلوگيرى از خيس شدن بايد بادگير پوشيد.) برنامه سفر به ابر بايد چهارروزه باشد تا بتوان سر راه سرى هم به مقبره بايزيد بسطامى در بسطام و آرامگاه شيخ ابوالحسن خرقانى در خرقان زد. برنامه سفر تورهاى طبيعت گردى معمولاً چهارروزه است که يک روز آن به ديدن اين مناطق و سه روز ديگر به گشت و گذار در جنگل ابر مى گذرد.
![]()
شهرستان کاشان از شهرستانهای استان اصفهان است. مرکز این شهرستان، شهر کاشان است. شهرستانی که از گلهای محمدی و رز آن در بهار گلاب میگیرند. اين شهرستان دارای دیدنیهای بسیاری در تمام فصول سال است.
کاشان دارای چهار بخش (مرکزی، قمصر، نیاسر و برزک) بوده و دارای پنج شهر (کاشان، قمصر، نیاسر، جوشقان و برزک) میباشد. نژاد سکنه شهرستان کاشان از نژاد اصلی آریایی می باشد.
کاشان دارای جمعیتی بالغ برسیصد صد هزار نفر بوده که در بین دامنه کوه کرکس و دشت کویر آران سکنی دارند. در رده یازدهمین شهر صنعتی ایران قرار میگیرد که دلیل آن وجود کارخانجات فرش ماشینی (بیش از یکصد کارخانه)، کارخانه تولید ورق گالوانیزه و کارخانجات تولید قطعات خودرو و مونتاژ است. قدمت صنایع نساجی در این شهر به تولیدات شعربافی شامل مخمل بافی، زربافی و حریربافی برمیگردد که هم اکنون بیش از چند هزار نفر در کارخانجات نساجی مشغول به کار میباشند.
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

دهی پله کانی در قلب جنگلهای رودخان
ماسوله در ۵۵ کیلومتریرشت در استان گیلان قرار دارد. این شهر در ناحیهای کوهستانی و جنگلی در دامنهای صخرهای ساخته شدهاست. ماسوله در ۳۲ کیلومتری جنوب غربی شهرستان فومن قرار دارد و از غرب به خلخال، از شمال به ماسال و از جنوب به تارم علیا محدود است.
حدود هشتصد تا هزار سال پيش مردمانى از نقاط مختلف سرزمين گسترده ايران به دلائل نامعلومى به منطقه ماسوله کوچ کردند. برخى از مردمان محلى نيز از منطقه اى به نام کهنه ماسوله واقع در 6 کيلومترى شمال غرب اين شهر با اين افراد همراه شدند. طى کاوش هاى انجام شده از محوطه باستانى کهنه ماسوله سفالينه هائى متعلق به قرون پنجم تا هشتم هجرى قمرى بدست آمده است که دقيق ترين مستندات قابل توجه تاريخى مى باشند.
در ۱۰ کیلومتری بالاتر از ماسوله جدید، ماسوله قدیم با آثار و بازماندههای انسانی از قبیل سنگ کوره و ... در منطقهای گسترده پراکنده شده است که جزء آثار باستانی بشمار میآیند.
زبان مردم ماسوله تالشی است.
ماسوله دارای محلههای ریحانه بر، خانه بر، مسجدبر، کشه سر و اسد محله است.
قلل مهم ماسوله عبارتاند از: شاهمعلم (شامولوم)، آسمانکوه، لاسه سر، تروشوم و کله قندی. که قله شاه معلم با ارتفاع ۳۰۵۰ متر بلندترین نقطه استان گیلان می باشد
ماسوله دارای معماری منحصر به فردی است. محوطه جلوی خانهها و پشت بامها هر دو به عنوان پیاده رو استفاده میشوند. خیابانهای کوچک و پلههای بسیار به هیچ وسیله نقلیه موتوری اجازه ورود نمیدهد. معماری ماسوله در یک جمله توصیف میشود: حیاط ساختمان بالایی پشت بام ساختمان پایینی است. ساختمانها معمولاً از دو طبقه تجاوز نمیکنند.
و اما مردمش چه با صفا و چه بی ریایند.پشت بامهایشان را در زیر قدمهایت میگسترند تا بیایی و لحظات را در کنار آنها قسمت کنی.و تو افسون شده این ده افسانه ای پای بر سقف خانه ها مینهی و از دل زندگی ساده شان به سادگی عبور میکنی...ده را که بگیری و بالا بیایی مدام بوی برنج دودی و بادمجان کبابی مشامت را پر میکند.از سر هر پنجره گلدانی گل شمعدانی دیده میشود که جزیی از اسطوره زندگی این مردمان سبز است.زنانی ساده دل و ساده پوش در حیاط خانه ها نشسته اند و با لبخندی از سر مهمان نوازی در حال بافتن عروسکهای رنگین تو را دعوت به نشستن میکنند.
