همه چیز درباره ایران
23 آگوست سال 1514 ميلادي (یکم شهریور497 سال پیش)، دشت چالدران در نزديكي خوي صحنه نخستين و در عين حال معروفترين جنگ عثماني (دولت استانبول) و ايران بود. هدفهاي سليم اول سلطان عثماني از لشكر كشي به ايران عبارت بود از: جلوگيري از گسترش شيعه اثني عشري كه مذهب رسمي ايرانيان اعلام شده بود به متصرفات عثماني و پيوستن شيعيان قلمرو عثماني (معروف به علویان) به قلمرو دولت تازه تاسيس صفويان ايران؛ ضميمه كردن مناطق كُردنشين شمال غربي و محل سكونت تركمانان [ساکن در بخش هایی از تركيه و عراق امروز كه از آق قويونلوها و قره قويونلوها و بقاياي سلجوقيان بوده اند] به قلمرو خود، مانع شدن از گسترش و رشد «ايرانيسم» كه با روي كار آمدن شاه اسماعيل صفوي دوباره سربلند كرده بود و قدرت های جهانی توفندگی آن را در طول تاریخ بیاد دارند و در قرن جاری (قرن 21) غرب و قدرتهای دیگر نگران سربلندکردن مجدد آن هستند و حتی نمی خواهند که ایرانیان از دره های سند و سیحون تا مدیترانه بر عظمت گذشته و مدنیّت خود وقوف یابند.
     در جنگ چالدران كه در آن شاه اسماعيل به دليل نداشتن اسلحه آتشين (توپ و تفنگ) و يك ارتش ملي (غير عشايري) شكست خورد، سلطان سليم تنها به يك هدف خود كه ضميمه ساختن قسمتي از مناطق كُُردنشين و تركمان نشين به قلمرو عثماني بود رسيد كه اينك دولت تركيه گرفتار مشكل ناشي از همين عمل است و با استقلال خواهي كردها دست و پنجه نرم مي كند. 
     شاه اسماعيل تا زمان جنگ چالدران، مخالف اسلحه آتشين بود، توپ را سلاح کشتار جمعي و بكاربردنش را خلاف آيين جوانمردي مي پنداشت. جنگ چالدران بزرگترين جنگ شمشير با تفنگ در طول تاريخ است. تجربه همين جنگ است كه دولت مسکو را بر آن داشت كه در سال 1949 داراي بمب اتمي، در سال 1953 بمب هيدروژني و در سال 1957 موشك قاره پيما شود و كشورهاي فاقد اين سلاحها اينك مي كوشند آنها را به دست آورند زيرا كه سازمان ملل آن طور كه بايد و شايد تاكنون نتوانسته است از جنگ و نسل كُشي جلوگيري كند و محافظ كشورهاي كوچك و ضعيف باشد. سلاح اتمی همچنین قدرتی بازدارنده است. پاکستان پس از اتمی شدن از نگرانی تعرض هند بیرون آمده و کره شمالی از اخطار و تهدید برخی قدرت ها آسوده خاطر شده است.

منبع : http://www.rooznamak.com/index.asp?ID=1168

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 14:52  توسط mahdi  | 


جنگ قادسیه چهارمین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 20:44  توسط mahdi  | 


جنگ بوایب سومین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 20:43  توسط mahdi  | 


جنگ اولیس دومین جنگ اعراب با یزدگرد سوم ساسانی


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 20:42  توسط mahdi  | 


جنگ زنجیر اولین جنگ اعراب با یزدگرد سوم ساسانی 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 20:40  توسط mahdi  | 


جنگ پل ( جسر ) اولین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 20:36  توسط mahdi  | 



جنگ قسطنطنیه نبرد خسرو پرویز با رومیان 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد ۱۳۹۰ساعت 15:4  توسط mahdi  | 



جنگ هراکلیوس نبرد خسرو پرویز با رومیان 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد ۱۳۹۰ساعت 15:2  توسط mahdi  | 



جنگ شاپور سوم ساسانی انتقام فتوحات اسکندر مقدونی 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد ۱۳۹۰ساعت 15:1  توسط mahdi  | 



نبرد شاپور سوم معروف به ذوالاکتاف با اعراب 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد ۱۳۹۰ساعت 15:0  توسط mahdi  | 



جنگ بلخ و استفاده ژنرال بهرام چوبین از نوعی موشک علیه خاقان بلخ


 در ادامه طلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد ۱۳۹۰ساعت 14:58  توسط mahdi  | 



