
مجموعه آثار باستانى تخت سليمان در 42 کيلومترى شمال شرقى شهرستان تکاب دراستان آذربایجان قرار دارد. آثار باستانى اين مجموعه و درياچه جوشان آن، روى صفحهاى سنگى و طبيعى قرار گرفته که از رسوبات آب درياچه به وجود آمده است. قدمت اين منطقه از لحاظ سکونتگاه انسانى به 3 هزار سال پيش باز مى گردد؛ و يکى از مهمترين آثار تاريخى کشور است که به عنوان چهارمین اثر ایران در ميراث جهانى یونسکو به ثبت رسیده است.
اين مجموعه چه به لحاظ وجود آثار باستان شناختى و چه به لحاظ ارتباط با مدارک مکتوب تاريخى و اسطورهاى در شمال و غرب ايران کاملا منحصر به فرد است. هم اينک در اين مجموعه آثارى از اوايل دوره ساسانى تا دوره ايلخانان مغول شناسايى شده، ليکن از آنجايى که تاريخ نظرى اين مجموعه به دوره هخامنشى و اشکانى مى رسد، بى ترديد در صورت ادامه حفارى، آثار مهمى از دوره هاى پيش از ساسانى در اين محل کشف خواهد شد.
آثار به جای مانده بر روی تخت سلیمان
بخش طبيعى مجموعه تخت سليمان متشکل از يک کوه آهکى است که در قله آن، چشمه بسيار بزرگى (با درياچه اى به قطر حدود 100 متر) وجود دارد. اين کوه در طول هزاران سال در اثر رسوبات آهکى موجود در آب چشمه فوق شکل گرفته است. هم اينک در اطراف کوه تخت سليمان چندين تپه کوچک از اين نوع، در اطراف چشمه هاى آهکى در حال شکل گيرى است. کوه بلند زندان سليمان نيز يکى از همين کوه هاى رسوبى است که در پنج کيلومترى تخت سليمان هزاران سال پيش شکل گرفته است (البته در حال حاضر چشمه به وجود آورنده اين کوه و درياچه آن خشک شده). بنابراين روند شکل گيرى کوه هاى رسوبى در منطقه تخت سليمان امرى طبيعى و مربوط به شکل خاص زمين و نوع املاح موجود در آب چشمه هاى منطقه است.
دریاچه تخت سلیمان
چشمه تخت سليمان هزاران سال پيش شروع به جوشيدن کرده و به تدريج بر اثر لعاب حاصل از ترکیبات موجود در آب، لبه بيرونى چشمه رسوب بسته و بالا آمده است. اين روند هزاران سال ادامه يافته و باعث شده که آب چشمه گلدانى در پيرامون خود بسازد به نحوى که هم اينک ارتفاع تپه حاصل از روند فوق و همچنين عمق درياچه ناشى از جوشش آب چشمه به حدود 62 متر مى رسد. با توجه به اين که ارتفاع رسوب دور درياچه از دوره ساسانى تاکنون، يعنى در طول 1400 سال گذشته حدود 12 متر افزايش يافته، مى توان گفت: به ارتفاع گلدان درياچه تقريبا در هر سال کمی کمتر از 9 ميليمتر افزوده شده است.
برخی آثار به جای مانده بر روی تخت سلیمان
اين واقعيت که ارتفاع مجموعه تخت سليمان از خط القعر محيطى که در آن قرار دارد 62متر يعنى برابر عمق درياچه است، ثابت مى کند که کف درياچه به وسيله املاح آهکى رسوب گذارى نشده و در طول سال هاى شکل گيرى آن ثابت بوده است. بنابراين در صورتى که اشيايى در طول تاريخ به داخل درياچه پرت شده باشد، در داخل گل و لاى کف درياچه مدفون نشده و از طريق غواصى قابل کشف هستند. لبه بالايى درياچه، داراى پيشرفتگى نازکى در داخل آب است، اما باقى ديواره درياچه کاملا عمودى است. از اين بابت مشخص است که در ادوار مختلف، لبه اضافى درياچه به تدريج شکل گرفته، بزرگ و بزرگتر شده و به همين دليل شکسته و به داخل درياچه افتاده است. بنابراين عمق ناحيه داخلى درياچه همان 62متر اوليه باقى مانده، ليکن نواحى حاشيه اى کف آن شيب پيدا کرده است. ارتفاع اين شيب بين 46 تا 49 متر است. از ديگر سو اگر بديهى بدانيم که ريختن اشياء تاريخى در داخل درياچه از ساحل آن رخ داده باشد، اين اشياء مى بايست در حاشيه محيط دايره کف درياچه افتاده باشند. بنابراين به نظر مى رسد که کشف، منوط به لايروبى بخش حاشيه اى کف درياچه و برداشت مثلثى از خاک به ارتفاع حدود ده الى پانزده متر است. اين لايروبى مى بايست تا عمق 62مترى ادامه يابد؛ به شکلى که کف حاشيه درياچه همسطح مناطق مرکزى آن شود.