از کناره راه مسجد که عبور کنی با قبرستان ده روبرو میشوی.سنگ قبرهایی قدمت دار و خاکستری و کوچک که نا مرتب در کوچه پس کوچه ها دیده میشوند و تو در میمانی که زندگان و مردگان چه صمیمی در کنار هم آرمیده اند
نمودی از سنتهای دیرینه این سرزمین در دکانهای کوچک و ساده و تمیز ماسوله گرد آمده است
در عمق بازار لابلای دکانها و قهوه خانه ها یک کتاب فروشی کوچک قرار دارد که کتابهای کهنه بسیار نفیس و نایابی در آن پیدا میشود
عروسکهاى بافتنى کوچک و جورابهاى دست باف رنگ و وارنگ از معروفترين سوغاتىهاى ماسوله است. شهر تاريخى ماسوله همه ساله پذيراى مسافرانى از شهرهاى دور و نزديک و از خارج از کشور است که به اين شهر مى آيند


بقیه را در ادامه مطلب بخوانید
نام وادرس ابشارها در ادامه مطلب
نقش حياتى موزه ها در جوامع بشرى نقشى بديع، ماندگار و مروج ناب ترين پديده هاى فرهنگى است. موزه ها از معدود مراکز حافظ يادگاران نسل گذشته و در حقيقت فرزندان هنر و تاريخ هستند. هر يک از اين اشيا در عين بى زبانى به هزار زبان سخن مى گويند زيرا اسناد معتبرى از هنر، فرهنگ و تاريخ را ارايه مى دهند.
موزه کلمه اى يونانى است که از " موزه يون " به معناى مجلس فرشتگان الهام گرفته است. به طور کلى موزه به مجموعه اى از آثار و اشيايى اتلاق مى شود که در محل يا عمارتى نگه دارى و در معرض نمايش گذاشته شوند.
تاريخ تشکيل اولين موزه در ايران را بايد در گنجينه هاى گرانبهايى که باستان شناسان به دست آورده اند، جستجو کرد. ايرانيان براى رهايى از آسيب بيگانگان گاهى گنجينه هاى گرانبهايى مانند کلوزر، کلماکره و مجموعه سفال ئ آبگينه گرگان را درون چاه ها و حفره ها پنهان مى کردند.
بيشترين جلوه تاريخ موزه دارى ايران را در ايجاد موزه ايران باستان بايد جستجو کرد. اين موزه با 2744 متر زير بنا به دليل قدمت اشيا، در زمره يکى از موزه هاى مادر دنيا محسوب مى شود که به سال 1316 خورشيدى افتتاح گرديد.
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

شهر سوخته" در ۵۶ کیلومتری زابل و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده و بنا بر تخمین ها بیش از پنج هزار سال قدمت دارد. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم در چهار دوره بین سال های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در این شهر سکونت داشته اند.
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

با انتخاب اصفهان به پايتختی و گسترش شهر به طرف جنوب، ميدان عظيم نقش جهان با طول تقريبی 507 و عرض 158 متر در شرق گردشگاه چهارباغ به عنوان يکی از ويژگی های عصر صفوی مطرح گرديد. در طراحی شهری اين ميدان به عنوان عضو اصلی گسترش شهر مورد توجه قرار می گيرد و تا مدتها بعد از بزرگترين و زيباترين ميدان های جهان ناميده می شود.
ميدان نقش جهان به جای ميدان کوچکی که از دوران تيموريان باقی مانده بود احداث گرديد. به هنگامی که دو مسجد امام و شيخ لطف الله و سردر بازار قيصريه ساخته شد اين 3 بنا با طاقهای متحدالشکل به هم مربوط شدند و با پايان يافتن ميدان و خاتمه تزئينات، کف آن شن ريزی و مسطح شد. از اين زمان بود که ميدان برای انجام مسابقات و بازی های معمول آن عصر مانند چوگان و قاپوق اندازی مورد استفاده قرار می گرفت و سان و رژه سربازان و سپاهيان نيز در همين محل انجام می شد. دو ستون سنگی که در جلو مسجد امام واقع شده و قرينه آنها نيز روبروی بازار قيصريه هستند بيانگر انجام بازی چوگان و ساير ورزش ها در ميدان می باشند.