نبرد شاپور اول ساسانی با والرین امپراطور روم 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:55  توسط mahdi  | 



جنگهای اردشیر پاپکان جهت بست امپراطوری ساسانی 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:54  توسط mahdi  | 



جنگ هرمزدگان نبرد اردشیر پاپکان و اردوان پنجم سقوط سلسله اشکانیان 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:53  توسط mahdi  | 



جنگ سورس نبرد اردشیر اول ساسانی با رومیان 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:47  توسط mahdi  | 



جنگ تراژان نبرد خسرو اشکانی با رومیان 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:46  توسط mahdi  | 


جنگ آنتوانت نبرد فرهاد چهارم با رومیان 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 14:57  توسط mahdi  | 


جنگ کاره نبرد ارد پادشاه اشکانی با کراسوس سردار رومی 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 14:55  توسط mahdi  | 


جنگ حران نبرد سورنا سردار اشکانی با رومیان 


در ادامه مطلب بخوانید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 14:53  توسط mahdi  | 


جنگ گاوگاملا دفاع مردانه ژنرال آریو برزن در برابر سپاه اسکندر 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 14:51  توسط mahdi  | 


جنگ گوگامال آخرین نبرد داریوش سوم و اسکندر 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 14:49  توسط mahdi  | 


جنگ ایسوس دومین جنگ داریوش سوم و اسکندر مقدونی 


درادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 14:48  توسط mahdi  | 


جنگ گرانیک نخستین جنگ داریوش سوم با اسکندر مقدونی


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 14:47  توسط mahdi  | 


جنگ پلاته نبرد مردونیه سردار سپاه خشایارشا با یونانیها 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 14:45  توسط mahdi  | 



جنگ میکال نبرد خشایارشا با یونانیها 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 19:3  توسط mahdi  | 



جنگ سالامین نبرد خشایارشاه با یونانیها 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 19:2  توسط mahdi  | 



جنگ آرت میزیوم نبرد خشایارشاه با یونانیها 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 19:0  توسط mahdi  | 



جنگ ترموپیل نبرد خشایارشاه با آتنیها 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 18:59  توسط mahdi  | 



جنگ ماراتن نبرد داریوش اول با یونانیان 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 18:55  توسط mahdi  | 



جنگ مدی نبرد داریوش اول پادشاه هخامنشی با یونانیان 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 18:54  توسط mahdi  | 



جنگ میلت نبرد داریوش کبیر با یونان و آتن 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 14:25  توسط mahdi  | 



جنگ پلوزیوم نبرد کمبوجیه با مصریان 


در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 14:24  توسط mahdi  | 



نبرد کوروش کبیر با ماساژتها و کشته شدن کوروش کبیر



در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 14:22  توسط mahdi  | 



جنگ سارد نبرد کوروش کبیر با کرزوس



در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۰ساعت 23:3  توسط mahdi  | 



جنگ بابل نبرد کوروش کبیر و نبونید پادشاه بابل




در ادامه مطلب بخوانید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۰ساعت 23:0  توسط mahdi  | 


جنگ های کوروش کبیر جهت بست قلمرو هخامنشی 

درادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۰ساعت 22:57  توسط mahdi  | 


با تشکر و قدرداني از حضرتعالي که قبول زحمت فرموده و در اين گفت و گو شرکت کرديد، به عنوان اولين سؤال لطفاً ديدگاه و نگرش کلي خود را پيرامون رخدادهاي ناگواري که تحت عنوان ”جنگهاي ايران و روس“ اشتهار پيدا کرده است بيان فرماييد.

گفت وگو با دکتر حسین آبادیان پیرامون جنگهای ایران و روس

برگرفته از نشریه دانشجویی وطن یولی


جنگهای ایران و روس را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۹ساعت 13:37  توسط mahdi  | 


پس از اردشیر پاپکان و بنیانگذاری دولتی مقتدر که دولتش در دریف دولتهای کورش و داریوش بود شاپور فرند ارشدش به شاهنشاهی ایران رسید . در زمان شاپور اول ( 239 تا 270 میلادی ) پادشاه ساسانی سه امپراطور روم به ایران حمله ور شدند . یکی گردیانوس جوان بود که در سال 242 میلادی کشته شد . دیگری فیلیپ عرب بود که در برابر شاپور ناچار به تسلیم شد و قبول کرد که سالیانه به ایران برای حملاتی مکرری که به آنجا نموده بود و خساراتی که وارد کرده بود باج بدهد .