برخی دیگر از آثار به جای مانده
اولين گزارش مربوط به انداختن اشياء قيمتى در درياچه، به دوران کورش کبير پادشاه هخامنشى باز مى گردد. طبق اين گزارش در سال 547 قبل از میلاد، کورش پس از اينکه بر کروسوس پادشاه ليديه پيروز شد، شاه شکست خورده را به ايران آورد و در مکانى بهنام "بارن"، نزديک همدان اقامت داد و خزانه اشياء قيمتى او را به عنوان نذر در آب درياچه مقدس انداخت.
کروسوس، پادشاه ليدى، در تاريخ جهان به ثروتمند بودن معروف است. او اولين پادشاهى است که به ضرب سکه پرداخت. ثروت او به اندازه اى بود که هنوز هم اروپاييان اشخاص بسيار پولدار را به کروسوس تشبيه مى کنند. بنابراين اين درصورتى که افسانه نذر کورش کبير واقعيت داشته باشد، با توجه به اينکه در هيچ دوره اى از تاريخ امکان دسترسى به عمق اين درياچه وجود نداشته، مى توان اميدوار بود که اين گنج پيدا شود.
در دوره اشکانى نيز چندين گزارش از جنگ هاى بين امپراتورى روم و پادشاهى اشکانى گزارش شده است. بر طبق يکى از اين گزارشات، داستان تاريخى "کلئوپاترا" و "آنتونى" که در تاريخ روم، مصر و جهان معروف است. سردار رومى "آنتونيو"، در سال 36 قبل از ميلاد به محاصره قلعه "گنزک" پرداخت. در جريان اين محاصرات نگهبانان آتشکده مقدس هر زمان که احساس مى کردند امکان سقوط قلعه وجود دارد، اشياء قيمتى موجود در آتشکده و معبد ناهيد را به داخل درياچه مى انداختند. بنابراين مى توان اميدوار بود که مقدار زيادى از نذورات دوره اشکانى در کف درياچه موجود باشد.
در دوره ساسانى نيز دست کم، يک بار قلعه تخت سليمان به وسيله نيروهاى روم شرقى به اشغال درآمده است. بر طبق اين گزارش در جريان جنگ هاى خسروپرويز با "هراکليوس"، پادشاه روم، اين قلعه به تصرف نيروهاى رومى درمى آيد (624ميلادى). گمان مى رود که موبدان آتشکده پيش از تصرف قلعه به وسيله نيروهاى متخاصم، نذورات و گنج هاى موجود در آن را به داخل آب انداخته باشند. در اين صورت مقادير زيادى اشياء قيمتى دوره ساسانى نيز در کف درياچه قابل اکتشاف است.
در جريان جنگ هاى صدر اسلام و تصرف ايران به وسيله اعراب نيز، قلعه به محاصره نيروهاى خليفه دوم درمى آيد. بعيد نيست که در این زمان هم گنج ها هایی نيز به قعر درياچه ريخته شده باشند. از نگاه موبدان زرتشتى اين درياچه متعلق به ناهيد (آناهیتا) الهه آبها؛ بوده، بنابراين ريختن اشياء نذرى به داخل آن اصولا به منظور حفظ اين اشياء به وسيله صاحب آن تلقى مى شده و جايز و مباح بوده است.
در دوره ساسانى بويژه در زمان خسرو انوشيروان (579-531 ميلادى) و خسرو پرويز، توجه خاصى به عمران و آبادانى اين محوطه معطوف گردیده، و به عنوان يکى از معابد بسيار با اهميت تلقى شده است. آتشکده آذر گشنسب در متون قديم داراى اسامى متعددى است از جمله به زبان پهلوى؛ گنزک (GANZAK) يا گنجه ناميده مى شده، روميان آنرا گزکا (GAZKA) و اعراب شيز (SHIZ) مى گفته اند. در زمان ايلخانان نیز به آن "ستوريق" گفته شده است.