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

ارگ تاریخی بم به مساحت تقریبی دویست هزار متر مربع از جمله بزرگترین مجموعه بناهای خشتی است که بیش از بیست قرن مورد سکونت اهالی شهر بم قرار گرفته است. این ارگ تاریخی از گونه های معماری متعددی از جمله دیوار حصار، برج و بارو و دروازه های متعدد، مسجد، بازار، تکیه، کاروانسرا، مدرسه، حمام، زورخانه و محله های مسکونی با خانه های اعیان نشین یا عامه نشین، بخش حاکم نشین شامل سربازخانه، اصطبل، آسیاب، خانه فرمانده قشون و بخش اقامت حاکم شامل خانه حاکم، عمارت چهارفصل و برج دیدبانی تشکیل شده است. در متون تاريخى ؛ پيدايش ارگ بم را به بهمن بن اسفنديار نسبت داده اند، و او را اردشيردرازدست از شاهان دوران هخامنشى قلمداد کرده اند.
اما اغلب بناهای آن که در زمان قبل از زلزله برپا بودند به دوره تیموری تا قاجار نسبت داده می شود. با این وجود بخشهایی همانند ایوان مسجد جامع با مقیاس متفاوت و عظیم خود دوره های بسیار قدیمی تر (همانند قرن چهارم هجری در دوره سامانیان تا قرن هفتم هجری در دوره سلجوقیان) را یادآوری می کنند. نهایتا ارگ بم در دوره قاجار خالی از سکنه شده است.
ارگ بم به دلایل متعدد از جمله دارا بودن گونه های متعدد بناهای تاریخی و محله های مسکونی و شیوه ترکیب و اتصال آنها با یکدیگر و شکل قرار گیری بناها بر روی شیب تپه و ختم شدن کل مجموعه در انتها به عمارت منحصر به فرد چهار فصل در بالاترین نقطه، دارای ارزشهای فراوان معماری و شهر سازی است. در عین حال وجود لایه های مختلف مسکونی بیش از بیست قرن به این مجموعه ارزش ویژه باستانشناسی داده است. در سيماى برخى از برش هاى ارگ نيز لايه هاى ساختمانى بيشمارى نمايان است که گوياى ساخت و سازهايى مکرر در ارگ و تأييدى بر درستى تخمين قدمت متون تاريخى است.
ارگ بم عضوى از منظومه اى بزرگ از بناهاى تاريخى است که آن را در ميان گرفته اند ؛ شهر باستانى دارزين با قدمتى در حدود هزاره اول پيش از ميلاد در اراضى شمال غربى بم امروزى برپا بوده و هنوز کوشک هاى ميان محله هاى شهردوران قرون اوليه اسلامى در آن بر پامانده اند و تنها قريه کوچکى در حوزه غربى آن آباد است ؛ قلعه دختر در شمال رودخانه پشت رود و در جنوب آن بناى چارطاق و ساختمان کوشک و پير علمدار و همچنين در مشرق و نزديکى ارگ، بناى تاريخى مسجد حضرت رسول بر پيرامون فضاى ارگ برپا بوده اند . هرچند که پيشينه اين بنا ها ساليابى نشده است ، با اين حال قدمت آن ها ، از قرون اوليه دوران اسلامى تا دوره ايلخانى قابل تخمين به نظر مى رسد.
هرچند که تا کنون وقوع زلزله هاى بزرگ در منطقه بم گزارش نشده است و يا دست کم از آن بى اطلاع مانده ايم ، با اين حال ارگ بم طى عمر طولانى خود ، بارها مورد مهاجمه ها ، جنگ ها و محاصره هاى طولانى دشمن تخريب و ويرانى بوده و نشانه هاى شاخصى از ويرانى هاى آن در دست است . با اين حال هر باربالنده تر گذشته براى استقرار نسل هاى بعدى انتخاب شده ، مرمت شده و گسترش يافته است .