سوم والرین بود که در سال 242 میلادی با 70 هزار سرباز و امیر و سناتور رومی اسیر ایرانیان شد . شاپور این پیروزی بزرگ را در چندین مکان حجاری نمود تا درس عبرتی برای آیندگان گردد . شاپور در کتیبه ای که در کعبه زرتشت به سه زبان نوشته است میگوید : " والرین با سپاهی که مشتمل بر 29 گروه جنگی اروپایی بود و به 70 هزار نفر سرباز بالغ بود به جنگ ایران آمد . در اطراف الرها و ادسا جنگ بزرگی بین ما و امپراطور والرین در گرفت . ما با دستهای خویش والرین را اسیر کردیم ! فرماندهان - استانداران - سناتورها و افسران رومی را به اسارت گرفتیم و همگی آنان را به ایالات ایران منتقل نمودیم . " این صحنه پیروزی شاپور از زیباترین نقش های برجسته ایران است که از حادثه ای غرور آفرین حکایت میکند و مایه سرافرازی ایرانیان میباشد . شاپور با تاج پادشاهی که به صورت کنگره ای است و جامه ای آراسته سوار بر اسب تنومدی است که جلوی او فلیپ عرب امپراطور باج گذار رومی زانو زده و خم شده است . پادشاه ایران یک دست خود را به طرف او دراز کرده تا نشان از قبوا باج او شود . فلیپ در این نقش با تاج رومی و بالاپوشی که بروی دوشش قرار دارد چنان نمایش داده شده که گویی با شتاب به سوی اسب پادشاه ایران دویده و زانو زده است . والرین هر دو دست خود را به نشانه بخشش به جلو دراز کرده . عظمت پادشاه ایران و بزرگی او در تاج - دستبند و طرز آرایش مویش که چین دار است و بر شانه های افتاده است و همین طور از زین و لگام اسب مغرورش به وضوح دیده میشود . کنار دیگر شاپور امپراطور دیگری دیده میشود . که پادشاه ایران مچ دست او را به نشانه اسارت گرفته . پشت سر اسب پادشاه ایران تصویر موبد بزرگ کرتیر دیده میشود که کلاهی بیضی شکل مزین به نشان قیچی به سر دارد و انگشت سبابه دست راست اش را به نشانه احترام به سوی شاپور دراز کرده است و گردن بندی مرواریدی آراسته شده به گردن دارد و بالاپوشی با سنجاقی در جلوی سینه می باشد . این کتیبه نقش دار ساسانی یکی از هنرمندانه ترین نقوش باستانی ایران است که وضح و سادگی و زیبایی آن به راحتی نشانگر عظمت و افتخاری پادشاهان گذشته است . در زمان او مانی نقاش ظهور کرد و دعوی پیغمبری نمود . مانی متولد 215 میلادی بود و از یک خانواده همدانی پدرش فاتک نام داشت . در زمان شاپور مانی ارزش بسیاری داشت به صورتی که در تاجگذاری شاپور مانی مانی در کنار او نقش مهمی ایفا میکرد و از آنجایی که شاپور به عقاید مختلف دینی احترام میگذاشت و بنا به همین آزادی که شاپور به وی داده بود توانست در عراق و خوزستان عقاید دین نوی خود را گسترش دهد . در نهایت به نوشته تاریخ یعقوبی موبد کرتیر که موبد موبدان بود و مقام بالایی را در زمان شاپور اول داشت در دادگاهی عقاید مانی را مردود اعلام کرد و آنرا به اثبات رساند و شاهنشاه را از او بر حذر داشت . مانی که جان خود را در خطر دید در سال 251 میلادی مجبور ترک ایران شد و به سغد و ترکستان پناهنده شد و در انجا به مشغول به تبلیغ دین خود شد . پس از درگذشت شاپور اول مانی دوباره به ایران بازگشت و فعالیت هایش را در شاهنشاهی هرمز اول ادامه داد .