"تخت سليمان" از اسامى متاخر مجموعه مى باشد که عامه مردم به علت عدم اطلاع از عملکرد اصلى و زمان ساخت آن، با توجه به احاديث و روايت مذهبى در مورد اقتدار حضرت سليمان، اين امکان را بدان منسوب داشته و به همين جهت محل ياد شده حالت مقدس پيدا کرده و مردم خود را موظف به حفاظت و مراقبت از اين محل مى دانستند.
بعد از زوال حکومت ساسانى و پذيرش دين اسلام توسط ايرانيان، اين مجموعه عظيم که در جنگ هاى ايران و روم در زمان خسرو پرويز به شدت آسيب ديده بود، ديگر رمق تجديد حيات نيافت، اما تا قرن 4 ه. ق. تعداد اندکى از معتقدان آئين زرتشت در اين محل اسکان داشته و آتشکده نيز در مقياس کوچکترى مورد استفاده بوده، در زمان حکومت آباقاخان مغول با انجام تعميرات وسيع و چشمگير و احداث بناهاى جديد، از اين مکان مدتى به عنوان پايتخت تابستانى و تفرجگاه استفاده مى شود. بعدها محل مذکور توسط عامه مردم به صورت شهرکى کم اهميت با مشاغل متنوع تا قرن 11 ه. ق. ادامه حيات مى دهد.
اگرچه گزارش هايى دال بر استفاده از اين قلعه در دوره خلفاى عباسى در دست است، ليکن تخت سليمان در اين زمان از اهميت زيادى برخوردار نبوده. بعدها در دوره پادشاهى ايلخانان مغول در زمان "باقاخان"، دومين پادشاه اين سلسله و برادرزاده هلاکوخان (680تا 663 ه. ق.)، قصر و عمارتى در کنار اين درياچه بنا گرديد. خوشبختانه امراى مغول آثار ساسانى را تخريب نکردند و ساختمان هاى خود را در کنار و يا بر روى اين آثار بنا نمودند. از همين رو در حال حاضر بخشى از آثار دوره ساسانى در زير آثار دوره ايلخانى مدفون است. وجود يا عدم وجود چنين آثارى را مى توان با حفر گمانه هاى آزمايشى معلوم کرد. بايد توجه داشت که عمق اين گمانه ها دسته کم مى بايست 12 متر از سطح درياچه باشد.
با توجه به مجموعه موارد فوق بى ترديد کاوش در درياچه تخت سليمان بسيار بااهميت است و مى بايست به عنوان يک اقدام ملى در دستور کار سازمان هاى مربوط و به خصوص ميراث فرهنگى قرار گيرد. در بيان ارزش سرمايه گذارى در حفريات تخت سليمان همين بس که اولين سرمايه گذارى انجام شده در اين مورد به وسيله بانک ((بورگهارت و بروکلشن – Burghard Brokelschen)) دورتموند آلمان انجام شده و کاملا جنبه اقتصادى داشته است. در حال حاضر مهم ترين مشکلى که در جهت انجام اين مهم وجود دارد عمق زياد درياچه است که غواصى در آن را غيرممکن مى کند. در تلاش هايى که به وسيله هيات هاى کاوش اروپايى انجام شد هيچ غواصى نتوانست در عمق بيش از 32متر غور کند و غواصى در عمق 62مترى درياچه عملا غيرممکن مى نمايد. چرا که فشار آب داخل آن بسيار زياد و همچنين آب داراى املاح غليظ و سنگين است.