ساکنان ارگ بم در حدود يکصد و پنجاه سال پيش ، براى آخرين بار مأواى ارگ را ترک نموده ودرون باروى شارستان و در ميان باغ ها و نخلستان هاى بيرون از شهر سکنى گزيدند. وسعت ارگ بم به بيست هکتار مى رسد . جز باروى شارستان که درحوزه شمالى به باروى ارگ نزديک است و به فاصله اندکى از باروى ارگ جا دارد . در حوزه جنوبى چهار بارو بخش فراز کوه سنگى را احاطه کرده است که به احتمال زياد راستاى هر بارو نشان دهنده گسترش حاکم نشين ارگ در دوره اى از تاريخ است . ساختمان ارگ بم در شکل توسعه يافته اش از دو بخش مردم نشين و حاکم نشين تشکيل شده است. در فضاى شمالى بيرون ارگ ، بناى گنبد بزرگ يخدان و در نزديکى آن ديواره رفيع يخ چاوون جا دارد .
بخش حاکم نشين بر فراز قله صخره و در شمال ارگ جا دارد و متشکل از بنا هايى است، همچون؛ برج اصلى ، چهارفصل ، خانه حاکم ، چاه آب ، حمام ، خانه رئيس سرباز خانه (ساختمان معروف به آسياب بادى) ، سرباز خانه ، دروازه (ساسانى) و برج و باروى اين مجموعه را شامل مى شود . گفتنى است که جز بناى آسياب بادى ، ديگر بخش هاى حاکم نشين بر باروهايى سنگى با بلندى نزديک به هفت متر استوار شده است که در زير روکش کاهگلى پنهان مانده است ، چنين به نظر مى رسد که در لايه هاى مانده در محدوده باروى سنگى به ويژه در سطوح زيرين آن کهنه ترين بخش حاکم نشين باشد. در بخش شرقى حاکم نشين دروازه مسدود شده اى است که آن را کد کرم (خانه کرم) مى خواندند و وجود اين پديده را سندى بر جا مانده از داستان هفتواد تلقى نموده اند.
فضاى مردم نشين يا عامه نشين با حصارى بلند در راستاى شرقى غربى از بخش حاکم نشين جداشده و دسترسى اين دوبخش به يکديگر از راه دروازه اى است که از شمال بناى مير آخور به سرباز خانه حاکم نشين مى رسد. بخش مردم نشين را به دوره اى از گسترش ارگ نسبت داده اند ، با اين حال اين دوبخش در ميان باروى حصينى با 38 برج بزرگ و کوچک جاى دارد که يکپارچه به نظر ميرسد وتنها دروازه اين مجموعه در ميان باروى جنوبى مردم نشين جاسازى شده است . فضاى مردم نشين شامل : دروازه ورودى ، بناى سردروازه ، راسته بازار ، مسجد جامع ، بناى زورخانه (مقبره) ، ساباط و خانه جهودا ، ميدان تکيه، مسجد پيامبر ، حمام ، مدرسه (خانقاه) ، اصطبل ، بناى ميراخور و محله هاى مسکونى است
طى سال هاى اخير ، مرمت و بازسازى ساختمان ميرآخور در شمال بناى اصطبل به عنوان دفتر کار مرمت و احياى ارگ ، سرآغازى بود بر فعاليت هاى کلان سازمان ميراث فرهنگى کشوردر شهرستان بم .در اين رهگذر به مرور بررسى ، خواناسازى و احياى شبکه معابر و بناهاى سردروازه ، راسته بازار ، چارسوق ، مسجد جامع ، مجموعه ميرزا نعيم ، خانه ساباط ، بناهاى پيرامون ميدان تکيه ، اصطبل ، مدرسه ، سربازخانه ، خانه رييس قشون ، بخش جنوبى و بخش غربى بارو و برج هاى پيرامونى ارگ ، ساختمان گنبد يخدان ، باروى يخچاوون و مسجد حضرت رسول در فضاى بيرونى ارگ مرمت و احيا گرديد و براى تحقق اهداف از پيش تعريف شده راه اندازى شد و سامان گرفت .
در کاوش هاى سالهاى اخيردر فضاى دروازه اسپيکان که در باروى شارستان و در شمال غربى ارگ واقع است ، تاسيسات آب رسانى مخفى ارگ آشکار گرديد .آب دو رشته قنات در ساختمان پخشگاه همجوار با اين دروازه ، چند بخش شده و بخشى از آن از طريق تنبوشه به ساختمان شترگلو واقع در خندق غربى مى رسيده و به ميان ارگ هدايت مى شده و در ساختمان حمام بخش غربى مردم نشين ظاهر مى گرديده است

مجموعه آثار باستانى تخت سليمان در 42 کيلومترى شمال شرقى شهرستان تکاب دراستان آذربایجان قرار دارد. آثار باستانى اين مجموعه و درياچه جوشان آن، روى صفحهاى سنگى و طبيعى قرار گرفته که از رسوبات آب درياچه به وجود آمده است. قدمت اين منطقه از لحاظ سکونتگاه انسانى به 3 هزار سال پيش باز مى گردد؛ و يکى از مهمترين آثار تاريخى کشور است که به عنوان چهارمین اثر ایران در ميراث جهانى یونسکو به ثبت رسیده است.
