
نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان است. کهنترين جشنى که از آغاز سال را دربرمىگيرد. جشن رستاخيز طبيعت و تجديد زندگى است. جشن حرکت و جنبش و تکاپو و کار است. جشن طبيعت است. عيد نوروز و گرامى بودن آن نزد ايرانيان بسيار قديمى و کهن است چنانچه پيدايش آن را به جمشيد نسبت دادهاند. جشن آغاز سال و تجديد زمان و تجديد حيات و آفرينش است که برگزار مىشود.
نخستين کسى که نوروز را پديدار ساخت و برقرار کرد کياجم (جمشيد) بود. سبب آنکه وى در نوروز دنيا را به تصرف درآورد و ايرانشهر را به غايت آبادانى رسانيد و پس از آن مقرر کرد تا مرتب نوروز را جشن سازند.
جمشيد يکهزار و پنجاه سال شاهنشاهى داشت. آنگاه به دست ضحاک (اژىدهاک) کشته شد. ضحاک نيز يک هزار سال فرمانروايى کرد تا زمان فريدون فرا رسيد. فريدون ضحاک را در کوه دماوند (به وسيلهء کاوه آهنگر) به زنجير کشيد و اين بند کردن واقع شد در نيمهء روز مهر ماه در مهر روز (شانزدهم مهر = مهر روز) و اين روز را مهرگان ناميدند و نوروز را جم (جمشيد) استوار کرد و مهرگان را آفريدون (فريدون) و نوروز دو هزار و پنجاه سال از مهرگان قديمتر است.
بار دينى و باورهاى اساطيرى: نوروز ايرانى جشن ويژهء اهورامزداست. نخستين روز هر ماه اورمزد نام دارد و هم روزى است که آفرينش جهان در آن روز واقع شده و پس از بعث و رستاخيز مردگان و از ميان رفتن بدان و اهريمن و ديوان جهان نو مىشود. در اين روز جهان آفريده شد و انسان خلق گشت و مقدرات براى هر ماه و هر روز تقسيم شد. بخت و سرنوشت مردم تعيين گشت و مردم به حوادثى که در اين روز روى دهد تفال زده و خوبى و بدى آن را پيشگويى مىکنند چنانچه از سبز کردن انواع غلات نوع غلهاى را که در آن سال محصول بيشترى مىداد پيشگويى مىکردند.
از زمان ساسانيان جشن سال نو و نوروز در آغاز بهار برگزار مىشده است. همچنين سال به دو بخش تقسيم مىشد: آغاز تابستان (اول بهار) و آغاز زمستان (اول پاييز) که جشن نوروز و جشن مهرگان هر دو با مراسمى تقريباً همسان رواج داشت.
آثارى که در تختجمشيد به شکل حجارى باقى است و نمايندگان تابعهء ملل گوناگون را نمايش مىدهد که تحف و هدايايى آورده و در انتظارند که به ترتيب به حضور شاهنشاه رسند که برگردان و رسمى از رسوم آيينى نوروزى مىدانند.
براى آغاز سال نو مردم شستوشو و غسلهاى ويژه و اعتراف به گناهان و_ طلب بخشش و آمرزش از دوستان و معاشران و خانهتکانى و نو کردن و سفره پهن کردن و مهمانى دادن و سور برپا داشتن و به ياد مردگان بودن انجام مىدادند.
مراسم و آدابى که روزهاى پيش از جشن نوروز و مهرگان و روزهاى پس از آن انجام مىگرديد افروختن آتش براى راندن ارواح خبيثه و شياطين و نيز دود کردن اسفند و کندور و صمغ و گياهان ويژه براى استمرار سلامتى و تندرستى بودهاند.
يکى از مراسم سال نو که در آخرين روزهاى سال انجام مىشد يادکرد از مردگان و بزرگداشت ارواح درگذشتگان و اهداى نذور و صدقات و خيرات براى آنان است و بلافاصله در نخستين روز بهار مراسم سور و سرور و شادى و جشن آغاز مىشد.
مراسم ميرنوروزى: ميرنوروزى عبارت از فردى عامى و از توده و عوامالناس بوده که او را تحت شرايطى برگزيده و براى چند روز زمام امور شهرى را به عهدهاش مىسپردند و تفريح مىکردند. در ايام نوروز محض تفريح عمومى و خنده و بازى ميرنوروزى را بر تخت شاهى مىنشاندند و پس از انقضاى ايام جشن سلطنت او نيز پايان مىيافت.
