سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران اهل تسنن حنفی عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط میشود وی اهل تصوف و عرفان نیز بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه اشعار او از غزل و فصیده و قطعه و رباعی حدود ده الی یازده هزار بیت است. وی ارادتی وافر به سعدی داشته و بین آن دو مکاتباتی نیز بوده است. این شاعر بزرگوار در سال ۷۴۹ هجری در یکی از خانقاه های آقسرا وفات یافت. قصیدهٔ او که با مصرع «هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد» آغاز میشود و گویا خطاب به مغولان مهاجم سروده شده از اشعار معروف این شاعر آزاده است .
| هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد | هم رونق زمان شما نیز بگذرد | |
| وین بوِم محنت از پی آن تا کند خراب | بر دولت آشیان شما نیز بگذرد | |
| باد خزان نکبت ایّام ناگهان | برباغ و بوستان شمانیز بگذرد | |
| آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام | برحلق و بردهانِ شمانیز بگذرد | |
| ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز! | این تیزی سنان شما نیز بگذرد | |
| چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد | بیداد ظالمان شما نیز بگذرد | |
| در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت | این عوعو سگان شما نیز بگذرد | |
| آن کس که اسب داشت غُبارش فرونشست | گرد سُم خران شما نیز بگذرد | |
| بادی که در زمانه بسی شمعها بکُشت | هم بر چراغدان شما نیز بگذرد | |
| زین کاروان سرای بسی کاروان گذشت | ناچار کاروان شما نیز بگذرد | |
| ای مُفتخر به طالعِ مسعود خویشتن! | تاثیر اختران شما نیز بگذرد | |
| این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید | نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد | |
| بیش از دو روز بود از آن دگر کسان | بعداز دوروزاز آن شمانیز بگذرد | |
| بر تیر جورتان ز تحمّل سپر کنیم | تا سختیِ کمان شما نیز بگذرد | |
| در باغ دولت دگران بود مدّتی | این گُل، ز گُلستان شما نیز بگذرد | |
| آبیست ایستاده دراین خانه مال و جاه | این آب ناروان شما نیز بگذرد | |
| ای تو رمه سپُرده به چوپان گرگ طبع! | این گُرگیِ شبان شما نیز بگذرد | |
| پیل فنا که شاه بقا مات حُکم اوست | هم بر پیادگان شما نیز بگذرد | |
| ای دوستان! خوشم که به نیکی دُعای سیف | یک روز بر زبان شما نیز بگذرد |