اين مجموعه چه به لحاظ وجود آثار باستان شناختى و چه به لحاظ ارتباط با مدارک مکتوب تاريخى و اسطورهاى در شمال و غرب ايران کاملا منحصر به فرد است. هم اينک در اين مجموعه آثارى از اوايل دوره ساسانى تا دوره ايلخانان مغول شناسايى شده، ليکن از آنجايى که تاريخ نظرى اين مجموعه به دوره هخامنشى و اشکانى مى رسد، بى ترديد در صورت ادامه حفارى، آثار مهمى از دوره هاى پيش از ساسانى در اين محل کشف خواهد شد.
بقیه در ادامه مطلب

نزدیکی شهرستان زنجان ، دشت سرسبزی در میانه فلات ایران ، آرمیده است. ارگی با شکوه ، با آرامگاه رفیع که اکنون سومین گنبد بلند جهان است.گنبد سلطانيه، که اولين و عظيمترين گنبد آجری جهان است.
این بنا توسط سلطان محمد خدابنده يا اولجايتو در طول سيزده سال بنا گرديده است. گنبد سلطانيه بنايی احداث شده در ارگ شهر يا کهندژ سلطانيه پایتخت اولجايتو حاکم سلسلهی ايلخانان بوده است. مساحت اين کهندژ هجده هکتار بوده و توسط ديواری که مشخصهی شهرهای قديم بوده، احاطه میشده است.
گنبد سلطانيه مرتفعترين بناى جهان بوده و هم اکنون نيز يکى از عظيم ترين بناهاى تاريخى جهان به شمار مى رود . اين بنا قسمتى از مجموعه عظيمى است که به ابواب البر مشهور بوده و شامل دارالشفاء ، بيت القانون ، بيت الحکمه ، دارالياده و ... اين بنا در قوم هم کف با فضاهايجانبى آرامگاه داراى پلان مربع مستطيل بوده و ادامه مجموعه در طبقات هشت ضلعى متمايل به منتظم است
اين گنبد از سه فضاى گنبد خانه ، تربت خانه ،سردابه تشکيل شده و از نظر حجمى و ترکيب فضا اين بنا با معمارى هيچکدام از مقابر اسلامى ايران مطابقت ندارد در حاليکه اين وضعيت را مى توان با آئين تدفين مغول که در دو مرحله انجام مى گرفت ، مطابقت داده و آن را با معمارى ترکيبى از مراسم تدفين مغول تبيين نمود.باتوجه به اين طرز تفکر گنبد خانه محل عزادارى به جسد ، سردابه محل نگهدارى و تدفين جسد وتربت خانه فضاى مسقف بالاى سردابه مى باشد .ورودى اصلى آرامگاه اولجايتو در ايوان هاى شمال شرقى و شمال غربى تعبيه شده و کاربرد ايوانهاى شمالى ، شرقى وغربى پنجره مى باشند .پلان فضاى گنبد خانه متمايل به هشت ضلعى منتظم و طول هر يک از اضلاع از 06/10 متر تا 16/10 متر متغير است .
قطر گنبد خانه 40/24 متر مى باشد در اين فضا 8 جرز سنگين با عرض 32/6 تا 25/7 متر با سطح مقطع 50 متر مربع قرار گرفته و مهمترين وجه مشخصه تحول معمارى از درون سلجوقى به دوران ايلخانى را نمايش مى دهد . در حد فاصل اين جرزها ايوانها و بنائى در دو طبقه اجرا گرديده و ارتفاع طبقه همکف از رقوم فعلى 9/7 متر و ارتفاع طبقه اول از رقوم هم کف 70 /19 متر قابل اندازه گيرى مى باشد . کف اين فضا با استفاده از سنگ رخام سفيد مفروشى بوده است .
قوس ايوانها در اين فضا پنج و هفت تند است . در منتهى اليه اين قوسها کتيبه هايى با متن احاديث نبوى در آن نوشته شده و پس مقرنس کارى زيبايى که وظيفه ترمپه ها بر آن محول شده پلان هشت ضلعى را به پلان دايره تبديل نموده و زمينه اجرا گنبد را فراهم آورده است .