(نوشتار بالا از قول کلمان هوار خاورشناس بزرک فرانسه)

پرفسور کریستن سن مینوسد : فلیپ عرب امپراتور روم سرزمین های ارمنستان و و بین النهرین را برای شاهنشاهی شاپور اول به رسمیت شناخت . شاپور اول با استفاده از اسیران رومی که در "اسا" نصیب وی شده بود به جندی شاپور رفت و با نیروی اسیران رومی سد سنگی عظیمی ( به نام شادروان = خوش رفتار ) بنا کرد که بقایای آن هم اکنون نیز مشاهده میشود . این سد کمک بسیاری به کشاورزان منطقه نمود و خشکسالی هی سالانه را کاهش داد و در ضمن آب کارون را هم بالاتر از سطح همیشه گی اش نگهداشت . وی برای آبادانی ایران چندین شهر را با استفاده از نیرو های اسیر شده بازسازی کرد . اقدامات او برای مردمش ستایش کننده بود زیرا امپراتوری روم را که چندین سال به ایران حمله میکرد را از پای در آورد و بر پای وی زانو زد .

هانری ماسه عضو ارشد استادان زبان فارسی دانشکده زبانهای شرقی از قول فردوسی وجود دین ایرانی در سیستم شاهنشاهی ساسانی را به این دلیل می داند : " وقتی که پادشاه آیین دینی را پاس داری کند - سلطنت و ایمان مردم هم در امان است - پادشاه نباید ایمان را از دست دهد - شاه بی ایمان هرگز قابل احترام نیست "


فردوسی بزرگ :

چو شاپور بنشست بر تخت داد - کلاه دلفروز بر سر نهاد

 شدند انجمن پیش او بخردان - بزرگان فرزانه و موبدان 

 چنین گفت که ای نامدار انجمن - بزرگان پر دانش و رای زن

 منم پاک فرزند شاه اردشیر - سراینده دانش و یادگیر

 همه گوشش دارید فرمان من - مگردید یک سر ز پیمان من

 و از این هر چه گویم پژوهش کنید - اگر خام گویم مرا نکوهش کنید

( شاهنشاه شاپور اول به گفته فردوسی خردمندان و دانش وران را به صورت انجمنی در دولتش جمع آوری نموده بوده و به آنان دستور داده بود که سخنان او را بررسی کنند و اگر خطایی انجام داد او را راهنمایی کنن . این کار امروز در پیش رفته ترین کشورهای پادشاهی اروپا در حال اجرا است )


ملک الشعرا بهار در ستایش شاپور اول : " خسروان پیش نیاکان تو زانو میزدند - شاهد من صفه ی شاپور و نقش قیصر است "


نظامی گنجوی : " چو آمد دولت شاپور در کار - در آن دولت عمارت کرد بسیار "


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۹ساعت 17:27  توسط mahdi  | 

نبرد قادسیه نخستین جنگ بزرگ ایران و عرب است که در سال چهاردهم هجری بوقوع پیوست  قادسیه نام قریه ای بود که در پانزده فرسنگی شهر کوفه در عراق قرار داشت. فتحی که بدینوسیله نصیب اعراب شد ، یک پیروزی قطعی بود و موجب گردید تا ایرانیان بکلی روحیه ی نظامیگری خود را از دست بدهند. در این نبرد درفش کاویانی  پرچم مشهور ایران بدست دشمن افتاد.