به نظر مى رسد که بهترين روش براى کاوش در قعر درياچه تخليه موقت آب آن باشد. اين کار از دو طريق ممکن است: اول اينکه به وسيله پمپ هاى شناور قوى با دبى بيشتر از فوران چشمه به تخليه آن بپردازند. طبق برآورد انجام شده در هر ثانيه حدود 100 ليتر آب از چشمه کف درياچه فوران مى کند (راهنماى تختسليمان، ص.12). ديگر اينکه به وسيله حفر تونلى افقى از حاشيه تپه تخت سليمان آب درياچه را تخليه و پس از انجام عمليات کاوش تونل را ببندند تا دوباره آب به سرمنزل خود بازگردد. به نظر ميرسد راه حل دوم ساده و عملى باشد. طول اين تونل با توجه به نقشه توپوگرافى منطقه مى بايست حدود 200 متر در نظر گرفته شود. راه حل سوم تلفيق دو راه حل فوق است، يعنى استفاده از تونل افقى و پمپ هاى شناور در يک زمان، به اين ترتيب مى توان با هزينه و زمان کمترى به نتيجه رسيد. در ضمن پيشنهاد مى شود که با استفاده از زيردريايى هاى اکتشافى کوچک (يکنفره) پيش از شروع عمليات کاوش، کف درياچه به دقت مورد بازبينى و نقشه بردارى قرار گيرد. استفاده از دوربين هاى زيرآبى داراى پروژکتور و کنترل از راه دور نيز براى انجام اين مقصود مفيد خواهد بود. هزينه اين عمليات نيز چندان زياد به نظر نمى رسد، کافى است که امتياز تهيه گزارش به موسسات تحقيقات بين المللى جغرافيا (مانند نشريه نشنال جغرافى) داده شود تا ايشان نسبت به اعزام هيات اکتشافى و دوربين و زيردريايى اقدام کنند. پيش از اين نيز هيات کاوش آلمانى از دوربين تلويزيونى و همچنين چنگک براى درآوردن اشياء باستانى از زير آب درياچه استفاده کرده اند، اما در گزارش هيات درباره موفقيت يا عدم موفقيت اين کار حرفى زده نشده است. چه بسا که نخواسته اند ايرانيان از نتيجه کاوش کف درياچه باخبر شوند. در جريان اين کاوش، سطح کف درياچه داراى ناهموارى زيادى گزارش شده است. از آنجايى که کف درياچه زندان سليمان کاملا مسطح است به نظر مى رسد که ناهموارى گزارش شده مربوط به آثار تاريخى بيشمارى باشد که در کف درياچه افتاده است. هيات آلمانى تلاش کرد که به وسيله چنگک به درآوردن آثار از کف درياچه اقدام نمايد اما دو عدد از چنگک ها شکست و ظاهرا موفقيتى کسب نشد!
خلاصه اينکه مجموعه تاريخى تخت سليمان از نظر وجود آثار باستانى با دارابودن آثار چندين دوره تمدنى کاملا غنى است و از نظر اسطوره شناسى نيز سرشار از مطالب جذابى است که نظر هر صاحبذوقى را به خود جلب مى کند. تاريخ اين مجموعه نيز با تاريخ ايرانيان، ايتاليايى ها، يهود، مسيحيان و مغول ارتباط تنگاتنگى دارد. از ديد اقتصادى نيز چه به لحاظ جلب گردشگر از سراسر جهان و چه به لحاظ وجود گنج هايى که در کف درياچه مدفون است، کاوش در تخت سليمان کاملا مقرون به صرفه به نظر مى رسد. اگرچه در حال حاضر سازمان ميراث فرهنگى در حال کاوش در منطقه است اما حجم اين عمليات به قدرى کم است که به قولى 300 سال طول خواهد کشيد …!
برای دیدن این اثر تاریخی می توان از دو مسیر مختلف استفاده کرد. مسیر زنجان و مسیر تکاب. در صورتی که تنها قصد دیدن این اثر را دارید بهتر است از مسیر تکاب استفاده کنید. جاده های مناسب و هموارتر آن کمک زیادی به آسایش شما می کند. مخصوصا اگر ماشین شخصی نداشته باشید، مسیر تکاب قطعا برای شما ارزانتر خواهد بود. تا تکاب می توان با اتوبوس طی طریق کرد و بعد از آن مسیر کوتاه 42 کیلومتری باقی مانده را می توان با کرایه اتومبیل طی کرد. علاوه بر این؛ مسیر زنجان- دَندی-تخت سلیمان، مسیری کوهستانی و پر فراز و نشیب (البته آسفالت) است و ممکن است کمی خسته کننده باشد. تخت سلیمان در منطقه ای کوهستانی و به طبع، سردسیر قرار گرفته و با شروع فصل پاییز سرمای زیادی بر این منطقه حاکم می شود و ممکن است لذت دیدن عجایب منطقه را کمتر کند.