دومين فضاى مورد بحث آرامگاه اولجايتو ، فضاى موسوم به تربت خانه مى باشد ،اين فضا به شکل مستطيل با طول ضلع 60/17 متر و عرض 8/7 متر و با ارتفاع 16 متر ، محراب مجموعه را در جرز جنوبى در خود جاى داده است . پوشش سقف تربت خانه از سه واحد طاق و تويزه ساخته شده قطر طاق وسطى که بزرگتر است 9 متر و طاقهاى طرفين 3 متر قابل اندازه گيرى مى باشد در ارتفاع0/3 مترى از کف ، درگرداگرد آن
کتيبه اى در دو قلم ريز به خط کوفى مشجر و قلم درشت به خط ثلث نوشته شده و اطراف کلمات را تزئينات اسليمى پر نموده است . بين تريت خانه و محوطه زير گنبد پنچره بزرگى از مس طلا قرار داشت که به مرور زمان از بين رفته و يا به غارت برده شده است .
سردابه سومين فضايى است که با ترکيب فضاهاى مذکور افاده معنى مى نمايد . اين فضا محل قبر اصلى مى باشد . ورودى سردابه در ايوان جنوبى تربت خانه قرار دارد و با تعبير 9 پله به پهناى 250 سانتيمتر مى رسد در وسط اين فضا محل قبر و در طرفين آن دو فضاى کوچک جهت استقرار نگهبانان جلوگيرى از ورود ارواح خبيثه تعبيه شده . بررسى ترکيب فضايى اين سردابه و ارتباط آن با کل مجموعه و قابل مقايسه نبودن آن با ساير بناهاى آرامگاهى مى توان چنين استنتاج نمود که اين آرامگاه بر اساس بينش مغول بويژه آئين شمنيت ساخته شده باشد . گنبد آرامگاه اولجايتو بزرگترين نوع خود در بناهاى تاريخى ايران با ارتفاع 50/48 متر و قطر دهانه 40/24 متر و با ضخامت 160 سانتيمتر با روش دو پوششى ساخته شده و فضاى خالى بين دو پوسته 60 سانتيمتر مى باشد .
پلکانها
در بين جرزهاى هشت گانه پلکانهاى مارپيچى وجود دارد که طبقه زيرين را به طبقات دوم و غرفه هاى خارجى و مناره هاى هشتگانه متصل مى کند . لازم به تذکر است که اين پلکانها همه از پايين شروع نمى شود بلکه فقط دو پلکان زواياى شمالى و پلکان ديگر در نماى خارجى واقع شده است .
پلکانهاى زواياى شمالى به طبقه دوم راه مى يابد و پلکان سومى بدون اتصال به طبقه دوم بسوى بالا ادامه پيدا مى کند . پلکانهاى هشتگانه از طبقه سوم ( غرفه هاى خارجى ) ظاهر شده و تا امتداد مناره هاى هشتگانه صعود مى نمايد .
ايوانها
همانطور که در فوق اشاره شد بر اضلاع هشتگانه پلان داخلى 8 ايوان رفيع و وسيع به ارتفاع 80/18 و به عرض 70/7 متر واقع شده اند .اين ايوانها يکنواختى حاصل از وجود جرزهاى قطور ، را از بين برده و باعث شده که بنا زمخت جلوه ننمايد . اين ايوانها در عمق 60/2 و ارتفاع 9 مترى به دو طبقه تقسيم شده است . در طبقه اول يا همکف ورودى هاى اصلى و ورودى هاى کوچک فرعى به محوطه هاى عبادتى قرار دارند
ايوان جنوبى متصل به محوطه اى بنام تربت خانه است که در صفحات آينده شرح آن داده خواهد شد . ايوانهاى شرقى و غربى در انتها داراى درهاى بزرگ مى باشد . در حاليکه در انتهاى طبقه اول ايوانهاى فرعى يک در کوچک وجود دارد. سقف طبقه اول داراى قنديل بندى و مقرنسکارى بسيار جالب و زيبا مى باشد .