از دوران کهن يکى از آيينهاى نوروزى سبز کردن دانهها و حبوبى است که به ويژه زنان در ظروف گوناگونى به عمل آورده و روز سيزدهم نوروز و جشن بهارى دستهجمعى به بيرون شهر رفته و آن را به آب روان مىافکنند. اين سبزهها گاه به گونهء هفت که از اعداد مقدس است سبز مىشد. اقلامى که از دانهها سبز مىکردند عبارت بود از: گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، کاجيله، ذرت و ماش. در سفرههاى هفت سين معمولاً سه ظرف سبزه به عنوان کنايه از سه اصل دينى: انديشهء نيک، گفتار نيک و کردار نيک قرار مىدادند که اغلب گندم و جو و ارزن بود. امروزه نيز يکى از رسوم جشن سال نو در ايران سبز کردن سبزه در ظروف سفالى است که در آغاز اعتدال بهارى انجام مىشود. چهبسا سبز کردن سبزه خود نمادى از تکرار آفرينش باشد و يادبود آفرينش ازلى و نخستين است. در جشن نوروز مردم به هم آب مىپاشيدند و اين سنت از آداب کهن ايرانى است و در زمان ساسانيان معمول بوده است و هنوز در ميان ارمنىها و زرتشتىها چنين رسمى باقى است.
در قديم در هنگام نوروز و مهرگان نمايندگان ملل تابعه و وزيران و بزرگان کشورى و لشگرى و نمايندگان اصناف و برزيگران و غيره هدايايى را طى تشريفات به حضور شاه پيشکش کرده و شاهنشاه خود در اين مراسم حضور مىيافت.
روز نخست فروردين نوروز عامه يا نوروز کوچک است. روز ششم فروردين يا خرداد روز از ماه فروردين تولد زرتشت بوده و در آن روز بسا از حوادث بزرگ روى داده. در رسالهاى از دوران ساسانى موسوم به «روز خرداد - ماه فروردين» که نوروز خاصه است آمده اغلب حوادث مهم ملى و دينى ايرانيان در چنين روزى روى داده است.
مراسم نوروزى: هفتسين، خطبهخوانى، بارعام و دادخواهى، اهداى هدايا و نوعى تاديهء مالياتى و ترتيب به حضور بار يافتن طبقات گوناگون و بسا امور ديگر بوده است که کم و بيش در جشن مهرگان نيز انجام مىشده است.
سفرهء هفت سين امروزى همان سفرهاى بوده که جهت ارواح درگذشتگان در هر خانهاى گسترده مىشد.
يکى از اقلام عمدهء سفرهء هفت سين آب است، کنايه از آنکه سراسر سال آبسالى باشد و آب در سفرهء نوروزى چون ساير چيزها، نشانهء بارورى و برکت مىباشد. تخممرغ نيز در سفرهء نوروزى، نشان نطفه و نژاد است. آيينه و سمنو که از جوانههاى تازه رسيدهء گندم پخته مىشود، سنجد که نشان عشق و دلدادگى و زايش و تولد است و ماهى که نشان برج حوت =( ماهى) يا اسفند که سپرى شده و سيب که ميوهاى است با راز و رمز عشق و زايش و انار که ميوهء درختى مقدس است نزد ايرانيان و سکههاى تازهضرب که نشان برکت و ثروت و دارندگى است و گل بيدمشک که نمايشگر امشاسپند سپندارمذ و گل ويژهء اسفند ماه است و نارنج که گوى مانند چون زمين است در ظرفى از آب و دانههايى مقدس اسپند که بخورى بسيار جالب توجه است و شمع و لاله و بسيارى چيزهاى ديگر در سفرهء هفتسين از لوازم است. در اغلب نقاط و شهرهاى ايران، هفتسين با کم و بيش اختلافى مرسوم است. در سفرهء ويژه: يک ظرف کوچک سمنو، يک يا چند عدد سکهء نو ضرب، يک ظرف کوچک چينى يا بلور از سرکه، چند دانه سير، ظرف کوچکى سنجد، مقدارى سماق، ظرفى سيب و مقدارى سبزه قرار دارد. به احتمال در زمانهاى گذشته به جاى هفت سين، هفت شين نيز در سفرهء نوروزى معمول بوده است مثل شهد، شير، شراب، شکر، شمع، شمشاد، شايه (تخممرغ)
هفت سين به موجب شمارش هفت امشاسپندان (فرشتگان) در خوان نوروزى قرار مىگيرد.
به طور کلى کسى که وارد خانه مىشود بايد خوشقدم باشد و بگويد: صد سال به اين سالها برسيد. در صورتى که خود صاحبخانه خوشقدم باشد، بايد از در خانه بيرون برود و برگردد. هر کسى در اين روز شادى و خرمى بکند تا سال ديگر به او خوش خواهد گذشت.
فردوسى درباره ی پيدايش نوروز چنين ميگويد:
چو خورشيد تابان ميان هوا
نشسته برو شاه فرمانروا
بجمشيد بر گوهر افشاندند
مران روز را روز نو خواندند