بموجب روایتی ، ضرار بن الخطاب که پرچم مزبور را بدست آورده بود آنرا به سی هزار دینار فروخت ، در صورتیکه بهای واقعی گوهرهای آن به یکصد و بیست هزار دینار سر می زد.
سقوط نهاوند در سال 21 هجری ، چهارده قرن تاریخ پرحادثه و باشکوه ایران باستان را که از هفت قرن پیش  از میلاد و تا هفت قرن پس از آن کشیده بود و هزاران سال تاریخ استوره ای باشکوه و اسرار آمیز ، پایان بخشید. این حادثه فقط سقوط دولتی باعظمت نبود ، سقوط دستگاهی فاسد وتباه بود. زیرا در پایان کار از پریشانی  و بی سرانجامی درهمه کارها فساد و تباهی راه داشت. جور و استبداد خسروان ، آسایش و امنیت مردم را عرضه خطر می کرد وکژخویی و سست رایی موبدان اختلاف دینی را می افزود. 
در حادثه ی عظیم سقوط و اضمحلال ساسانیان  در واقع وضع اخلاق و دین به چنان پایه ای تنزل کرده بود که جز سقوط و شکست انتظاری نمی رفت. در گیرودار عجیبی که پس از دوران شیرویه در ایران پدید آمد ، دیگر ساسانیان چیزی نداشتند که عامه را بخود دلبسته کند و یا کسی را بخاطر خود به فداکاری وا دارد. با سقوط پی در پی شاهان ، فره ایزدی به سستی گراییده و هیبت و ارج خود را از دست داده بود. آزمندیهای حکام و فرمانروایان با فساد و اختلاف موبدان و روحانیان دست به دست هم داده ، علایق و عقاید کهن را به سستی کشانده بود. شاهان همواره  از استیلای دشمنان پریشان خاطر بودند و از اندیشه ی سقوط و بیم جان آرام و قرار نداشتند. فرمانروایان شهرهای مرزی که امید به بقای دولت مرکزی را از دست داده بودند ، از ابراز نافرمانی نسبت به آن دستگاه بیمی بخاطر راه نمی دادند. تفرقه و تشتت اخلاقی ، بیشتر خردمندان و دوراندیشان را نگران حادثه ای شگرف ساخته بود که دیر یا زود میبایستی رخ نماید و از پرده بدر آید. 
 ازیک سو سخنان مانی و مزدک در عقاید عامه رخنه می انداخت و ازدیگر سوی  نفوذ دین ترسایان در غرب و پیشرفت آیین بودا در شرق قدرت آیین زرتشت را می کاست. و موبدان حکومتی اجازه هیچگونه اصلاحی در دین را نمیدادند . کیش زرتشت از مسیر اصلی خود منحرف شده بود ، دیگر این آیین با آنچه که اشو زرتشت گفته بود زمین تا آسمان فرق کرده است ، بیشتر از آنکه سخنان پیامبر آریایی ، زرتشت در آن دیده شود ، بنظر می رسد که سخنان پیامبران سامی نژاد تاثیر بیشتری پیدا کرده . وحدت دینی دراین روزگار تزلزلی تمام یافته بود. ضعف و سستی نمی توانست در برابر هیچ حمله ای تاب بیاورد.

دستگاهی پریشان و کاری تباه بود که نیروی همت و ایمان ناچیزترین وکم مایه ترین قومی می توانست آن را از هم بپاشد و یکسره نابود و تباه کند. بوزنطیه ـ چنان که امروز می گویند : بیزانس ـ که دشمن چندین ساله ی ایران بود نیز از بس خود درآن روزها گرفتاری داشت نتوانست این فرصت را به غنیمت گیرد و عرب که تا آن روزها هرگز خیال حمله به ایران را نیز درسر نمی پرورد جرات این اقدام را یافت. خبرهای راجع به ضعف و نابسامانی داخلی و نبودن شاهان و فرمانروایان کار آزموده و کاردان پیوسته بگوش خلیفه ی اول می رسید و او با جرات یافتن از این مژده های امید بخش ، بیش از پیش برای حمله بر متصرفات ایران اشتیاق پیدا می کرد و در اجرای این مهم مصمم می شد. 
بدین ترتیب ، کاری که دولت بزرگ روم  با آیین قدیم ترسایی نتوانست درایران از پیش ببرد ، دولت خلیفه ی عرب با آیین  نورسیده ی اسلام از پیش برد. 
مسلمانان در این نبرد ( عین التمر ) نیز چون جنگهای پیشین پیروز شدند و هماورد انشان پای به فرار نهاده در قلعه ی عین التمر موضع گرفتند و مدت چهار روز ایستادگی کردند. مهران (سردار ایرانی ) پس از چهار روز مقاومت ، از خالد زنهار خواست. خالد قبول این پیشنهاد را مشروط بدان دانست که همه ی مردم قلعه بدون قید و شرط تسلیم مسلمانان شوند. مهران که چاره ای جز پذیرفتن این شرط نداشت ، با کسان خویش از قلعه بیرون رفت. خالد آن مردم را به بردگی گرفت و اعراب اموال و دارایی های آنانرا تصاحب کردند. 
خیانت نیز چنان بود که درکنار فرات ، یک جا ،  گروهی ازدهقانان جسر ساختند تا سپاه ابوعبیده به خاک ایران بتازد ، و شهرشوشتر را یکی از بزرگان شهر به خیانت تسلیم عرب کرد و هرمزان حاکم آن ، بر سر این خیانت به اسارت رفت. در ولایاتی مانند : ری ، قومس ، اصفهان ، جرجان و طبرستان ، مردم جزیه را می پذیرفتند اما به جنگ آهنگ نداشتند و سببش آن بود که ازبس دولت ساسانی دچار بیدادی و پریشانی بود کس به دفاع از آن علاقه ای و رغبتی نداشت .  ترس و وحشت از دژخیمی و وحشی گری عرب بی رحمی و شقاوت در کشتار خود وحشتی سخت در دل مردم ایجاد کرده بود . 

از جمله آورده اند که مرزبان اصفهان  فاذوسبان نام مردی بود باغیرت ، چون دید که مردم را به جنگ رغبت نیست و او را تنها می گذارند ، اصفهان را بگذاشت و با سی تن از تیراندازان خویش راه کرمان پیش گرفت تا به یزدگرد شهریار بپیوندد اما تازیان در پی او رفتند و بازش آوردند و سرانجام صلح افتاد ، برآن که جزیه بپردازند و چون فاذوسبان به اصفهان باز آمد ، مردم را سرزنش کرد که مرا تنها گذاشتید و به یاری برنخاستید سزای شما همین است که جزیه به عربان بدهید. حتا از سوارن بعضی به طیب خاطر مسلمانی را پذیرفتند و به بنی تمیم پیوستند . چنان که سیاه اسواری ، با عده ای از یارانش که همه از بزرگان سپاه یزدگرد بودند چون کر و فر تازیان بدیدند و از یزدگرد نومید شدند به آیین مسلمانی گرویدند و حتا در بسط و نشر اسلام نیز اهتمام کردند. 
همین نومیدیها و ناخرسندیها بود که عربان را درجنگ ساسانیان پیروزی داد.  در واقع این فتح نهاوند در آن روزگاران پیروزی بزرگ برای اعراب بود و سقوط شکست برای ایرانیان .
باید دانست که یکی از علل سقوط سریع حکومت ساسانیان ، نزدیک بودن پایتخت آن دولت به جزیره العرب و سهولت دستیابی اعراب بر آن شهر با شکوه بود. یکی دیگر از اسباب این سقوط خیانت بعضی از سرداران و بزرگان ایران به شاه مملکت بود. بنا بر نوشته ی بلاذری ، در جنگ قادسیه چهار هزار تن از ایرانیان تحت فرماندهی دیلم راه خیانت در پیش گرفته بی آنکه وارد جنگ گردند ، تسلیم تازیان شدند.از جمله بزرگانی که تا پای جان در برابر تازیان ایستاد و دلاورانه جنگید رستم فرخزاد سپهسالار ارتش ایران بود که بدست سعد بن ابی وقاص کشته شد و پس از کشته شدن وی ایرانیان راه گریز در پیش گرفتند.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۹ساعت 15:8  توسط mahdi  | 


جنگ ايران وعراق در واقع از تير ماه 1359 آغاز شد ، زماني که برژينسکي در مرز اردن -عراق با صدام حسين ملاقات کرد و تعهد نمود از هجوم سراسري ارتش عراق عليه ايران جمايت کند . پيش بيني ها چنين بود که در اين جنگ عراق پيروز شود ، نظام جمهوري اسلامي متزلزل گردد وعناصر طرفدار غرب در مصادر امور قرار گيرند ، ولي چنين نشد ...

سرانجام در آخرين روزهاي تير ماه 1367 با فرمان امام خميني به سپاه پاسداران وحضور گسترده نيروهاي مردمي در جبهه ها ، لشکر کشي مجدد به خاک ايران شکست خورد منافقين که در آخرين تجاوز به عنوان عاملي تعيين کننده به کمک ارتش عراق آمده بودند ، سرکوب شدند . دشمن ناچار تن به متارکه جنگ داد ودر تاريخ  29/5/1376ميان ايران وعراق آتش بس برقرار شد .

شروع جنگ تحقيقاً براي نابودي انقلاب بود از آن رو که شرقي ها وغربي ها از اين انقلاب راضي نبودند ، غرب که بيشترين منافع را در ايران داشت ، انقلاب را مستقيماً عليه منافع خود دانست ، بايد در ايران شرايطي به وجود مي آمد که ديگران نااميد شوند وبگويند نمي شود بدون اتکا به شرق وغرب انقلابي باقي بماند ويکي از اهداف جنگ ، تحقق اين امر بود وبراي سرکوبي ومهار انقلاب ، مارکسيسم غرب و امپرياليسم غرب در اين هدف به تلافي رسيدند وصدام ونقطه تقاطع خطوط فوق بوده و از آنجا شروع کردند و بر روي ايران فشار آورند .


ادامه متن در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم بهمن ۱۳۸۹ساعت 19:55  توسط mahdi  |