طبقه دوم اين بخش بوسيله راهروى پوشيده اى با هم در ارتباطند . بطورى که مى توان در اين طبقه تمامى بنا را دور زد در غرفه هاى طبقه دوم انواع تزئينات و مقرنسکاريهاى ارزنده اى ديده مى شود که نشانگرذوق و سليقه و دقت هنرمندان دوره ايلخانيان است <
يکى از خصوصيات اصلى و منحصر بفرد در گنبد سلطانيه دو جداره بودن آن است که از دو قشر موازى و مجزا که صرفا" با پشت بندهاى آجرى بين خود بهم مربوط بوده و همچنين فرم واحدى را شامل مى شوند تشکيل شده است . و اين تنها نمونه در مورد گنبدهائى با وضع ساختمانى فوق الذکر محسوب مى شود و به نظر اينجانب نمى توان نمونه اى با وضع ساختمانى فوق الذکر در دنيا يافت که متعلق به قبل از بناى مزبور باشد . و از اين رو گنبد فوق اهميت شايانى را در تاريخ معمارى دنيا داراست بطوريکه مدتها بعد از ساختمان گنبد سلطانيه چه در غرب و چه در شرق رفته رفته آثارى با خصوصيات تکنيکى فوق بوجود مى آيد . از جمله مهمترين آثارى که به تقليد از گنبد سلطانيه احداث شده گنبد کليساى سانتاماريا دلفيوره مى باشد که بيش از صد سال بعد از آن ساخته شده است.

چُغازَنبیل نیایشگاهی است باستانی که در زمان ایلامیها ساخته شده است. چغازنبیل بخش باقی مانده از شهر دوراونتاش است.
این نیایشگاه توسط اونتاش گال (پیرامون 1250 پ.م.)، پادشاه بزرگ ایلام، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شهر شوش، ساخته شده است.
مکان جغرافیایی چغازنبیل در 45 کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی منطقه باستانی هفت تپه می باشد . ( در محور اصلی شوش به اهواز ) بلندی آغازین آن 52 متر و 5 طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن 25 متر و تنها 2 طبقه و نیم از آن باقی مانده است. چغازنبیل واژهای محلی به معنای زنبیل واژگون است و نام باستانی این بنا بشمار نمیآید. همچنین زیگورات در زبان عیلامی به معنای نیایشگاه است. این مکان نزد باستانشناسان به دور اونتاش معروف است که به معنای شهر اونتاش است. اونتاش گال پادشاه عیلامی است که دستور ساخت این شهر مذهبی را داده است. بنای چغازنبیل در میانه این شهر واقع شده است و مرتفعترین بخش آن است. بلندی آغازین این بنا 52 متر در قالب 5 طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن 25 متر و تنها 2 طبقه و نیم از آن باقی مانده است. مسیر دستیابی به چغازنبیل از طریق جاده اهواز به شوش است اما مکان آن دقیقاً بین شوشتر و شوش در کناره رود دز قرار دارد و این خود حکایت از این دارد که در زمان ایجاد زیگورات شهرهای شوش و شوشتر هر دو وجود داشته اند. این بنا در حمله سپاه خونریز آشور بانیپال به همراه تمدن عیلامی ویران گردید. قرنهای متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود 50 سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بما در برابر آنها آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتی - گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده است. چغازنبیل جزوه معدود بناهای ایرانی است که در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.ضمنا در بعضی از کتب تاریخی نام قدیمی شوش (چغازنبیل)نامیده شده است.
از آثار بی نظیر معبد چغازنبیل می توان به آجرهای آن اشاره کرد که روی بیشتر آنها با خطوط میخی،ایلامی و اکدی به نام و نسب پادشاه سازنده بنا اشاره شده و مشخص کرده که این بنا چگونه و برای چه هدفی ساخته شده است.در سطح آجر فرش محوطه تاریخی چغازنبیل نیز بیش از چهار ردپای متوسط انسان یافت شده که گمان می رود به کودکان تعلق دارد.چندین جای پای حیوانات از نژاد گربه سانان نیز وجود دارد چرا که مردمان سه هزار و 200 سال پیش خشت ها را در کنار دریا و در معرض نور خورشید خشک می کردند که عبور از روی آنها باعث نقش بستن جای پایشان می شد.به گفته کارشناسان،قدیمی ترین ردپای انسان یافته شده در جهان در معبد زیگورات است
در سه سوی زیگورات چغازنبیل سه بنای کوچک آجری دایرهای شکل ساخته شده است که تنها یکی از آنها که در سوی شمال غربی قرار دارد تا حدودی سالم باقی مانده بود و دیگری که در سوی جنوب غربی قرار دارد به دست مرمتگران عضو هیئت کاوش فرانسوی شبیه به نمونه سالمِ شمال غربی بازسازی شد. در این بازسازی تنها نیمی از بنا ساخته شد و از بازسازی نیمه دیگر صرفنظر شد. بنای شمال شرقی کاملاً از بین رفته و تنها شالوده آن باقی مانده است.
در باره کاربرد این سه بنا نظریههای متفاوتی عرضه شده بود. رومان گیرشمن سرپرست هیئت کـاوش چغـازنبیـل و نیز آندره پـارو از آن به عنوان «پـوستامنـت» به معنای پایه مجسمه نام بردهاند. عدهای دیگر آنرا سکو، نیمکت، مذبح، محراب و قربانگاه دانستهاند؛ و بعضی دیگر به دلیل شکل نیمدایرهای بنای بازسازی شده از آن به عنوان تریبون سخنرانی یاد کردهاند. غافل از آنکه شکل نیمدایرهای آن تنها به این سبب بوده که تنها یک نیمه آن به دست مرمتگران بازسازی شده است. البته و بیگمان احتمال «پایه مجسمه» بودن این بنا منافاتی با کاربرد تقویمی آن ندارد.
در چهار سوی این سه بنا، چهار آفتابسنج آجری به شکل تاقنما یا پنجرهنما ساخته شده است که با آفتابسنجهای رصدخانه نقشرستم شباهت ظاهری دارند.
به گمان این نگارنده، این سه بنا که بر روی هم مجموعه واحدی را تشکیل میدهند، یک رصدخانه یا تقویم آفتابی برای سنجش گردش خورشید و به تبع آن نگهداشتن حساب سال و سالشماری و استخراج تقویم و تشخیص روزهای اول و میانی هر فصل سال یا اعتدالین بهاری و پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی بوده است.
تغییرات زاویه بین گوشههای آفتابسنجها (که تعدا آنها در مجموع به 12 عدد میرسیده است) با تغییرات زاویه طلوع خورشید در آغاز هر یک از فصلهای سال برابر است. یا عبارت دیگر این آفتابسنجها به گونهای طراحی و ساخته شدهاند که بتوان هنگام طلوع یا غروب خورشید با مشاهده سایههای متشکله در آن، آغاز یا میانه هر یک از فصلها که منطبق با اعتدالهای بهاری یا پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی میباشد را تشخیص داد. اینگونه گاهشماری که نه مبتنی بر ماههای دوازدهگانه، که بر مبنای تقسیم برابر فصول به بازههای زمانی برابر است، در نظام گاهشماری گاهنباری ایران بکار میرفته است که در فرصت دیگری به نظام گاهشماری خواهیم پرداخت. (برای آگاهی بیشتر از رصدخانه مجاور چغازنبیل نگاه کنید به جلد یکم مجموعه مقالههای پژوهشهای ایرانی، 1380، از همین نگارنده)
در واقع شکل خاص این تاقنماها که با چند قوس یا ردیفٍ پشت سر هم به ترتیب کوچک میشوند؛ در آیین معماری باستان جایگاه ویژهای داشتهاند که هر چند در آغاز برای کاربرد ویژه آفتابسنجی آن ساخته میشدند، اما بزودی به عنوان یک طرح تزئینی در بسیاری از بناها و بخصوص در دروازه ورودی آن بکار گرفته شد.
همچنین علاوه بر آفتابسنجهای فوق، بنای زیگورات چغازنبیل بگونهای ساخته شده است که زاویه خط افق با خطی فرضی که گوشه طبقه اول هر ضلع از بنا را به بالاترین طبقه وصل میکند، کاملاً برابر با زاویه و مسیر حرکت خورشید بامدادی در هنگام اعتدالین است. از آنجا که هر یک از طبقات زیگورات، کوچکتر از طبقات پایینی خود است، از نگاه ناظری که در محل رصدخانه ضلع شمالی ایستاده است؛ خورشید در مدتی کوتاه، چندین بار از پشت زیگورات طلوع و غروب ظاهری میکند

تخت جمشید (takht -e- Jamshid) نام محلی پایتخت داریوش بزرگ است؛ که از لحاظ وسعت، عظمت و شکوه، مهمترین مجموعه باستانی هخامنشی در ایران است. این مجموعه بی نظیر در دامنه کوه رحمت (کوه مهر)، در مقابل جلگه مرودشت و 55 کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد. یونانیان و به تبع آنها اروپائیان، گاهی آنرا "پرسه پلیس"، "پرسَپُلیس" (با کسر "پ" اول، فتح "سین" اول و ضم "پ" دوم) یا "پرسپولیس" (persepolis) می خوانند؛ اما نام تاریخی آن که در کتیبه های کاخ ها ثبت شده پارسَه (parsa) به معنای شهر مردمان پارسی است.
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید